<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677</id><updated>2012-02-16T13:12:13.885+03:30</updated><title type='text'>ARIAN</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>29</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-3676481902413304177</id><published>2011-11-18T02:08:00.003+03:30</published><updated>2011-11-19T15:01:30.907+03:30</updated><title type='text'>انفجار در پادگان سپاه</title><content type='html'>اخبار انفجار پادگان سپاه تبديل به بحث دا‌غ اين روزهای محافل رسمي و غير رسمي شده،انفجاری که به محض شنيدن خبرش اين شايبه را در ذهن ايجاد کرد که حمله نظامي به ايران شروع شده، شايد دليل اين تصور همزماني انفجار با تهديد نظامي اسراييل به ايران باشد و چيزی که در اين بين عجيب است اعلام شمار کشته ها بود اول يک رقمي از تعداد کشته‌ ها اعلام شد بعد موقع تشيع جنازه تعداد جنازه ها بيشتر از آنچه بود که اعلام شده بود بعد از آن بود که خبر تشيع جنازه در شهرهای مختلف منتشر شد، با اسامي ، وقتي که اسامي کشته ها را کنار هم مي گذاری عددی در حدود دو برابر آنچه قبلا گفته بودند بدست مي ايد، همچنين اعلام کردند که در اين حادثه هيچ خرابکاري خارجي وجود نداشته و دليل انفجار را جابجايي مهمات عنوان کردند،دليلي که خود اعلام کننده خبر در مورد صحت آن شک داشت،جالب است، قبلا هر حادثه ای در ايران رخ ميداد عامل اصلي آن آمريکا و اسراييل بودند،حال چه شده که با صراحت مي گويند خرابکاری انهم از نوع خارجي در انفجار دخيل نبوده،پس دليل اصلي را حتما خود رژيم مي داند، البته گفتند که در اثر جابجايي مهمات روی داده ولي با شناختي که از رژيم داريم بعد از چندی دليل ديگري را اعلام خواهند کرد و چون شواهد تاريخي نشان داده که گفته های رژيم آخوندی از روی عقل ودرستي نبوده بلکه في البداهه يک چيزي مي گويند بعد که ميبينند خبر اعلام شده اشکال دارد چيزی به آن اضافه مي کنند که درستر بنظر بياد غافل از اينکه کل اخبارمنتشر شده را که کنار هم قرار مي دهي ميبيني هيچ ربطي به آنچه قبلا گفته اند ندارد،آنچه که مسلم است تعداد کشته ها خيلي بيشتر از اين اعداد است فقط بايد زمان بگذرد تا يواش يواش کل تعداد کشته ها و علت حادثه معلوم شود، اين روش کار رژيم است ،هرموضوعي پيش آمده ابتدای کار آنرا انکار مي کنند بعد که ديدند همه عالم خبر دار شده انرا تحت عنوان خبر فوری اعلام و مي گويند حادثه ای بوده چيز مهمي نيست و از رسانه ها مي خواهيم زياد به آن نپردازند و آب به آسياب دشمن نريزند و اگر موضوع کش داده شود ولايت مطلق فقيه وارد عمل شده و رسما اعلام ميکند موضوع را کش ندهيد که بنفع نظام نيست ،ولي پس از سپری شدن زمان نسبتا طولاني يک دفعه خبر مياد که سربازان گمنام امام زمان عوامل حوادث اخير را شناسايي و به هلاکت رسانده اند و قبل از هلاک شدن اعتراف کرده اند که با پشتيباني آمريکا و اسراييل اين عمليات را انجام داده اند و عده ای هم باور مي کنند و برايشان چه چه و به به مي کنند ،اين شيوه ای است که رژيم از روز اول طبق ان رفتار کرده و تا الان هم انرا ادامه ميدهد حالا کمي بروز شده، ولي روش همان است.آريان&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-3676481902413304177?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/3676481902413304177/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=3676481902413304177&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3676481902413304177'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3676481902413304177'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2011/11/blog-post_18.html' title='انفجار در پادگان سپاه'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-3587183134610578819</id><published>2011-11-16T14:54:00.003+03:30</published><updated>2011-11-16T15:43:46.566+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>بعد از مدتها دوباره تصميم به نوشتن روی وبلاگم کردم و امروز فقط خواستم به کسانيکه نوشته هايم را دنبال می کنند ،مخالفان و موافقان ،اين نويد را بدهم که با وجود مشکلات زيادی که ذوب شده های ولايت برايم بوجود اورده اند ،دوباره بنويسم و از آخر و عاقبتش خبر ندارم ، بهر حال انچه مهم است اينکه انسان بتواند در هر موقعيتي که قرار دارد وظيفه اش را در قبال سرزمينش انجام دهد و مردم را در جريان رويدادها بگذارد و قضاوت در مورد درست يا ‌‌غلط بودن آنرا به خود مردم که بهترين قاضی هستند بگذارد هر چند شايد اين نوشته ها که برگرفته از نظرات شخصی خودم مي باشد و وابسته به هيچ جناح و سازماني نيست همانطور که قبلا هم به آن اشاره کرده ام و بنا بر اصلی که به آن معتقد هستم يعنی آزادی بيان و دمکراسي ،عواقب بدتری را برايم به همراه داشته باشد.آريان&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-3587183134610578819?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/3587183134610578819/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=3587183134610578819&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3587183134610578819'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3587183134610578819'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2011/11/blog-post.html' title=''/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-84999774357346085</id><published>2009-08-19T16:25:00.001+04:30</published><updated>2009-08-19T16:37:13.714+04:30</updated><title type='text'>تجاوز جنسی در زندانهای جمهوری اسلامی ایران، بحث جدیدی نیست!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;این روزها هر سایت خبری و تفسیری در مورد وقایع ایران را که می بینی در مورد تجاوز جنسی در زندانهای جمهوری اسلامی ایران، بحثی، مقاله ایی یا خبری به چشم می خورد. این موضوع هم با نامه نگاری اقای کروبی به اقای رفسنجانی شدت گرفت. اقای کروبی که از شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران می باشد به همراه اقای میر حسین موسوی به شدت با انتخاب مجدد اقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران مخالف هستند و بر این عقیده هستند که در امر انتخابات تقلب صورت گرفته است. اقای کروبی به اقای هاشمی رفسنجانی نامه می نویسد که گویا در زندانهای جمهوری اسلامی تجاوز صورت می گیرد. ایشان از اقای رفسنجانی خواهش کرده اند که موضوع را پی گیری نماید. اما از انجا که اقای رفسنجانی خیلی زرنگ هستند و بی گدار به اب نمی زنند، امر اقای کروبی را به جا نمی اورد و اقای کروبی به خاطر اینکه جار و جنجال بیشتری راه بیاندازد، ان نامه را منتشر کردند. اقای کروبی و اقای موسوی، دار و دسته ای برای خود ترتیب داده اند و در صدد اعتراض و افشاگری هستند. موارد زیادی را مطرح کرده اند و هر روز بر طرفداران خویش می افزایند. امروز بسیاری از شهروندان ایرانی این دو را به عنوان ناجی خود می بینند و جنبشی به راه انداخته اند به نام جنبش سبز.&lt;br /&gt;دسته دیگر پیروز در انتخابات که اقای خامنه ایی و دارو دسته اش هستند هم به شدت در حال مبارزه با رهروان این اقایان هستند. جالب است! مبارزه با رهروان و طرفداران این اقایان و نه خود انها! این روزها هر کس را که دستگیر کنند و به طرفداری از جنبش سبز اقای میر حسین موسوی و اقای کروبی متهم شود، به شدیترین وجه ممکن ازار و اذیت می شود. اما در عین حال این اقایان در حال انجام امور روزمره خود هستند. جوانان بی گناهی در خیابانها غرق خون شدند، عده ایی در زندانها لت و پار شدند و این لت و پار شدنها هنوز هم ادامه دارد.&lt;br /&gt;این اقایان به حدی زرنگ و حساب شده کار را به پیش می برند که حتی بسیاری از مخالفان حکومت را که در خارج از ایران به سر می برند را نیز به خود متمایل کرده اند. کار به جایی رسیده که مردم اصل مشکل را که همانا وجود جمهوری اسلامی است را فراموش کرده اند و به شاخ و برگ چسبیده اند. یک روز الله اکبر سر دادند، به دست عوامل حکومت شاهنشاهی کشته شدند، امروز الله اکبر سر می دهند، به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل می رسند. ‌همین جمهوری اسلامی کنونی، حاصل ان الله اکبرهای قبل از انقلاب است. اما حالا الله اکبر گویان ضد انقلاب هستند.&lt;br /&gt;اوایل انقلاب انسانهای بی گناه و مظلوم زیادی به جوخه های مرگ سپرده شدند، با ادامه حکومت، انسانهای گمنام و مظلوم دیگری قربانی شدند. اعدامهای دسته جمعی در زیر نامهای مختلف صورت گرفت. اما کسی صدایش در نیامد. اگر صدایی در امد، در گلو خفه شد. دخترهای بیچاره را اعدام می کردند، به عنوانهای واهی و فردایش چند مامور وصیت نامه و یک جعبه شیرینی را به در خانه می بردند. شیرینی به منظور اینکه دخترشان قبل از اعدام ازدواج کرده و باکره از دنیا نرفته است تا به بهشت برود. با کی ازداوج کرده؟ یک مامور گمنام امام زمان این مسولیت را به دوش کشیده و این اجر الهی را انجام داده است! ایا این اعمال تجاوز است یا ازدواج؟ ایا این اعمال شکنجه روحی و جسمی زندانی و خانواده نیست؟&lt;br /&gt;این اعمال در زمانی روی داده است که اقای میر حسین موسوی و اقای کروبی که حالا در قدرت نیستند و سبز شده اند، ان زمان در اوج قدرت بودند. اقای موسوی و اقای کروبی به دنبال کشف جنایت در زندان و سپردن عاملان جنایت به دست عدالت نیستند. انها به دنبال به دست اوردن قدرت از دست رفته خود هستند. دلیل روشنی که برای این مدعا وجود دارد این است، که تمام اعمالی را که این اقایان ادعا می کنند جرم است، جنایت است،تجاوز است ووو ... در زمان تصدی امور انها به شدیدترین وجه ممکن صورت گرفته است.&lt;br /&gt;تجاوز به زندانی بحث جدیدی نیست. امروز هزاران شاهد زنده وجود دارند که می توانند گواهی بدهند که از بدو تشکیل حکومت جمهوری اسلامی ایران، تجاوز جنسی در زندانها یک امر عادی و روزمره بوده است. به دلایل فرهنگی، هزاران شاهد دیگر وجود دارند که از ترس ابرویشان این مقوله را در نهانخانه دلشان انبار کرده اند و جرات بیان ان را نداشته و ندارند.&lt;br /&gt;دلیل دیگری که این بحث را امروز داغتر کرده است، بدین صورت است که قبلا شکنجه و تجاوز و اعدام مختص به افراد عادی جامعه بود. منظور از افراد عادی یعنی کسانی که نسبت فامیلی با نظام نداشتند. اما امروز دامنه این تجاوزها به فرزندان کسانی رسیده است که خود، فامیل این نظام هستند. قبلا پسر یا دختر شخص گمنامی در شهرستان گمنامی مورد تجاوز و شکنجه قرار می گرفت، اما امروز مثلا فرزند معاون محسن رضایی مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرد و با فجیع ترین وجه ممکن به قتل می رسد. به همین دلایل است که این اقایان جناح سبز را تشکیل داده اند و به شدت وحشت کرده اند و می بینند که ان بلایی را که زمانی که خود در اوج قدرت بودند بر سر فرزندان مردم بیچاره می اوردند، در حال حاضر همین نظام خودشان، این اعمال ننگین انان را بر فرزندان و فامیل انها روا می دارد. خلاصه کلام اینکه از دید اقای کروبی و موسوی، در گذشته مورد تجاوز قرار گرفتن، شرعی و مختص دیگران بود، اما امروز به دلیل اینکه نوبت خودی ها رسیده است، نا شرعی و خلاف است.آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-84999774357346085?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/84999774357346085/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=84999774357346085&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/84999774357346085'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/84999774357346085'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='تجاوز جنسی در زندانهای جمهوری اسلامی ایران، بحث جدیدی نیست!'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-6643287505702802991</id><published>2009-06-25T02:16:00.001+04:30</published><updated>2009-06-25T02:18:45.559+04:30</updated><title type='text'>آقای خامنه ایی و ادولف هیتلر</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_LSzPQMTh8E4/SkKfIRKfU6I/AAAAAAAAAAM/Ar2BBm5RL7U/s1600-h/khamenehi-hitler.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5351014271664739234" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 171px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_LSzPQMTh8E4/SkKfIRKfU6I/AAAAAAAAAAM/Ar2BBm5RL7U/s320/khamenehi-hitler.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-6643287505702802991?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/6643287505702802991/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=6643287505702802991&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/6643287505702802991'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/6643287505702802991'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='آقای خامنه ایی و ادولف هیتلر'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_LSzPQMTh8E4/SkKfIRKfU6I/AAAAAAAAAAM/Ar2BBm5RL7U/s72-c/khamenehi-hitler.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-6920646682392519845</id><published>2008-09-20T01:28:00.000+04:30</published><updated>2008-09-20T01:30:33.510+04:30</updated><title type='text'>فرمایشات عجیب و غریب!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;آقای رحیم مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی و معاون اقای دکتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهور کنونی حکومت جمهوری اسلامی ایران، حدود دو ماه پیش از نگارش این متن بنده فرمودند: هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست، ایران امروز با مردم امریکا و اسراییل دوست است، این افتخار ماست. ما مردم امریکا را برترین  ملت های دنیا می دانیم.&lt;br /&gt;این متن سخنان ایشان بود.&lt;br /&gt;بعد از مدتی مورد انتقاد قرار گرفت. ایشان حرف خود را پس گرفتند و یک جور دیگر بیان داشتند، که من حوصله ندارم، تکذیبیه ایشان و استنادهای عجیب و غریب بعدی ایشان را بنویسم تنها به این بسنده می کنم که ایشان کاملا از حرف خود برگشتند، تا جایی که گفتند ایشان چنین نگفته اند.&lt;br /&gt;اقای دکتر احمدی نژاد رییس جمهور کنونی حکومت جمهوری اسلامی ایران، تا مدتی در این مورد هیچ اظهار نظری نکردند، تا اینکه روز پنجشنبه قبل از جمعه،یعنی یک روز قبل از نگارش بنده، اینچنین فرمودند: حرف اقای مشایی حرف دولت جمهوری اسلامی ایران است و اقای مشایی مظلوم واقع شده اند.&lt;br /&gt;و اما، اقای خامنه ایی ولایت مطلقه فقیه حکومت جمهوری اسلامی ایران و ولی امر مسلمین جهان،مدافع و پشتیبان اقای دکتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهور کنونی حکومت جمهوری اسلامی ایران، امروز جمعه برابر با ۱۹ ماه سپتامبر، سال ۲۰۰۸ میلادی، در خطبه دوم نماز جمعه تهران چنین فرمودند: " یک نفر پیدا می شود در باره مردمی که در اسرائیل زندگی می کنند، اظهار نظر می کند، البته این اظهار نظر غلطی است. اینکه گفته می شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم، این حرف درستی نیست."&lt;br /&gt;من شرح و تفسیر و نگارشی، بر این موضوع نمی نگارم، چون خجالت می کشم چیزی بگویم. ‌همین و بس.&lt;br /&gt;آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-6920646682392519845?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/6920646682392519845/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=6920646682392519845&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/6920646682392519845'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/6920646682392519845'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2008/09/blog-post.html' title='فرمایشات عجیب و غریب!'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-9170234208092776594</id><published>2008-08-07T16:54:00.000+04:30</published><updated>2008-08-07T16:55:18.174+04:30</updated><title type='text'>لغو حکم سنگسار!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران رسما حکم سنگسار را لغو نمود. این چه معنایی دارد؟ ایا سنگسار حکم بدی بوده است؟ اگر حکمی بد و غیر انسانی بوده است؟! پس چرا تا بحال اجرا شده است؟! تاوان خون به ناحق ریخته شده هزاران زن و مرد بی چاره را که تا کنون با این حکم ریخته شده است، بر گردن چه کسی خواهد بود؟! ایا حکم سنگسار حکمی روا و حق بوده است؟ پس چرا حالا لغو می شود؟!&lt;br /&gt;آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-9170234208092776594?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/9170234208092776594/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=9170234208092776594&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/9170234208092776594'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/9170234208092776594'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='لغو حکم سنگسار!'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-4260293015994530273</id><published>2008-07-16T18:07:00.002+04:30</published><updated>2008-07-16T18:11:52.332+04:30</updated><title type='text'>نامه فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام!</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.iwsn.org/images/kamangar.gif"&gt;&lt;img style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand" alt="" src="http://www.iwsn.org/images/kamangar.gif" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;متن زیر نامه فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام می باشد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;انتشار: فعالان حقوق بشر در ايران&lt;br /&gt;منع: ایران پرس نیوز&lt;br /&gt;تعريف دقيق جرم سياسي و پيرو آن زنداني سياسي در هيچ جاي قاموس حقوقي - کيفري جمهوري اسلامي مشخص نشده که به تابع آن در مظان هرگونه اتهام ناسره و نامربوط قراردادن شخصي که طبق استانداردهاي حقوقي معقول در جهان متهم سياسي به شمار مي آيد امري رايج باشد ، اساساً در جايي که بعضي ها خود را فراتر از قانون ميدانند ، بدون داشتن تحصيلات آکادميک حقوقي يا سياسي خود را بهترين و نادرترين سياستمداران و عالمان علم قضا به حساب مي آورند و عملکرد سياسي خود را نيز تنها آلترناتيو سياسي در زمان غيبت امام زمان (عج) دانسته و به طبع تمامي اقشار جامعه ايران را پيرو محض و مطيع سياستهاي خود پنداشته و نتيجتاً هيچ مسلک و شيوه سياسي را به رسميت نشناخته و بالاتر از آن براي بقيه آحاد ملت نيز مجاز و روا نميدانند . بنابراين جاي تعجب نيست که اين عده با فراق خاطر کامل کسي ديگر را به جز خود صاحب صلاحيت اظهار نظر در امور سياسي نداند مگر آنکه به تائيد يا تمجيد رياکارانه از آنها پرداخته و اظهار علني هيستريک حمايت خود را از سياستهاي رسمي اين طبقه دستمايه سوداي رسواي خويش قرار دهد .&lt;br /&gt;فعالیت سياسي به معناي مصطلح و رايج عصيان نيز از طرف اين گروهها تنها براي کساني که از اسلام سياسي ، تمام جنبه هاي انسان ساز ، لطيف و روحاني با قوانين مدون و محکم جهت پي ريزي جوامع سالم و با نشاط بشري را يکجانبه به کناري گذاشته و بنا به گفته خود با تفکر ايام آغازين ظهور اسلام فقط " الجنة تحت ظلال السيوف " و " النصر بالرعب " را فرا گرفته اند ، بنابراين جاي تعجب نيست که در نظام نظري و حقوقي اين عده مصاديق فعاليت سياسي ، جرم سياسي ، اتهام سياسي و زنداني سياسي احصا نشده است . سخن کوتاه آنکه ، اينجانب فرزاد کمانگر بعنوان يک شهروند ايراني داراي حقوق مشروع و عرفي پذيرفته شده در قانون ايران و جهان و بعنوان کسي که وزارتخانه آموزش و پروش همين حاکميت اينجانب را صاحب صلاحيت تعليم به فرزندان اين آب و خاک دانسته ، اکنون طبق رول معمول حقوق بين الملل ، طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر و طبق تعاريف مقبول خردورزان سياسي در جهان خود را مصداق بارز و کامل يک زنداني سياسي ميدانم که از بد حادثه در بد زمان و بدمکاني که تعريف ساده از جرم سياسي در لفاف عناوين عجيب و شگفت ، نظير حرب با خدا ، افساد في الارض ، اقدام عليه امنيت ملي به تنگ نظرانه ترين و غير دموکراتيک ترين وجه گرفتار آمدم ، توجه خوانندگان را به موارد مطروحه زير جلب مينمايم تا سير دادرسي در مورد پرونده من در دستگاه عدالت فعلي ايران روشن تر شود :&lt;br /&gt;1-اينجانب در تاريخ 27/5/85 در شهر تهران به دليل تحت مظان قرار داشتن به فعاليت سياسي غير مجاز بازداشت شدم ، عليرغم تصريح قانون اساسي به حق متهم مبني بر داشتن وکيل 16 ماه از اين حق محروم بودم ، يعني بعد از 16 ماه تحمل سخت ترين انواع شکنجه تحت لواي بازجويي که برخلاف موارد مطروحه در قانون حفظ حقوق شهروندي بوده و شرح کوتاهي از آن را در رنجنامه اي که قبلاً نگاشتم ذکر شده است . البته لازم به ذکر است که در شهر کرمانشاه دادستان انقلاب وقت ضمن بي اعتنايي به اصل تفهيم اتهام با صدور دستور به ضابطين قوه قضائيه خواستار تداوم شکنجه و فشار بيشتر جهت پذيرش گناه مرتکب نشده اينجانب شد (که اگر بازپرس شعبه 14 امنيت تهران دستور بازگشت ما را به تهران نميداد بي گمان زنده نبودم) و حتي کار را به آنجا رسانيدند که مراحل آغازين تشکيل پرونده به گفته خودشان انجام "تحقيقات فني " هنگامي که نه جرمي ثابت شده و نه جلسه دادرسي برگزار شده و بدون داشتن وکيل هرگونه اتهامي را به اينجانب وارد مي ساختند و صراحتاً و با کمال خوشحالي از صدور حکم اعدام من خبر ميدادند.&lt;br /&gt;2-در خلال دوره 16 ماهه در کارخانه متحول سازي وزارت اطلاعات و بعد از اعزام از کرمانشاه به تهران دفعتاً وطي يک عمليات محيرالعقول عناوين اتهامي قبلي اينجانب نظير عضويت در حزب پژاک ، حمل مواد منفجره ، اقدام به شروع بمب گذاري و حتي بمبگذاري از نامه اعمال من محو شده و اتهام خلق الساعه جديدي به نام عضويت در حزب کارگران کردستان ترکيه ؟!!! برايم تجويز شد . البته بنا به عادت مافي السبق بدون هيچگونه مستند و مدرکي ، حتي جعلي و ظاهري .&lt;br /&gt;3-در همان ايام مذکور شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران معلوم نيست که چرا و چگونه ناگهان قرار عدم صلاحيت خود به طرفيت دادگاه انقلاب سنندج را صادر نمود.&lt;br /&gt;4-تحمل نزديک به دو ماه انفرادي همراه با شکنجه هاي وحشتناک توسط مسئول بازداشتگاه اطلاعات سنندج که مشخص نبود اعمال اين حجم عظيم فشار و شکنجه به چه جهت و در خدمت کدامين هدف و مقصود بود ؟ چرا که در طول اين مدت نه تفهيم اتهام جديدي شده بودم و نه حتي يکبار ، يک سئوال جديد هم از من پرسيده شد و سرانجام اين قصه صدور قرار عدم صلاحيت اين بار به طريق معکوس از طرف دادگاه انقلاب سنندج به طرفيت شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران تکرار شد ، گويا حضرات به اين نتيجه رسيده بودند که تنوعي در اعمال شکنجه اينجانب قرار دهند و طبعيت مهرپرور و مهرورز خود را در هر سه مرکز استان به من نشان داده و ترجيحاً به من فهمانده شود ، به هر کجا که روي "آسمان همين رنگ است"&lt;br /&gt;5-و بالاخره ميرسيم به اوج شاهکار اين سناريو امنيتي - قضائي ، يعني مرحله تشکيل دادگاه ، مرحله تشکيل جلسه دادرسي و نهايتاً صدور حکم ، البته خواننده متوجه باشد که دستگاه قضائي در هجدهمين ماه پس از دستگيري به اين نتيجه رسيد که اتلاف فرصت ديگر کافي است و اين پرونده بايد سريعاً ختم به خير شود و اين نيت خيرخواهانه حتي به جلسه دادگاه نيز سرايت نمود و اينجانب در طي کمتر از 7 دقيقه (بله درست خوانديد ، فقط هفت دقيقه) که 3 دقيقه آن صرف قرائت کيفر خواست گرديد ، مستحق اعدام تشخيص داده شدم ، آنهم در دادگاهي که طبق نص صريح اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي بايد به شکل علني با حضور وکيل و در حضور هيئت منصفه برگزار ميگرديد ، که هيئت منصفه و علني بودن دادگاه فوق هيچگونه مفهوم و وجود خارجي نداشته و حتي به وکيل اينجانب نيز قبل از دادگاه و در هنگام دادگاه اجازه صحبت کردن حتي در حد سلام و عليک با من را ندادند و حتي فرصت قانوني دفاع از من را نيز پيدا نکرد . قابل ذکر است در کيفرخواست فقط اتهام عضويت در پ.ک.ک در دادگاه به من ابلاغ شد.&lt;br /&gt;6-قاضي پرونده يکماه بعد، طي يک پروسه تشريفاتي هنگام ابلاغ حکم به اينجانب صراحتاً اعلام نمود که وزارت اطلاعات قبل از صدور حکم دادگاه محاربه تو را مسلم و قطعي تشخيص داده و حداقل حکم مورد انتظار را اعدام دانسته ، البته اين موضوع چندان براي من تازگي نداشت زيرا که تمامي بازجويان اطلاعات در هر سه شهر از همان روزهاي آغازين بازجويي پيشاپيش تاکيد موکد داشتند که "ما تشخيص ميدهيم که چه کسي چه حکمي بايد بدهد و حکم تو نيز بايد اعدام باشد" (عين گفته بازجوهاي پرونده)&lt;br /&gt;توجه به موارد مشروحه فوق که فقط مشتي از خروار است براي عبرت گيرندگان مايه تاسف است ،چرا که دستگاه اطلاعاتي - امنيتي کشور با نقض مکرر و فاحش نص صريح قوانين مصوبه جمهوري اسلامي و در راس آن اصول قانون اساسي مانند اصل 20 (يکسان بودن همه در برابر قانون)، اصل 23 (ممنوعيت تفتيش عقايد) ، اصل 35 (داشتن حق وکيل) ، اصل 37 (اصل برائت) ، اصل 38 (ممنوعيت شکنجه) ، اصل 39 (ممنوعيت هتک حرمت و حيثيت ) ، اصل 57 (استقلال قوا) ، و اصل 166 (مستدل و مستند بودن احکام) ، اصل 168 (علني بودن دادگاه جرايم سياسي) و نقض قوانين حقوق شهروندي ، نقض آئين دادرسي و نقض آئين نامه داخلي سازمان زندانها ، از يکطرف ، يکسره خط بطلان برآنچه که در متن قوانين جمهوري اسلامي ذکر شده ميکشد و از طرف ديگر در مقام زننده اتهام - بازجو - بازپرس ، دادستان و قاضي قرار گرفته و نهاد به ظاهر زير مجموعه قوه مجريه بسي بالاتر از قوه قضائيه براي خود شان قائل است گويا "پريرو تاب مستوري ندارد ، در ار بندي سر از روزن درآرد"&lt;br /&gt;چنين به نظر ميرسد صدور احکام سنگين براي فعالان مدني در مناطق کردنشين مقابله اي جدي براي سرکوب اين حرکتهاست و صدور احکام اعدام ما نيز بنا به ملاحضات سياسي و مقاوله هاي سياسي با احزاب تازه به قدرت رسيده (شما بخوانيد تازه مسلمان) يکي از همسايگان غربي است که در کشتارهاي قومي يد طولايي از 1915 تا کنون دارد ، اين حکم اعدام نوعي پيش کشي سياسي و کرنشي منفعلانه و ذليلانه از طرف يکي از شرکاي همخوابگي ايدئولوژيکي به شريک ديگر است که البته عليرغم به ظاهر واحد در هدف ، و تبين مسير ، نظرات کاملاً متنافري از هم دارند .&lt;br /&gt;حال با توجه به آنچه که شرحش دادم ، آيا من شايسته حکم اعدام بوده ام ؟ و آيا اينجانب جهت حفظ زندگي خود بايد تقاضاي عفو نمايم ؟ عفو و عذر تقصير از چه و به که ؟ آيا آناني که حتي قانون مکتوب خود را به کرات زير پا گذاشته و به قانون نانوشته و خودسرانه خود حکم به شکنجه و اعدام ميدهند ، در اين راه با دست و دلبازي تمام زندگي بخشش ميکنند به درخواست عفو مستحق تر نيستند ؟&lt;br /&gt;فرزاد کمانگرزندان رجايي شهر کرج بند بيماران عفوني و متادوني25/4/87&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-4260293015994530273?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/4260293015994530273/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=4260293015994530273&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4260293015994530273'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4260293015994530273'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2008/07/blog-post_16.html' title='نامه فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام!'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-2937628312588369288</id><published>2008-07-11T18:23:00.000+04:30</published><updated>2008-07-11T18:25:08.554+04:30</updated><title type='text'>چنگ و دندان نشان دادن!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;این اواخر چنگ و دندان نشان دادن نیروهای نظامی حاکم بر ایران با امریکا و اسراییل  به اوج خود رسیده است. کشورهای اروپایی را نمی گویم! کشورهای اروپایی و روسیه، مشکلی با حکومت ایران ندارند. انها در فکر منافعشان هستند و تازه هر چه این چنگ و دندان نشان دادن ها بیشتر شود، انها سود بیشتری از خزانه مردم بیچاره ایران به جیبشان سرازیر می شود.&lt;br /&gt;یکروز اسراییل، مانور هوایی انجام می دهد،  روز دیگر امریکا در خلیج فارس. روز بعد جمهوری اسلامی این کار را تکرار می کند. روسیه در اوج خوشحالی ، چون سلاحهای درب و داغون و رنگ و رو رفته اش، به غیر از ایران و چند کشور افریقایی و اسیایی در جایی خریدار ندارد.&lt;br /&gt;البته این یک امر طبیعی است که وقتی کشوری بخواهد مورد حمله کشور دیگری قرار بگیرد، وظیفه مسولان ان مملکت است که با توان هر چه بیشتر از خود دفاع کنند.  در حال حاضر کشور ایران در معرض حمله امریکا و اسراییل است، البته با توجه به این نکته مهم، که چرا!؟ به چه دلیل!؟ جواب این سوالات توضیح مفصل خودش را دارد و من نمی خواهم وارد این مقوله شوم.&lt;br /&gt;کشور ایران که در معرض حمله قرار دارد، حق دارد وقتی که چنگ و دندان دشمنش را می بیند، چنگ و دندان نشان دهد. اما نکته مهم اینجاست، که کدام چنگ و دندان؟! ایا چنگ و دندانی دارد که نشان بدهد؟!&lt;br /&gt;صدام حسین به قلدری عجیب تبدیل شده بود. این حرف من نیست، در تاریخ ثبت است و همه از ان با خبر. لاف و بلوفهای عجیبی می زد، موشکهایم قادرند، اسراییل و متحدان امریکا در منطقه را هدف قرار بدهند، به تجهیزات اتمی و بمب اتمی دسترسی پیدا کرده ام و... این حرفها و بلوفها و بلوفهای زیاد دیگری که در تاریخ ثبت هستند از صدام حسین بود. ایشان کار را به جایی رساندند که مورد حمله واقع شدند. در مدت کوتاهی، کوتاهتر از انچه که حتی حمله کنندگان به کشورش انتظار داشتند، ان اقتدار و ان ابهت به یکباره در هم شکست، خودش هیچ که در اوج ناتوانی و خواری از بین رفت، بلایی را دامنگیر کشور و مردم بی گناه کشورش نمود که دود اتش ان هنوز هم بر فراز اسمانهای کشور مقتدرش دیده می شود. مردم بیچاره ایی که هر روز تاوان جنایت های این جنایت کار تاریخ و ضد بشریت را می پردازند! بعد از سالها که از فروپاشی حکومت صدام حسین می گذرد، اما مردم بیچاره و بی گناه، کودکان، زنان و... در کشور عراق، هنوز هم که هنوز است، تاوان جنایت های او را پس می دهند.&lt;br /&gt;ایا به حقیقت لاف و بلوف هایی که فرماندهان نظامی حاکم بر کشور ایران، ایراد می دارند، شباهت زیادی به لاف و بلوف های صدام حسین ندارد؟! موشک داریم قادر است، اسراییل و همپیمانان امریکا در منطقه را هدف قرار دهد.  ایا به حقیقت بعد از فروپاشی حکومت فعڵی ایران، مردم ایران نیز باید تاوان این تهدید ها و بلوف های نظامیان را بدهند و به سرنوشت ملت عراق دچار شوند؟!&lt;br /&gt;بعد از مانور هوایی چند روز گذشته اسراییل و مانور نیروهای امریکایی در خلیج فارس، نظامیان حاکم بر کشور ایران دست به مانوری زدند که در ان موشکهای شهاب سه را ازمایش می کرد، اما با توجه به عکس ها و اطلاعاتی که منتشر شده است یکی از موشکها عمل نکرده، اما در عکس های منتشر شده از جانب نظامیان ایرانی موشکها سالم و عمل کرده نمایش داده شده اند! آرزوی هر وطن پرستی است که کشورش دارای بهترین ها باشد، از هر لحاظ، اما وقتی که نداری، دروغ و شیادی چرا؟!&lt;br /&gt;باید این را ذکر کنم که هدف اصلی من دفاع از عکس منتشر شده، در رسانه های غربی نیست. شاید به حقیقت نظامیان ایران راست می گویند و عکس غربی ها جعلی است. هدف اصلی من از نگارش این مطلب این است که با ندانم کاری و قلدری گروهی که خود را بر مسند قدرت می بینند، ملتی را و کشوری را به خواری و خفت کشانده اند و در صدد نابودی انها هستند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-2937628312588369288?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/2937628312588369288/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=2937628312588369288&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2937628312588369288'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2937628312588369288'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='چنگ و دندان نشان دادن!'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-1051645725871235306</id><published>2008-06-16T21:21:00.001+04:30</published><updated>2008-06-16T21:24:54.876+04:30</updated><title type='text'>تعویض قالب وبلاگ</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;امروز قالب وبلاگ رو که یک قالب زمستانی بود، با این قالب عوض کردم. سیستم میهن بلاگ مثل قدیما نیست، خیلی ازار دهنده شده. قالب عوض می کنی، نظر سنجی از کار می افته، نظر سنجی رو درست می کنی، قالب به هم می ریزه، بد جوری درب و داغون شدن اینا. مثل اینکه تحریما روی سایت میهن بلاگ هم تاثیر گذاشته. البته امروز نمی خوام وارد سیاست و جر و بحث بشم. همین رو می خواستم بنویسم که این قالب عوض کردن کلی درد سر داره. حالا قسمت نظر سنجی و چند قسمت دیگر ایراد پیدا کرده، باید برم اونارو درست کنم، البته اگه بشه!&lt;br /&gt;در ضمن امکانش هست که کلا از اینجا اسباب کشی کنم.&lt;a href="http://www.nalehshekeneh.blogspot.com/"&gt;در این ادرس هم&lt;/a&gt; مدتی است که عین مطالب اینجا را قرار داده ام. ولی مشکل این است که نمی دونم چه جوری ارشیو اینجا رو به وبلاگ دیگر منتقل کنم. اگر دوستی، دشمنی، کسی در این زمینه اگاهی دارد، لطفا برام پیغام بزاره البته فعلا که نظر سنجی از کار افتاده، &lt;a href="http://www.nalehshekeneh.blogspot.com/"&gt;یا اینجا،&lt;/a&gt; یا از طریق ایمیلم که اینجا موجود است، ممنون می شم. فعلا بعد از چندین ماه همین چند سطر کافیه، شاید سه چهار ماه دیگر، همین قدر توانستم بنویسم!&lt;br /&gt;آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-1051645725871235306?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/1051645725871235306/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=1051645725871235306&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/1051645725871235306'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/1051645725871235306'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2008/06/blog-post_16.html' title='تعویض قالب وبلاگ'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-8135715422530344275</id><published>2008-06-16T21:17:00.001+04:30</published><updated>2008-06-16T21:27:36.246+04:30</updated><title type='text'>نشست سران عرب در دمشق</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سران عرب در دمشق گرد هم می ایند. بسیاری از کشورهای مقتدر عرب از جمله عربستان سعودی و مصر حضور ندارند، اما اقای منوچهر متکی از جانب جمهوری اسلامی ایران در این نشست حضور دارد!&lt;br /&gt;در اینکه سوریه و جمهوری اسلامی ایران از نظر استراتژیکی، ضد امریکا و اسراییل هستند شکی نیست. با توجه به اینکه حکومت ایران حکومتی شیعه و ملتزم به ولایت مطلقه فقیه است، اما حکومت سوریه حکومتی سنی و کاملا از نظر ایدولوژیکی متفاوت با حکومت جمهوری اسلامی است.&lt;br /&gt;حال سوال اینست که ایا ایران یک کشور عربی است یا نه؟!&lt;br /&gt;با توجه به اینکه حکومت جمهوری اسلامی ایران از جنبش حماس در فلسطین، حزب الله لبنان در لبنان، جیش المهدی مقتدا صدر در عراق، حمایت می کند. من نمی دانم که ایا حکومت ایران یک حکومت عربی و مدافع حقوق اعراب است؟! باز با توجه به اینکه اکثریت ملیت های موجود در ایران را اعراب تشکیل نمی دهند و اندسته عربی هم که در ایران سکونت دارند، هیچگاه مدافع حماس، حزب الله لبنان و جیش المهدی عراق که از گروه های تروریستی به شمار می ایند نیستند !.&lt;br /&gt;آریان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نوشته شده توسط آریان در يكشنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۷ و ساعت 22:24 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-8135715422530344275?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/8135715422530344275/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=8135715422530344275&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8135715422530344275'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8135715422530344275'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='نشست سران عرب در دمشق'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-212761931462476421</id><published>2007-12-31T17:30:00.000+03:30</published><updated>2007-12-31T17:35:35.472+03:30</updated><title type='text'>آخر و عاقبت سیاستمداران مردمی در جوامع دیکتاتور زده</title><content type='html'>&lt;a href="http://app4.websitetonight.com/projects/6/3/7/2/637268/_mygallery/Thumbnail/binezir-boto.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 151px; CURSOR: hand; HEIGHT: 118px; TEXT-ALIGN: center" height="240" alt="" src="http://app4.websitetonight.com/projects/6/3/7/2/637268/_mygallery/Thumbnail/binezir-boto.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;بی نظیر بوتو، نخست وزیر سابق پاکستان، روز پنجشنبه 27 دسامبر در یک سو قصد تروریستی در پاکستان به قتل رسید.&lt;br /&gt;بی نظیر بوتو، فرزند ذوالفقار علی بو تو، رهبر و پایه گذار حزب مردم پاکستان بود که ایشان نیز جانش را در راه مردمش از دست داد.&lt;br /&gt;مادر بی نظیر بو تو، بیگم نصرت بو تو، از کردهای ایرانی تبار بود.&lt;br /&gt;برادران خانم بو تو نیز، هر یک پس از دیگری و به طرزمشکوکی در فاصله زمانی های مختلف به قتل رسیده بودند.&lt;br /&gt;این بار نوبت ایشان رسید. مناقشه ها ادامه دارد، بعضی ها می گویند ایشان توسط طالبان به قتل رسیده است، بعضی دیگر بر این عقیده هستند که ایشان توسط القاعده به قتل رسیده است و عده ایی دیگر این قتل را از جانب مخالفان ایشان و در صدر همه انها اقای پرویز مشرف می دانند.&lt;br /&gt; به دنبال قاتل گشتن و قاتل را پیدا کردن، البته باید اضافه نمایم که قاتل هم خود را کشته است، بهتر است بگویم به دنبال آمر یا آمران قتل گشتن و انها را پیدا کردن، چه دردی را دوا می کند؟! یک زن بیچاره و زحمت کش و به حقیقت سیاستمدار، در جامعه ایی واپسگرا به مانند پاکستان از بین رفت. مشکل اصلی، قاتل یا آمران قتل نیستند، مشکل اصلی سایه دیکتاتوری و فرهنگ زور و وحشت و ترور است که نه تنها بر پاکستان و افغانستان بلکه بر بسیاری از کشورهای اسیایی و افریقایی سایه انداخته است.&lt;br /&gt;تا فرهنگ زور و فشار در منطقه حکم فرما باشد و تا روز به روز بر مخالفان دمکراسی و تحمل همدیگر را کردن در این ممالک ، افزوده شود، وضع همین و بلکه بدتر نیز خواهد بود.&lt;br /&gt;تا فرهنگ اطاعت از دیکتاتور و فرمانبرداری از دیکتاتور، جای خود را با فرهنگ دمکراسی خواهی و دمکرات بودن عوض ننماید، گروه های ترور  و وحشت، میدان بیشتری خواهند یافت و سیاستمدارانی اینچنی، پاداششان گوشه زندان، تبعید و حذف فیزیکی خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;آریان &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-212761931462476421?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/212761931462476421/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=212761931462476421&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/212761931462476421'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/212761931462476421'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='آخر و عاقبت سیاستمداران مردمی در جوامع دیکتاتور زده'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-4117086318713905271</id><published>2007-09-01T22:42:00.000+03:30</published><updated>2007-09-01T22:56:40.373+03:30</updated><title type='text'>خاطرات یک اسیر عراقی از زندانهای جمهوری اسلامی ایران</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;متنی که در زیر می اید ترجمه ایی است از خاطرات یک کرد اسیر در جنگ ایران و عراق، متن این خاطرات در سایت کوردستان نیوز و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به زبان کردی بود. من این متن را به فارسی ترجمه کردم و در اخر این نوشته لینک اصلی خاطره را نیز خواهم اورد که به زبان کردی است.لازم به ذکر است که این زندانی بیست و سه سال از عمرش را در زندان بوده است و خاطرات جالبی با خود از زندانهای حکومت اسلام ناب محمدی با خود به کردستان اورده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;به زندانیان تریاک می فروختم، اما انهایی را که تشخیص می دادم رهرو راه خمینی هستند را به خط هرویین می انداختم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;پاسداری بود که تریاک و هرویین را در پلاستیک می پیچید و انرا به شکل سیگار در می اورد و برایمان می اورد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;از طریق یک دکتر چشم تریاک و هرویین به دستم می رسید چون کیف و چمدانهای همراه او شامل بازرسی نمی شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;آن کسی که تشخیص می دادیم جاسوس است و گزارش کارهای ما را در زندان به مسولیین می دهد، می کشتیمش.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;در سال 1981 ان موقع که جزو نیروهای مخصوص ارتش عراق بودم، در منطقه پینجوین کردستان عراق زخمی شدم، دوستی داشتم که او هم زخمی بود و زخمش خیلی سخت بود، از من خواهش کرد که او را بکشم، تا به دست نیروهای ایرانی اسیر نگردد، من هر چه سعی کردم، نتوانستم او را بکشم، اما او خودش&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;گلوله ایی به سر خود شلیک کرد و خودش را کشت! من در حالی که زخمی بودم به دست نیروهای ایرانی اسیر شدم و 23 سال از عمرم را در زندانهای ایران سپری کردم و در این مدت در زندانهای جمهوری اسلامی ایران مرتب مشغول خرید و فروش مواد مخدر از قبیل تریاک، حشیش و هرویین&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بودم، تا اینکه در سال 2003 توانستم با پول و امکاناتی که از این طریق برای خودم فراهم کرده بودم،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دیوار و سیم خاردارهای زندان را پاره کرده و فرار کرده،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به کردستان باز گردم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;این داستان مردی است که در سال 1981 در جنگ بین عراق و ایران اسیر می شود و مهمترین دوران زندگی خود را در زندانهای جمهوری اسلامی ایران، به عنوان اسیر سپری می نماید. اکنون که این مصاحبه را با ایشان ترتیب داده ایم سه سال از فرارش از زندان شیراز می گذرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: کریمووک&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;محمد صدیق خلیل که شخص مصاحبه شونده است، متولد شهر کرکوک کردستان عراق و سن هفتاد و یک سال. در غروبی ساکت صفحه خاطرات بیست و سه سال گذشته خود را ورق زد و گفت: بعد از اینکه جنگ خرمشهر به پایان رسید من سه روز مرخصی گرفتم و به کرکوک بازگشتم، با این توضیح که مرخصی گرفتن در دوران جنگ بسیار دشوار بود. یک روز از مرخصی من گذشته بود که پیام امد، باید هر چه سریعتر به میدان جنگ واقع در کردستان حوالی شهر پیینجوین، حرکت کنم.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;من به همراه دسته ایی از نیروهای مخصوص ارتش بعث به همراه لشکر نود ارتش بعث به میدان جنگ مذکور مراجعه نمودیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;پایان زمستان سال1981&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جنگ ایران و عراق در اوج خود بود، کشته و زخمی بسیاری داشتیم، ما روی قله کوهها بودیم، هوا خیلی سرد بود، باران به شدت می بارید، من خود را زیر دو جسد که چند لحظه پیش کشته شده بودند، قایم کرده بودم تا از شدت سرما و باران در امان باشم!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;نیروهای ایرانی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;که اکثرانها را پاسدارها تشکیل می دادند،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به تعداد زیادی مقابل ما بودند، انها با جان و دل می جنگیدند، چون بسیاری از انها شاگردان مکتب خمینی بودند. شب شد، چراغ ماشینها را خاموش کردیم و به روستای احمد اباد رسیدیم- احمد اباد یکی از روستاهای نزدیک پینجویین در کردستان عراق می باشد، که به مرز ایران بسیار نزدیک است. مترجم- و از انجا از بلندی های کوه مه له خورده&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بالا رفتیم که از زنجیره کوه های سووریین هستند- نام کوه و رشته کوه کردی می باشد و مرزی هستند، مترجم- ابتدا گم شدیم، سپس نیروهای حزب دمکرات کردستان ایران که در ان حوالی بودند راه درست را به ما نشان دادند، ان روز برگشتیم و نتوانستیم بجنگیم. روز بعد به کوه مه له خورده، حمله کردیم،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اما شکست خوردیم و حدود 36 نفر دیگر کشته دادیم، در ان جنگ من از ناحیه دست و پا زخمی شدم، دو روز با ان زخمها مقاومت کردم ، اما بعد فشنگهایم نیز تمام شد. در ان جنگ دوستی همراه من بود که به شدت زخمی بود، از من خواهش کرد که او را بکشم تا با این وضع اسیر نشود، اما من هر چه سعی کردم نتوانستم او را بکشم، ولی او با گلوله ایی که به سر خود شلیک کرد، کشته شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: در بین کشته های شما افرادی به چشم می خورد که کرد باشند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: خیر، هیچکدام کرد نبودند، چون خیلی به ندرت کردها به همراه ما می امدند و همه انها ارتشی و نیروهای مخصوص ارتش بعث بودند، هیچکدام از ما سرباز وظیفه نبودیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;بعد نیروهای ایرانی حمله کردند و من اسیر شدم، من را به ایران منتقل کردند و مدتی در زندان اطلاعات بودم ، بعد من را به تهران فرستادند و از انجا به زندان شیراز و هفت سال در شیراز، در زندان اطلاعات به سر بردم. در مدت این هفت سال روزانه، زندانیان را دسته دسته می بردند و اعدام می کردند، اعدام کردن، خیلی عادی بود. بعضی مواقع من در زندان انفرادی بودم، البته زندان عمومی هم وجود داشت، که پنج تا هفت نفر را در خود جا می داد. هر روز دو نفر از زندانیان احضار می شدند و دیگر هیچگاه بر نمی گشتند، کسانی که احضار می شدند و به انها می گفتند که وسایل شخصی اشان را نیز با خودشان ببرند معلوم بود که برای اعدام کردن است و دیگر بر نمی گشتند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;بعضی مواقع که من را به دفتر زندان احضار می کردند برای بازجویی و در می یافتم که کسی در بین زندانیها، جاسوسی من را کرده است، وقتی که از بازجویی به داخل بند زندان باز می گشتم، ان شخص جاسوس را حسابی کتک کاری می کردم.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به همین خاطر من را دوباره به انفرادی می فرستادند و مسولین زندان به من می گفتند که نمی گذاریم به میل خودت رفتار نمایی و اینجا کیف کنی و برایمان درد سر درست کنی، این وضع ادامه داشت، تا اینکه همه از من بیزار شده بودند. بعد از این من را به جای دیگری منتقل کردند که هفت هزار زندانی انجا بود و به من گفتند اینجا حبس دایم من است و تا عمر دارم باید اینجا بمانم. وقتی که به انجا منتقل شدم،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نقشه قتل من را کشیده بودند و می خواستند من را به قتل برسانند، اما من یک شخص عادی و بی دست و پا نبودم، قبلا تعدادی از نگهبانان را نیز کتک کاری کرده بودم. انجا 57 نفر زندانی سیاسی نیز وجود داشتند، که تحت نظر وزارت اطلاعات بودند، تنها از روی رسم و رسوم اداری زیر نظر زندان بودند، حتی رییس زندان نیز نمی توانست در کار انها مداخله نماید، من را به بند انها فرستاده بودند، انها از گروههای مختلف مخالف حکومت ایران بودند، از جمله، مجاهدین خلق، سازمان پیکار، حزب توده و.... به این دلیل من را به بند انها فرستاده بودند، چون مشکل دستگیری من هم شکل سیاسی داشت، به دلیل اینکه در جنگ دستگیر شده بودم، جزو نیروهای مخصوص ارتش بعث بودم و همچنین به حزب دمکرات کردستان ایران هم کمک کرده بودم، البته انها بیشتر از مشکل اخر من یعنی کمک رسانی به حزب دمکرات کردستان ایران خیلی ناراحت بودند و برایشان خیلی مهم بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: انها از کجا و چگونه پی برده بودند که تو به حزب دمکرات کردستان ایران کمک کرده ایی؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: نمی دانم، اما انها اطلاعات دقیقی در مورد من داشتند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: ایا در حقیقت تو به حزب دمکرات کردستان ایران کمک کرده بودی؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: بله، در موقع جنگ، چون مقر انها به ما نزدیک بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: در ان زمان رابطه حزب دمکرات کردستان ایران و حکومت بعث به چه صورتی بود؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: رابطه خوب بود، اما قاسملو- دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران بود که به دست تروریستهای جمهوری اسلامی ایران در وین پایتخت کشور اتریش، بر سر میز مذاکره، به قتل رسید، مترجم- ان زمان قبول نکرد که به ارتش بعث بر علیه حکومت ایران کمک کند، اگر او ان زمان راضی می شد و قبول می کرد که به ارتش بعث کمک کند، ما می توانستیم به عمق خاک ایران نفوذ کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;درباره زندگی زندان و سرگذشت این چند ساله اش، &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;محمد صدیق چنین می گوید:&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در زندان شخصی بود به اسم حاجی راستگو این شخص رابط بین زندان و وزارت اطلاعات بود و دارای درجه...خودمان بود- ایشان اشاره می کند به درجه ایی در ارتش بعث که یک کلمه عربی است و ان درجه مورد اشاره به اصطلاح ایشان راعدی یا رایدی است که به گمان مترجم سرهنگ یا تیمسار و یا دراین حدود ها می باشد، مترجم- به زندانیان گفته بود که من با کشتن این مرد فقط یک صد دلاری زیان می بینم، چون این مرد خیلی شرور است. درست بود من بسیار شرور بودم و بسیار دعوا می کردم، اما من این را حق خودم می دانستم، چون ان موقع من هفت سال بود که زندانی بودم، هر کاری که از دستم بر می امد می کردم. یک شخص زندانی بود نامش کامران بود و از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود، ایشان اصفهانی بود، قبل از اینکه به بند سیاسی ها منتقل شوم، ایشان نزد من امد و گفت: برایت نقشه کشیده اند که به قتل برسی. من ازش پرسیدم، چاقو پیدا می شود؟ ایشان گفت: بله. گفتم: به دو چاقو احتیاج دارم. ایشان دو چاقو را برایم فراهم کرد، یکی از انها را توی جیبم انداختم و دیگری را در جورابهایم قایم کردم، داخل رفتم، داخل اتاق کسی نبود، اتاق را برایم خالی کرده بودند، برای اینکه براحتی، من را به قتل برسانند، من هم ساعت یازده شب، از اتاق به طرف سالن فرار کرده و شروع به فریاد زدن و ناسزا گفتن کردم: اگر شماها مردید؟! مردانگی دارید؟! شرف دارید؟! هر انچه که از دستتان بر می اید، کوتاهی نکنید! بیایید! اگر توانستید، من را بکشید؟! من هم هر انچه که از دستم بر اید خواهم کرد، اگر جرات دارید، یکی از شماها قدم پیش بگذارد؟! همه مثل مرغ شده بودند، در بین زندانیها یکی بود به اسم مصطفی سلطانی، ایشان قبلا پاسدار بود، اما به جرم مواد مخدر دستگیر شده بود، ولی جرمش را سیاسی اعلام کرده بودند، ایشان، کله گنده شیرازی های زندان بود. ایشان جلو امد و گفت: محمد! ما به حاجی راستگو باور نداشتیم، ما از روی گفته ایشان، فکر می کردیم تو انسان خوبی نیستی و اگر به حرف او اعتماد می کردیم حالا تو را می کشتیم، ولی می بینیم تو ان گونه نیستی که ایشان می گفت. من گفتم: من حاجی ماجی نمی شناسم، هر کسی می خواد بیاد جلو من اماده ام، مننتتان به هیچ! دیدم همه ساکت هستند. از ان به بعد کسی جرات نمی کرد، حتی از جلوی اتاق من رد هم بشود، فکر می کردند من ادم خور هستم و می خورمشان. حتی کسی جرات نمی کرد در اتاق من بخوابد، همه اتاقها بیشتر از بیست نفر جمعیت داشت، اما اتاق من فقط به من اختصاص داشت. مدتی که انجا ماندگار شدم، تصمیم گرفتم بر اساس تشخیص خودم، کسانی که دشمن دولت هستند را به اتاقم بیاورم، بیشتر کسانی را نزد خودم می اوردم که تازه وارد بودند. شخصی را به اتاق خودم اوردم که نامش درویش علی بود، ایشان فریاد می زد و به دولت و خمینی ناسزا می گفت، همه را ترسانده بود، خودش قبلا در حکومت خدمت کرده بود، اما بعدها اعدامش کردند، ایشان برادری داشت وزیر بود، اورا هم اعدام کردند. درویش علی در دفتر خامنه ایی کار کرده بود، به همین دلیل شخصیت خامنه ایی را بسیار خوب می شناخت. درویش علی صدای خوبی داشت و بیشتر اوقات،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;برایمان اواز می خواند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;اسم من معروف شد و گفته بودند شخصی هست که خیلی نترس است، اله است و بله است، زندان وزارت اطلاعات را به هم ریخته، اینجا را نیز چنین خواهد کرد. هیچ چیز برای من مهم نبود، تنها چیزی که برایم مهم بود، این بود که کار کنم و پول در بیاورم و زندگی خوبی داشته باشم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: چه کاری؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: مگر نگفتم؟! مواد مخدر!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: چگونه به دستت می رسید؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: پاسدارها برایم می اوردند، چون انها می دانستند که من هفت سال در زندان اطلاعات بوده ام و کسی که جاسوسیم را بکند کشته می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: در این مدت کسی به دست شما کشته شد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: بله، از این گذشته، به من لقب عزراییل داده بودند، شب&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سراغ هر کسی که می رفتم، کار تمام بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: بر ملا نمی شد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: خیر، کسی جرات نداشت، خبر بدهد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: چگونه تشخیص می دادید که جاسوس کیست؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: پلیسها به ما می گفتند، چون انها خودشان مواد مخدر را در اختیارم می گذاشتند تا برایشان بفروشم، پس وظیفه هم داشتند، از من مواظبت کنند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: در این مدت چند نفر را از بین بردید؟ از انهایی که جاسوسی می کردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: باخنده می گوید: یک بار یک کیلو تریاک به دستم رسید، هنوز تقسیم نکرده بودم، چون ازساعت یازده شب به بعد، شروع به فروش می کردم، دو نفر را پایین می گذاشتیم تا اگر احتمالا پلیسها سر رسیدند، انها دعوا راه بیاندازند و شلوغ کنند، تا پلیسها سر گرم شوند و من هم فرصت داشته باشم، تا مواد مخدر را از اتاقم خارج کنم، چون پلیسها همیشه یکراست به اتاق من می امدند. شخصی بود که در قنادی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;داخل زندان کار می کرد او جاسوسی کرده بود.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در زندان خیلی چیزها موجود بود، از جمله سینما، هر هفته دو فیلم سینمایی نمایش داده می شد، تلویزیون مخصوص داشتیم که تنها برای زندان برنامه پخش می کرد. همچنین انجا بانک مخصوص داشتیم، کارگاه خیاطی و نجاری موجود بود. مخصوصا در روزهای ملاقات، وسایلی که زندانیان ساخته بودند، به فروش می رسید. به خصوص زندانیانی که دوران محکومیتشان، به پایان نزدیک شده بود در این زمینه ها فعال بودند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;من به کار کردن احتیاج نداشتم، چون بواسطه شغلم بهترین زندگی را داشتم. بعضی ها پول نداشتند حتی یک بسته سیگار بکشند، اما من روزی سه بسته سیگار وینستون دود می کردم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;در حقیقت وقتی که من در زندان اطلاعات بودم با دستانم با انها می جنگیدم، اما در اینجا با مواد مخدر به جنگ انها رفته بودم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;اگر تشخیص می دادم که شخصی حامی خمینی است، به خط هرویین می کشاندمش. به چندین روش هرویین به دستمان می رسید، حتی با کبوتر.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: با کبوتر؟! چگونه؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;به این صورت که برادرزاده یکی از مسوولین که منزلش به زندان نزدیک بود، کبوتر داشت، او بیشتر از بیست کبوتر داشت. ایشان بسته های هرویین را به زیر بال کبوترها می بست و به طرف زندان پرواز می داد، ما هم برای کبوترها دانه می ریختیم، همینکه وارد اطاق می شد، کبوتر را می گرفتم. اگر روزی سه کبوتر می امد، به معنای این بود که سه گرم هرویین داشتیم. برای خرید هر گرم من پانزده هزار تومان پرداخت می کردم، اما من دویست هزار تومان سود می بردم. بعضی مواقع بود که یک کیلو تریاک از طریق قوطی شیر نیدو، به دستم می رسید. در بازار شخصی بود که ان را می خرید و داخل یک قوطی شیر می انداخت و ان را علامت گذاری می کرد و قاطی شیرهای دیگر میکرد به فروشگاه زندان می فرستاد، من هم همه شیرها را می خریدم، البته این روش اسان نبود. یا اینکه از طریق یک دکتر چشم،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تریاک و هرویین به دستم می رسید، چون کیف دکتر بازرسی نمیشد. همینکه شب فرا می رسید، سریع شروع به پخش کردن می کردم، مسوولین بندها صف می کشیدند، من هم با مقیاس دست، یک مثقال به این و دو مثقال به دیگری می دادم، وزن کردن نبود با مقیاس دست می بریدم، تکه کوچک می بریدم، بزرگ می بریدم، به میل خودم بود. صبح فردا هم پولها را جمع اوری می کردم، چون شب نام انها را در تکه کاغذی می نوشتم. از طریق دیگری مواد به دستم می رسید که شاید متعجب&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شوید.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شخص پاسداری بود که تریاک و هرویین را در پلاستک می پیچید و به شکل نخ سیگار در می اورد، محمد صدیق با خنده ادامه می دهد، ایشان، این بسته بندیها را به خودش شاف می کرد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و با نخ باریکی انها را به هم می بست، وقتی که به زندان می رسید، نخ را از انجاش بیرون می کشید و بسته های مواد را بیرون می اورد!! بله، دوست من،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اینجوری بود، بهش پول می دادم! اما باز با این حال بیشتر مواقع انها را نصیحت می کردم و به انها می گفتم که این کارها بسیار خطرناک است،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بهتر است که از این راه دور شوند، چون در اینده نخواهند توانست زندگی موفقی داشته باشند. اما اشخاصی که حزب اللهی بودند را حتی به خط هرویین می انداختم، ابتدا به صورت رایگان مقداری هرویین به این افراد می رساندم، تا اینکه به حلقه می پیوستند و یاد می گرفتند، انگاه پولی می شد، تا می افتادند، افتادنی که دیگر هیچگاه بر نمی خاست. برای مثال وقتی که می فهمیدم، کسی تمایل به هرویین دارد، به شخصی می گفتم، برود و مقداری هرویین رایگان در اختیارش قرار دهد، اما زیاد نباشد که شخص استفراغ کند، تنها دو دود کافیست تا نشه شود، از این به بعد کار تمام بود،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;یاد می گرفت و می خرید، وقتی هم که اداره زندان پی می برد هرویینی است به جای دیگری منتقل می شد که نه کسی از انجا خارج می شد و نه کسی به انجا داخل می شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: دلیل دستگیری اعضای حزب الله چه بود؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده‌: یا اینکه مشروب خورده بودند، یا اینکه برای جاسوسی فرستاده میشدند، انهایی که برای جاسوسی فرستاده میشدند، گاهی توسط زندانیها به قتل می رسیدند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;در حقیقت این نوع کارها سخت بود، اما من با مهارت کامل انها را انجام میدادم، برای نمونه اکثر مواقع خوراکی زیادی را از فروشگاه زندان میخریدم و بعد در همان فروشگاه قرار می دادم و می گفتم که برایم بفروشند، بعد پول حاصل را به چک تبدیل میکردم، چون نگهداری پول نقد در زندان ممنوع بود، یا اینکه پولی که در دست داشتم در لوله جا سازی می کردم، هر هفته یک بار مامورین می امدند و تمام اتاق را بازرسی می کردند، اما نمی توانستند، چیزی را پیدا نمایند، در حالی که به خوبی می دانستند که قاچاقچی بزرگ زندان خود من هستم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;من به هر مکانی که میرفتم میبایست در انجا تریاک موجود باشد، روزی جایی بودم، ماموری سرزده وارد شد، در ان مکان شخصی بود که دارای حکم اعدام بود، اعتراف فروش هزار کیلو تریاک رویش شده بود، اما هیچ ماده خطرناکی از او کشف یا ضبط نشده بود، او را بازرسی بدنی کردند و یک سوم مثقال تریاک از او کشف شد که بر روی زمین پرت کرده بود، اما به دلیل اینکه من نمی خواستم ایشان اعدام شوند و جرمش را سبک نمایم، پا پیش گذاشتم وگفتم این مال من بود، ان مامور از خدا می خواست که مدرک جرمی علیه من داشته باشد، گفت بیا بنویس این مال تو است، بعد من را به ازمایش فرستادند، اما در ازمایش، متوجه شدند که من تریاک مصرف نکرده ام، چون من نه معتاد بودم و نه مواد مخدر مصرف میکردم، تعجب کردند، گفتند تو که معتاد نیستی و مواد مصرف نمی کنی، این را برای چه به همراه داشتی؟ من را به ارشاد فرستادند، ارشاد محل شکنجه دادن زندانی به منظور اعتراف گیری بود. انجا به من می گفتند قبل از تو، تریاک به این زندان وارد نمی شد، تو چه کار کردی و چگونه تریاک وارد می کنی؟! تو چگونه با تریاک اشنا شدی؟ لازم به ذکر است که من قبلا با مواد مخدر هیچ گونه اشنایی نداشتم، بلکه من این کارها را در زندان یاد گرفتم و نزد من هر نوع مواد مخدری از قبیل تریاک، هرویین و حشیش یافت می شد، مانند بازار!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: به غیر از فارس، ترک، عرب و کرد، چه نوع ملیت دیگری انجا زندانی بودند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: لرها هم انجا زندانی بودند که اصل ونصب خود را به کردها نسبت می دهند، انها حدود هزار و پانصد نفر بودند، بزرگ مرد این لرها صدرالله جانبازی نام داشت، ایشان شیخ بزرگی بود در بین لرها، با هم دوست بودیم، هیجده پاسدار را زخمی کرده بود و به همین دلیل در زندان بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;در مدت این بیست و سه سال مرتب من را به زندانهای مختلف می فرستادند، تا به قول خودشان اصلاح شوم، اما فایده نداشت، بسیاری از زندانهای ایران را گشتم. انها می گفتند تو چگونه تریاک به چنگت می اید و چگونه سگ درست می کنی؟! انها به کسانی که مواد مخدر را وارد زندان می کردند، سگ می گفتند. انها از این تعجب می کردند که هیچگاه نتوانسته بودند که ازمن تریاک بگیرند. روزی تریاک را به دسته ایی داده بودم ، حدود دو مثقال در جیبهایم مانده بود، ناگهان مامورین به اتاقم هجوم اوردند، گفتند پاشو! بایست!&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;انها به من توجه نداشتند، اتاق را می گشتند، من هم تریاکها را یکی یکی از پنجره کوچکی که بغل دستم بود به پایین پرتاب میکردم، پایین پنجره هم زندانیان دیگر انها را بر می داشتند، وقتی که ماموران به خود امدند، به من گفتند ما دنبال تو می گردیم چرا اینجا نشسته ایی؟! گفتم کسی به من نگفته است که بلند شوم، انها من را بازرسی بدنی کردند، اما چیزی نیافتند. من که برایم جنس میامد، هیچگاه جنسها را نزد خود نگه نمی داشتم، همیشه سه الی چهار نگهبان را با چاقو سر کار می گذاشتم و شبها جنس ها را تقسیم می کردم.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اگر میخواستند بیایند،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ماموران من رمزی را با صدای بلند می گفتند و من هم جنسها را به اتاق دیگری منتقل می کردم و پس از ان به دنبال جاسوسی می گشتیم که گزارش داده بود، شبها دنبال انها می گشتیم که حدس می زدیم جاسوس هستند، حسابی کتک کاری می کردیم، یکی زخمی می شد، یکی شکمش پاره می شد، یکی فلج می شد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;همچنین محمد صدیق بازگو کرد که چگونه از میله های زندان چاقو درست میکرد و از قسمت کارگاه نجاری زندان برای ان دسته درست می کرده است و خودش نقش و نگار بر ان کشیده است، چون خودش می گوید که در طراحی و نقاشی صاحب ذوق و قریحه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;است، عکس عمر خیام یا هر عکس دیگری را بر دسته ها رسم می کرده است و اخر سر انها را به زندانیان دیگر می فروخته است. در باره اینکه چگونه این میله های اهن را به مانند چاقو تیز می کرده است، گفت: چند نفر زندانی را اجیر کرده بودم، انها هر چاقو را سه الی چهار روز به سیمان کف زمین می مالیدند تا تیز تیز میشد، انگاه به نزد من می اوردند و مزد خود را دریافت می کردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;بعد از این محمد صدیق در باره چگونگی فرار از زندان و بازگشتش به کردستان گفت: از طریق پول و در امدی که در زندان داشتم، صاحب انگشتر الماس گرانبهایی شدم که دارای بیست تکه الماس بود، رنگش ابی بود و نوعی قدیمی و بسیار با ارزش بود،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;الماس بی نظیر دنیا بود که فریاد رس من شد و باعث نجات و رهایی ما را فراهم کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: ارزش ان به چند می رسید؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: باور کنید، هر چند که بگویید با ارزش بود، می توانستی با فروش ان بیست سال در اوج خوشی و اسایش زندگی کنی، میتوانستی خانه بخری، ماشین بخری، خلاصه جوابگوی تمام نیازهای دنیای انسان بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;به افسری گفتم می خواهیم فرار کنیم، اگر با ما همکاری کنی، اما ما مجبور هستیم تعدادی از نگهبانان جلوی در را به قتل برسانیم، ایشان گفتند اگر ما نگهبانان را بکشیم انها نمی توانند در ایران زندگی کنند، گفتم پس اگر ممکن است تنها جریان برق سیم های خاردار روی دیوارها را قطع کند، ما خودمان سیمها را می بریم، بعد از ان به وسیله نردبانهای بخش نجاری زندانها میتوانیم به بالای دیوارهای شش متری زندان بپریم، بعد از اینکه از دیواری بالا رفتیم انها را به پایین پرت می کنیم به منظور بالا رفتن از دیواری دیگر،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;چون چهار دیوار شش متری پیش روی خود داشتیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;ما دو عراقی و سه ایرانی بودیم. با افسر مربوطه اینچنین قرار داد بسته بودیم که اگر از دیوار چهارم گذشتیم، من انگشتر الماس را برایش جا بگذارم،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تا او برود و ان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;را بردارد و تا صبح&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خبر را پخش نکند، اما اگر من انگشتر را برایش جا نمی گذاشتم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;او می توانست با تیر اندازی همه را با خبر کند و در نتیجه ما دستگیر می شدیم. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;دیوار چهارم را پشت سر گذاشتیم و از طریق بیابان خود را به مناطق اهواز رساندیم. انجا خود را داخل عشایر عرب جا انداختم که می خواستند قاچاقی به زیارت مزارهای نجف و کربلا بروند. از انجا و از ناحیه مهران وارد خاک عراق شدیم، در عماره تومان هایم را به دینار تبدیل کردم و از انجا به طرف شهر هه ولیر به راه افتادم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه کننده: چرا در مدت این بیست و سه سال فعالیتی برای فرار انجام ندادید؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;مصاحبه شونده: چرا!! زندان شکسته اییم،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;فرار کرده اییم، اما موفق نشده اییم، حتی چند نفری از ما اعدام شده اند. یک بار اره اورده بودیم و میله های روی دیوارها را بریده بودیم اما نه به صورت کامل، یک مقداری تا بریدگی کامل مانده بود، چون نمی خواستیم کامل ببریم و انها بفهمند،چون همه روزه می امدند و با چوب بر اهن ها می کوبیدند تا بفهمند، سالم هستند، از این طریق دسته ایی شب از پنجره فرار کردند، اما عقلم به من اجازه نداد که با انها فرار کنم و با انها نرفتم. چند بار دیگر هم همین موقعیت ها پیش امد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اما من راضی نمی شدم، با این توضیح که هر بار نقشه فرار را من طراحی می کردم اما در نهایت عقلم اجازه جنین کاری را به من نمی داد، اما این بار قبول کردم و نجات پیدا کردم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;بعدها شنیدم که یکی از ایرانی هایی که با ما فرار کرده بود دوباره دستگیر شده و اعدامش کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;در باره زندگی خانوادگیش محمد صدیق چنین گفت: قبل از اینکه دستگیر شوم زن داشتم، اما همسرم فوت کرد، بعد از چند سال تصمیم گرفتم با دختر عمه ام ازدواج کنم ، اما دستگیر شدم، او تا ده سال منتظر من ماند، اما عاقبت با شخص دیگری ازدواج کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;در بین گفتگوهایمان چندین بار در این مورد صحبت کردیم که تو با این ازادی و بی پروایی از زندان و تریاک و فرار صحبت می کنی، ایا نمی ترسی؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;در جوابم اینچنین گفت: خیر، من چیزی از عمرم باقی نمانده است!! در حال حاضر هفتاد و یک سال سن دارم و این برای ترس کافی نیست!! حالا می توانم به ایران برگردم، چون انها حق فرار را به تو می دهند، البته اگر در مدت یک ماه بعد از فرارت دستگیر نشوی، بعد از ان مشکلی برایت پیش نمی اید و انها حق ندارند گذشته ات را بررسی نمایند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;به حقیقت محمد صدیق در نهایت بی باکی گفتگو می کرد و ان سرگذشتی را نیز که تعریف می کرد، تسکینی بود بر دردهایش.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;منبع: سایت کوردستان نیوز&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; font-family: arial;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:130%;" lang="AR-IQ" &gt;ترجمه: آریان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-IQ"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;لینک منبع: &lt;a href="http://knewsdaily.org/Direje_koment.aspx?Babet=Hewal&amp;Jimare=2124"&gt;اینجا را کلیک کنید&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-IQ"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-4117086318713905271?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/4117086318713905271/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=4117086318713905271&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4117086318713905271'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4117086318713905271'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='خاطرات یک اسیر عراقی از زندانهای جمهوری اسلامی ایران'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-4128689044485846260</id><published>2007-08-16T00:01:00.000+03:30</published><updated>2007-08-16T00:04:47.275+03:30</updated><title type='text'>یک حکم خنده دار از جانب دادستانی جمهوری اسلامی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;اقدام علیه امنیت ملی اسلحه قوی و مهلک سردمداران حکومت دینی ایران بر علیه هر اندیشه مخالف و دگر اندیشی می باشد، که تا حال قربانی های زیادی را به کام مرگ کشیده است. اما اقدام علیه امنیت ملی تا حال اختصاص به ایرانیانی داشت، که حکومت از نحوه تفکر و اندیشه انها در خوف بود، در خوف اینکه، شاید تفکر و اندیشه این افراد پایه های لرزان حکومتشان را فرو ریزاند.&lt;br /&gt;حال این سردمداران و پرچمداران اسلام ناب محمدی که تا حدی توانسته اند نفس های بیشماری را در گلو خفه نمایند و فضای نسبتا ارامی را بر بقای حکومتشان در سایه خفقان و ترور در داخل کشور بوجود اورده اند، این بار در فکر افزایش ترور برون مرزی هستند. دادستانی این حکومت به منظور مقابله به مثل با دولت ارژانتین که چندی پیش برای تعدادی از افراد بلند پایه حکومت ایران حکم جلب بین المللی صادر کرده بود، انها نیز در صدد صدور حکم جلب برای تعدادی از افراد حکومتی ارژانتینی هستند. اما، چگونه و با چه رویی؟ می خواهند این کار بچه گانه را انجام بدهند، بماند، که خودشان می دانند.&lt;br /&gt;خبرگزاریهای ایرانی نام احضار شدگان را کارلوس کوراچ، وزیر سابق کشور آرژانتین، روبن براخا رئیس ‌سابق انجمن همیاری اسرائیل و آرژانتین و سه قاضی به نامهای خوزه گالئانو، مولن و بارباکسیا.&lt;br /&gt;خوزه گالئانو قاضی نخستین پرونده ای بود که علیه چند تن از مقامات بلندپایه و دیپلماتهای ایرانی تشکیل شد و طی آن، این مقامات متهم شدند که بمبگذاری در ساختمان انجمن همیاری اسرائیل و آرژانتین (آمیا) به دستور یا با اطلاع آنان صورت گرفته است.&lt;br /&gt;وزارت امورخارجه آرژانتين در بيانيه خود تصريح کرده است اين در خواست عملی تلافی جويانه سياسی در برابر حکم بازداشت مقام های ايرانی است.&lt;br /&gt;يک دادگاه آرژانتين شماری از مقام های جمهوری اسلامی از جمله :اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ولايتی، علی فلاحيان، محسن رضايی و هادی سليمان پور را متهم به مشارکت در انفجار در مرکز يهوديان آميا در ژوييه ۱۹۹۴ در بوئنوس آيرس، پايتخت آرژانتين که به کشته شدن ۸۵ نفر به منجر شد، متهم کرد&lt;br /&gt;انفجار ساختمان هفت طبقه این انجمن در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین که هيجدهم ‬ژوئیه ‪1994 (27تیر 1373) رخ داد، هشتاد و پنج کشته و بيش از دويست زخمی بر جای گذاشت.&lt;br /&gt;مقامات قضائی آرژانتینی اعلام کردند که بر اساس تحقیقات آنها، این بمبگذاری از سوی ایران طراحی شده و به دست عواملی از حزب الله لبنان به اجرا درآمده است.&lt;br /&gt;مقام مطلع دادستانی تهران که خبرگزاریهای ایرانی به عنوان منبع این خبر ذکر کرده اند گفته که ممکن است در آینده افراد دیگری نیز در این ارتباط به دادستانی تهران احضار شوند.&lt;br /&gt;وی همچنین گفته که پنج آرژانتینی از راههای دیپلماتیک احضاریه خود را دریافت کرده اند.&lt;br /&gt;این در حالی است که از سوی دیگر، پرونده ای که در آرژانتین علیه مقامات ایرانی تشکیل شده، پنج ماه پیش به جایی رسید که هیئت مدیره پلیس بین الملل (اینترپل) تصمیم به صدور اخطاریه برای شماری از مقامات کنونی و سابق ایرانی گرفت اما با اعتراض ایران، اتخاذ تصمیم نهائی در اين خصوص به مجمع عمومی اینترپل موکول شد که قرار است پنجم نوامبر (چهاردهم آبان) آينده در کشور مراکش برگزار شود.&lt;br /&gt;افرادی که هيئت مديره پليس بين الملل در اين ارتباط تصميم به صدور اخطاريه برايشان گرفت عبارتند از علی فلاحيان، محسن رضائی، احمد وحیدی، محسن ربانی و احمدرضا اصغری که در زمان حادثه به ترتيب وزير اطلاعات، فرمانده کل سپاه پاسداران، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، رایزن فرهنگی سفارت ایران در آرژانتین و دبیر سوم اين سفارتخانه بودند.&lt;br /&gt;علی فلاحيان اکنون عضو مجلس خبرگان، محسن رضائی دبير مجمع تشخيص مصلحت و احمد وحيدی معاون وزيردفاع است.&lt;br /&gt;تصميم پليس بين الملل در مورد صدور اخطاريه شامل عماد مغنيه که شهروند لبنان است نيز می شود.&lt;br /&gt;با این حال، کشورها می توانند تنها بر اساس درخواست دولت آرژانتین و بی آنکه حکمی از پلیس بین الملل صادر شده باشد نیز اقدام به بازداشت متهمان پرونده و استرداد آنان به آرژانتین کنند.&lt;br /&gt;چهار سال پیش، هادی سلیمانپور که هنگام انفجار ساختمان آمیا، سفیر ایران در آرژانتین بوده، در حالی که در دانشگاه دورهام در شمال انگلستان در حال تحصیل بود به درخواست دولت آرژانتین بازداشت شد اما دادگاه مدارک و شواهد را برای استرداد او به آرژانتین کافی ندانست و حکم به آزادی او داد.&lt;br /&gt;هادی سلیمانپور در کنار اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ولایتی که در زمان حادثه، رئیس جمهور و وزیر امورخارجه ایران بوده اند همچنان تحت تعقیب دادگاههای آرژانتین است اما پليس بين الملل از آغاز با صدور اخطاريه برای این سه تن موافقت نکرده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-4128689044485846260?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/4128689044485846260/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=4128689044485846260&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4128689044485846260'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4128689044485846260'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/08/blog-post_16.html' title='یک حکم خنده دار از جانب دادستانی جمهوری اسلامی'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-489630878270253277</id><published>2007-08-07T00:41:00.000+03:30</published><updated>2007-08-07T00:42:53.179+03:30</updated><title type='text'>باج دهی به حاکمان دینی ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;عاقبت مقامات امریکایی که در گردابی که از جانب جمهوری اسلامی ایران برای انان در مورد امنیت عراق به پا کرده بودند گیر کرده و شکست خوردند.&lt;br /&gt;مقامات امریکایی بارها و به کرات گفته اند که بیشتر نا ارامی های عراق از جانب سردمداران حکومت دینی ایران است، اما حاکمان دینی ایران هر بار این اتهامات را رد کرده اند.&lt;br /&gt;بعد از سه مرحله گفتگو میان سران حکومت ایران و سران ایالات متحده امریکا که اخرین ملاقات انها امروز بود عاقبت دو طرف در پشت درهای بسته به توافقاتی بر علیه سنی های عراق دست یافته اند.&lt;br /&gt;در اینکه حاکمان حکومت دینی ایران یار و پشتیبان شیعه ولایت فقیهی در عراق بوده و هستند شکی نیست و بر این مدعا کارگزاران ایرانی بارها مهر تایید نهاده اند.&lt;br /&gt;بر این اساس ایالات متحده امریکا عاقبت تن به شکست داده و در مقابل موج شیعی افراطی در حال گسترش در عراق و با وجود مدارک موجود و شواهد به گفته مقامات امریکایی،  در دست داشتن حکومت ایران در نا ارامی های فرقه ایی و کشت و کشتار در عراق،  پذیرفته است در منافع به دست امده در عراق سهمی را به جمهوری اسلامی ایران بدهد که همانا تقویت شیعه ولایت فقیهی به رهبری نوچه اقای خامنه ایی یعنی مقتدا صدر می باشد.&lt;br /&gt;البته مقامات امریکایی با این صراحتی که من نگاشم به این مطلب نپرداخته اند اما نتیجه مذاکرات امروز نمایندگان امریکا و ایران حاکی از این مطلب است و بس.&lt;br /&gt;آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-489630878270253277?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/489630878270253277/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=489630878270253277&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/489630878270253277'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/489630878270253277'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/08/blog-post.html' title='باج دهی به حاکمان دینی ایران'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-2184343728962180579</id><published>2007-07-08T02:33:00.000+03:30</published><updated>2007-07-08T08:01:09.398+03:30</updated><title type='text'>وابسته به اجانب!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;از بدو شکل گیری انقلاب بنجاه و هفت، وابسته به اجانب، وابسته به غرب،مملکت فروش و ... بازار داغی در بین حاکمان دینی حکومت ایران داشته است، در حال حاضر نیز این مقوله در اوج می باشد.&lt;br /&gt;هر گاه که حضور طرز تفکری، یا شخصی، یا حزبی و گروهی، برای حاکمان دینی ایران، بوی خطری در زمینه، به مخاطره انداختن حکومتشان، متساعد، نماید، با این نوع بر چسب ها از میدان بدر رانده می شود.&lt;br /&gt;این حس که با کشورهایی که به منافع و منابع کشورت، چشم طمع دارند، بخواهی مبارزه نمایی و مردم را اگاه نمایی که سعی نمایند وابسته به هیچ قدرت و ابرقدرتی نباشند ، حس و فکر خوبی است. در این شکی نیست که غربی ها به منافع و منابع کشوری مثل ایران چشم طمع داشته و دارند، از زمان وایکینگهای اسکاندیناوی و قبل از انها گرفته، تا ناوگانهای جنگی پرتغالیهای گدا گشنه در قرن چهارده میلادی و ناوهای جنگی مدرن و پیشرفته امروزی سایر کشورهای امروزی از جمله ایالات متحده امریکا. اما! ایا با وجود اینکه جمهوری اسلامی نه شرقی، نه غربی را از ابتدا سر داد واکنون با درجه ایی تخفیف شرقی ان را حذف کرده است و فقط نه غربی به جا مانده است، توانسته است ، عملا این شعار را جامه عمل بپوشاند؟! حاکمان دینی ایران ، که در ابتدا نه با شرق که منظور اصلی کمونیستها و بلوک شرق کمونیستی بود و نه با غرب که منظورشان کشورهای اروپایی و امریکایی بود سر سازش نداشتند، ایا به راستی سر سازش نداشته و ندارند؟! در این شکی نیست که با شرق کمونیست و گدا گشنه و فرصت طلب ، که هر از چند گاهی تکه ایی از خاک ایران را در اثر بی کفایتی و بی لیاقتی حاکمان دوران ، جداکرده و ضمیمه خاک خود کرده اند،رابطه بسیار خوب و نزدیکی دارد، با توجه به اینکه بارها خود حاکمان دینی ایران متوجه شده اند که روسها چه خنجرهای زهر اگینی را هر از چند گاهی از پشت بر پیکره اشان زده اند، که بد قولی ها در مورد تکمیل نیروگاه بوشهر و خالی کردن پشت حاکمان دینی ایران، از جانب روسی ها، در مورد تحریمهای غرب، تنها نمونه های بسیار کوچک و سر انگشتی خیانت شرق یا به روایت امروزی همان روسها هم به جمهوری اسلامی و هم به ملت ایران می باشد.&lt;br /&gt;پس با یک حساب کوچک و سر انگشتی و روایتی بسیار روشن و مختصر متوجه می شویم ، که این حکومت نه شرقی و نه غربی، تا حال محتاج و تو سری خور شرق یا بلوک شرق بوده و هنوز نیز می باشد.&lt;br /&gt;ایا نه غربی، در عمل جامه عمل پوشیده است؟! با یک حساب کوچک و مختصر متوجه می شویم که نه غربی هم نبوده است،اما نه غربی بودنش اندکی پیچیده تر، از مورد اول است. هر از چند گاهی همینکه غربی ها تحریمی، یک اجماع کلی، یا یک اتفاق نظر، بر علیه حاکمان دینی انجام داده اند، یا خواسته اند انجام بدهند، دلارهای بچه های ، ایران زمین از جانب ، دلال های بین المللی حاکمان دینی ایران به جیب غربی ها ، سرازیر شده است، برای این مورد نمونه بسیار است، با این توضیح که هر نمونه کالبد شکافی و بحث دراز مربوط به خود را می طلبد.&lt;br /&gt;در بین کشورهای غربی تنهاکشوری که حاکمان دینی ایران با انها رابطه مستقیم و روشنی نداشته اند، ایالات متحده امریکا می باشد، که برای این کینه و کدورت شتری، از جیب ملت ایران و از پولهای مربوط به اینده فرزندان ایرانی، برای این کار هزینه های زیادی از جانب حاکمان دینی ایران شده است، که برای نمونه می توان به هزینه های هنگفتی، که به جیب تروریستهای عراق، فلسطین، لبنان، افغانستان و سایر تروریستها که در اقصا نقاط جهان در حال ضربه زدن به منافع ایالات متحده امریکا هستند،اشاره کرد.&lt;br /&gt;پس این دینداران و پاسداران دین محمدی که مخالفان حکومت خود را به وابسته به اجانب بودن، متهم می کنند و معتقد هستند که این افراد و یا گروه ها و یا احزاب، می خواهند کشور ایران، ملت ایران را به اجنبی ها وابسته گردانند و منافع ملت ایران را به بیگانگان بدهند،خودشان از بدو تاسیس حکومتشان ، این عمل راانجام داده ومی دهند و ا نوقت، انها خودشان را وابسته ، به بیگانه نمی دانند، اما یک روزنامه نگار، یک معلم که از گرسنگی شکایت دارد، یک زن که حق و حقوق ابتدایش را می خواهد، یک دانشجو که می خواهد اموزه های خود را به جامعه منتقل نماید، یک ترک، یک لر، کی کرد،یک بلوچ و... را وابسته به بیگانه و اجنبی می نامند.آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-2184343728962180579?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/2184343728962180579/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=2184343728962180579&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2184343728962180579'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2184343728962180579'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='وابسته به اجانب!'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-8220347706679369581</id><published>2007-06-26T23:44:00.000+03:30</published><updated>2007-06-26T23:49:38.009+03:30</updated><title type='text'>جرم حسین موسویان محرز شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;به گزارش خبرگزاری فارس، آقای جلالی در پايان جلسه کميسيون امنيت ملی مجلس شورای اسلامی با وزير اطلاعات گفت: « آقای محسنی‌اژه‌ای گفت که از نظر وزارت اطلاعات حسين موسويان مجرم است، اما تصميم نهايی در اين خصوص توسط قاضی مربوطه اخذ خواهد شد و بايد صبر کرد تا ببينيم پس از محاکمه وی قاضی چه حکمی صادر می‌کند ».&lt;br /&gt;این خبری است که منابع خبری جمهوری اسلامی ایران در مورد ان نوشته اند. البته هدف من از نگاشتن این مطلب این نیست که به‌ عادلانه بودن یا نا عادلانه  بودن حکم اعتراض داشته و یا بخواهم در مورد محرز شدن جرم جاسوسی ایشان برای غرب یا در مورد راست یا دروغ بودن ان چیزی بنگارم، بلکه هدف من این است که از زاویه ایی دیگر به این موضوع بپردازم، برای وارد شدن به بحث &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;مورد نظرم ابتدا ناچارم اندکی به معرفی اقای حسین موسویان و سابقه فعالتی ایشان در حکومت جمهوری اسلامی ایران بپردازم.&lt;br /&gt;اقای حسین موسویان متولد کاشان،  ۵۰ سال سن دارد او خواهرزاده حسين محلوجی وزير صنايع و معادن دولت هاشمی رفسنجانی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;است. آقای حسين موسويان در نخستين فعاليت رسمی در دوران پس از انقلاب، رياست جهاد سازندگی شهر کاشان  را برعهده داشت.&lt;br /&gt; او پس از آن مدير مسئولی روزنامه انگليسی زبان تهران تايمز، وابسته به سازمان تبليغات اسلامی را بر عهده گرفت.&lt;br /&gt;رياست مرکز مطبوعاتی موسسه احيای انديشه های اسلامی و معاونت تشکيلات، برنامه ريزی و ارزشيابی سازمان تبليغات اسلامی که زير نظر رهبر جمهوری اسلامی فعاليت می کند، بخش ديگری از پست های موسويان است. آقای موسويان در مجلس شورای اسلامی نيز به عنوان رييس سازمان اداری و مديرکل اداری - مالی فعاليت داشته است.&lt;br /&gt;حسين موسويان فعاليت ديپلماتيک خود را در دوران وزارت علی اکبر ولايتی آغاز کرد و در همين دوران  به سمت مدير کل اروپای غربی منصوب می کند.&lt;br /&gt; آقای موسويان  مدتی نيز سفير جمهوری اسلامی ايران در روسيه و آلمان، بود.  در فاصله سال ۶۹ تا ۷۵  که آقای موسويان سفير ايران در آلمان بود، وقايعی چون ترورمخالفان حکومت ايران در  رستوران ميکونوس و مساله فرج سرکوهی رخ داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين موسويان تا پيش از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، از اعضای اصلی تيم مذاکره کننده پرونده هسته ای ايران بود. آقای موسويان  روز يازدهم ارديبهشت امسال به اتهام «ارتباط با سفارت خانه های خارجی و مسايل امنيتی» بازداشت شد.&lt;br /&gt;قرار بازداشت آقای موسويان روز نوزدهم ارديبهشت ماه  به قراروثيقه تبديل شد و وی با سپردن ۲۰۰ ميليون تومان وثيقه آزاد شد.&lt;br /&gt;خب، این خلاصه بسیار اندکی از خدمات ایشان ، در راه خدمت به ثبات و بقای جمهوری اسلامی ایران بود، اما حال به جرم جاسوسی برای غرب در زیر تیغ حذف قرار دارد. این اقا اگر در ترور مخالفان در اروپا دست داشته ، ( که حتما دست داشته) ایا هیچ کدام از نیروهای اپوزسیون و سازمان های مدافع حقوق بشر بین المللی می توانستند، ایشان را محاکمه نمایند؟! صد در صد نه! چون در زمانی که ترور میکونوس در کشور المان به وقوع پیوست و تروریزم دولتی که در پشت این قضیه بود،  برای دستگاه قضایی کشور المان به اثبات رسید، در ان زمان اقای موسویان سفیر جمهوری اسلامی در کشور المان بودند. ایا امکان دارد، تروری که امران ان و ریشه ان دولت ایران تشخیص داده شد و ثابت شد و در عین حال اقای موسویان سفیر و نماینده رسمی جمهوری اسلامی بود، خبر نداشته باشد، با وجود اینکه ایشان خود از ذوب شده های ولایت فقیه می باشند؟!&lt;br /&gt;این اقا یک مجرم بین المللی بود، اما در لباس دیپلمات و در زیر مصونیت دیپلماتیک ، نه کسی توانست به ایشان جرمی منتسب بداند و نه انگشت اتهامی نیز به طرف ایشان نشانه رفت، در اینجاست که از یک سو باید جمهوری اسلامی ایران را موهبتی دانست، برای کیفر دادن به چنین افرادی،  گر چه که جمهوری اسلامی،  ایشان را به عنوان مجرم و به نفع مخالفان جمهوری اسلامی محاکمه و کیفر نمی دهد ، اما همینکه این شخص مخلص ولایت فقیه،  در می یابد که به چه نظامی خدمت کرده است ، خود در نفس خود نعمتی گران قیمت است.&lt;br /&gt;گرچه از این نوع مهره های سوخته و حتی حذف شده در کارنامه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران زیاد است که از جمله می توان به سعیدی امامی اشاره کرد، اما باز جای تعجب دارد که از ذوب شده های ولایت فقیه به مقدار چشمگیری کاسته نمی گردد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;آریان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-8220347706679369581?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/8220347706679369581/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=8220347706679369581&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8220347706679369581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8220347706679369581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/06/blog-post.html' title='جرم حسین موسویان محرز شد'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-104753302636417206</id><published>2007-03-30T01:46:00.000+03:30</published><updated>2007-03-30T01:49:21.661+03:30</updated><title type='text'>آدم رباهای جمهوری اسلامی ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;تروریزم یعنی چه؟ تروریزم یعنی ادم ربایی . تروریزم یعنی اذیت و ازار انسانهای بی گناه. تروریزم یعنی به زور و اجبار عقیده ایی یا نظری را تحمیل کردن . تروریزم یعنی ایجاد رعب و وحشت به منظور  به کرسی نشاندن نظر و عقیده ایی مشخص. و تروریزم یعنی ... خیلی صفت های بد دیگر که همه و همه با دنیای متمدن و مترقی امروزی در تضاد هستند&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;جمهوری اسلامی ایران یکی از اعضای سازمان ملل است و بسیاری از قطعنامه ها و قوانینی که توسط این سازمان تدوین شده است را امضا نموده است ،اما در عمل به هیچکدام از انها پایبند نمی باشد  که از جمله می توان به عدم اعدام جوانان زیر هیجده سال اشاره نمود ، که در جمهوری اسلامی همچنان جوانان زیر هیجده سال اعدام شده اند و می شوند. جمهوری اسلامی ایران، پیمان دیگری را امضا نموده است که این پیمان اعضا را ملزم می نماید که در سطح بین المللی با تروریزم مبارزه نمایند ، با این وجود نه تنها جمهوری اسلامی ایران در این زمینه عملا کاری انجام نداده است بلکه خود مرکز ترور و تروریزم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترور مخالفان در داخل مرزهای ایران ، در خارج از مرزهای ایران، یاری رساندن به تروریستهای فلسطینی، لبنانی و عراقی تنها بخش های کوچک و بسیار ملموس و اشکار عملکرد جمهوری اسلامی ایران در زمینه انجام و حمایت عملیات تروریستی است. چندی پیش چند تروریست جمهوری اسلامی ایران که در سپاه پاسداران قدس فعالیت داشتند در شهر هه ولیر کردستان عراق توسط نیروهای امریکایی دستگیر شدند ، این افراد از جانب جمهوری اسلامی ایران دیپلمات تعبیر و تفسیر شدند ، اما با اعترافات و معلوماتی که این افراد در بازجویی هایشان تحویل نیروهای امریکایی داده اند ، تروریست شناخته شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از انجا که خورشید حکومت جمهوری اسلامی رو به غروب ابدی است ، این اواخر دست به ترفندها و عملیات بسیار محیر العقول و ابلهانه می زنند ، که از جمله می توان به دستگیری پانزده ملوان اینگلیسی در ابهای اروند رود اشاره نمود .ملوان های اینگلیسی در داخل ابهای عراق مشغول انجام وظیفه بوده اند و در حال بازرسی از یک کشتی بوده اند ، که این کشتی بارها مورد شک و گمان بوده است که از جانب جمهوری اسلامی ایران اسلحه و مهمات به تروریستها می رساند ، اما به نا گاه سربازان امام زمان تحت امر ولایت مطلقه فقیه این افراد را دستگیر می نمایند و اعلام می دارند که این افراد در داخل ابهای ایران بوده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از انجا که خشم اینگلیسیها بر انگیخته شده است، چون انها مطمین هستند که این نیروها خلافی را بر علیه خاک ایران مرتکب نشده اند،  از وزارت امور خارجه ایران توضیح خواسته اند و همچنین از انها خواسته اند که نقشه محل دستگیری این افراد را برایشان بفرستند و جالب اینجاست که جمهوری اسلامی،  نقشه محل دستگیری این افراد را در اختیار اینگلیس می گذارد ، اما ان محل سه کیلومتر با مرز ایران فاصله داشته است و ملوانان اینگلیسی دقیقا در خاک عراق بوده اند و در اصل این سربازان امام زمان جمهوری اسلامی ایران بوده اند که در داخل خاک عراق عملیات انجام داده اند و نه اینگلیسیها . البته به غیر از نقشه محل که جمهوری اسلامی در اختیار اینگلیسیها قرار داد و بعد ان نقشه را نیز تغییر داد و نقشه دیگری برایشان فرستاد ، تصاویر ماهواره ایی هم در دست نیروهای اینگلیسی و عراقی است که به خوبی ثابت می نماید جمهوری اسلامی ایران حق به جانب نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما هدف از این ادم ربایی توسط سربازان امام زمان چیست ؟ هدف اصلی را می توان به صورتی بسیار خلاصه باج گیری از دولت اینگلیس بیان داشت. جمهوری اسلامی ایران به صورتی روشن و اشکار می داند که کشورهای غربی بر خلاف جمهوری اسلامی ایران، دارای حکومت های دمکراتیک هستند و همیشه باید جوابگوی مردم تحت حاکمیت خود باشند و از انجا که نیروی عظیم و متحدی را نیز در دور و  بر مرزهای خود می بیند که هر لحظه امکان حمله انها وجود دارد ، لذا این ادم ربایی را ترتیب داد تا سرنگونیش را اندکی به تاخیر بیاندازد ، چون دولت اینگلیس تا فرزندان مملکتش در چنگ تروریست ها باشد نه حاضر به حمله و همراهی با سایر ابر&lt;/span&gt; قدرت ها بر حلیه جمهوری اسلامی می باشد و نه اجازه خواهد داد دیگران نیز چنین عملی را انجام دهند .آریان&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-104753302636417206?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/104753302636417206/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=104753302636417206&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/104753302636417206'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/104753302636417206'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/03/blog-post.html' title='آدم رباهای جمهوری اسلامی ایران'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-7521092405236767693</id><published>2007-01-30T01:05:00.000+03:30</published><updated>2007-01-30T01:13:09.736+03:30</updated><title type='text'>باز هم دوز و کلک و حقه بازی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;اصلا انسان نمی تواند باور کند این حاکمان حکومت دینی ایران ، که خودشان را سرباز خدا ، مطیع امر خدا و... به شمار می اورند ، اینقدر درغگو و حقه باز باشند .&lt;br /&gt;مگر مال دنیا ، جاه و مقام دنیایی ،چقدر ارزش دارد ؟! که هر روز باید دروغی و کلکی زد ؟ فقط به خاطر اینکه چند صباحی بر اریکه قدرت باقی ماند؟!&lt;br /&gt;ادم از شنیدن بعضی گفته ها و اعمال این  اقایان که به گفته خودشان ، دنیا دار فانی است ، نباید لذت های دنیا ادم را بفریبد ، شرمگین می شود ، شرمگینی از ان جهت که اینها هم خود را ایرانی می نامند ، با ان جرم و جنایتهایی و اعمالی که بر علیه بشریت انجام داده اند و انجام می دهند ، کوروش کبیر هم ایرانی خود را ایرانی می دانست ، با انهمه اعمال نیکی که به نفع بشریت انجام داده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند روز پیش ، چند نفر از اعضای سپاه قدس که وظیفه اصلی سپاه قدس ترور مخالفان در خارج از مرزهای ایران و یاری رساندن به تروریستها می باشد ، توسط نیروهای امریکایی در شهر اربیل ( هه ولیر ) کردستان عراق در یک دفتر وابسته به سفارت جمهوری اسلامی در عراق ، توسط نیروهای امریکایی دستگیر شدند .&lt;br /&gt;حاکمان حکومت دینی ایران ، چون پته خود را بر اب می دیدند و می دانستند که نظرها و نقشه های شومشان در مورد قتل عام و اشوبگری بر علیه مردم بی گناه عراق که هر روز عده کثیری ، مورد حمله تروریستهای وابسته به جمهوری اسلامی قرار می گیرند و به خاک و خون کشیده می شوند برای جهانیان رو خواهد شد ، لذا علم شنگه عجیبی به راه انداختند ، تا بلکه این افراد را از چنگ امریکاییها در اورند و از انها اعتراف گیری نشود . بارها امریکاییها ، دولتمردان عراقی اعلام نمودند که این افراد دیپلمات نیستند ، دارای مصونیت دیپلماتیکی نیستند ،اما اقایان حاکم بر ایران پا را در یک کفش کرده بودند و می گفتند ، نه ، اینها دیپلمات بودند ، امریکا ادم ربایی کرده است . حتی از دست امریکا به شورای امنیت شکایت کردند ، مبنی بر اینکه امریکاییها ، چند دیپلمات ما را ربوده اند ، جالب اینجاست حاکمان دینی ایران به جایی شکایت کرده اند که خودشان ارج و منزلتی برای انجا ، یعنی شورای امنیت و سازمان ملل قایل نیستند و قطعنامه های انها را کاغذ پاره های بی ارزش می نامند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زلمای خلیل زاد افغان زاده ، سفیر ایالات متحده امریکا در عراق ، برای اینکه به این هارت و پورت های جمهوری اسلامی پایان بدهد .  دو روز پیش اعلام نمود ، با توجه به اینکه یک سری اسناد و مدارک طبقه بندی شده و غیر قابل انتشار از این افراد و اسناد و مدارک دیگری از افراد دیگری وابسته به جمهوری اسلامی ایران در دست نیروهای امریکایی است که ثابت می کند ، جمهوری اسلامی ایران ، در عملیاتهای تروریستی صورت گرفته در عراق و یاری رساندن به تروریستها دست بالایی  دارد، را منتشر خواهد نمود .&lt;br /&gt;حاکمان دینی ایران همینکه دیدند ، بله ، اقایان دستگیر شده اعتراف کرده اند و امریکاییها با جرات تمام از اسناد و مدارک بدست امده سخن می رانند و در صدد انتشار انها هستند ، &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;توسط گماشته خود در سفارت ایران در عراق ، امروز به صراحت اعلام کردند .  بله ، این افراد دیپلمات نبوده اند ، بلکه از اعضای سپاه پاسداران بوده اند و برای یاری رساندن به ارتش عراق و اموزش نیروهای عراقی به دعوت حکومت عراق وارد این کشور شده اند&lt;/span&gt; . این رجز خوانی ها و دروغ گویی ها ، به خدا ، خیلی رو می خواهد .  تا دیروز داد و بیداد راه انداخته بودند و می گفتند اینها دیپلمات هستند ، حالا می دانند دستشان رو شده ، می گویند :  بله ، همون ها هستند ، که شما می گفتید ، یعنی از سپاه قدس ، بعد باز هم از رو نمی روند و می گویند برای اموزش نیروهای عراقی امده بودند ، که البته منظور ایشان از نیروهای عراقی باید همان تروریستهای بز دل باشد که با کمربند های انفجاری به میان مردم بی دفاع و بی گناه می روند و خود را منفجر می نمایند ،  در این شکی نیست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز نکته جالبتر اینکه ، جمهوری اسلامی به رهبری ایت الله خامنه ایی ، خودشان را مخالف با ترور و تروریزم می دانند ، اما ،  یک نشریه به نام &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;صبح صادق&lt;/span&gt; که سپاه پاسداران ایران ان را به چاپ می رساند ، &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;در شماره 288  امروز دوشنبه نهم بهمن ماه &lt;/span&gt;، مقاله ایی را تحت عنوان &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;ارزانتر و اسانتر از کالاهای بنجل چینی&lt;/span&gt; ، به چاپ رسانده است که در این مقاله با تهدید به ربودن شهروندان امریکایی در هر جای دنیا که به گفته نویسندگان این مقاله برای انها کاری اسان است ، بر تروریزم و تروریست پروری حکومت جمهوری اسلامی ایران مهر تایید انکار ناپذیری نهاده اند .&lt;br /&gt;این افراد کسی نیستند ، به جز ذوب شده های ولایت مطلقه فقیه ، از انجا که دست سپاه پاسداران برای مردم عراق و به خصوص نیروهای امریکایی به خوبی رو شده است و با صدور فرمان تیر برای ایرانیانی که بدون مدارک معتبر و تایید شده حکومت عراق ، از جانب جرج بوش  و سختگیری های این چند روز اخیر ، بر روی شبه نظامیان شیعه که بازو های ترور اقای خامنه ایی در عراق هستند و همچنین ناامید شدن از اینکه از این به بعد نمی توانند ، حضوری فعال در عراق داشته باشند ، دست به تهدید های تروریستی بر علیه شهروندان امریکایی و اسراییلی زده اند  ، که به نظر من اگر اقای جرج بوش برود و این مقاله را به دقت بخواند ، گرچه فکر نکنم ایشان زیاد اهل مطالعه باشند ، بخوبی در خواهند یافت که جمهوری اسلامی ایران ، بر علیه شهروندان امریکایی که اقای خاتمی را دعوت می کنند و به لبخند های ملیحشان چشم می دوزند و به بحث گفتگوی تمدنهای ذهنی و غیر واقعی ایشان گوش فرا می دهند ، از انطرف خط قرمز هم گذشته است . وقتی که جمهوری اسلامی ایران هزینه می کند ، تروریستی را پرورش می دهد و چنان مغزش را شستشو می دهد که برای جان گران بهای خود ارزشی قایل نیست و در میان زن و کودک و پیر و جوان مسلمان بی دفاع منفجر می شود ، ایااگر دستش به شهروندان امریکایی برسد  ، که امریکا پرچم دار نابودی انهاست ، به انها رحم خواهد کرد ؟! آریان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-7521092405236767693?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/7521092405236767693/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=7521092405236767693&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/7521092405236767693'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/7521092405236767693'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/01/blog-post_30.html' title='باز هم دوز و کلک و حقه بازی'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-8511466127345910575</id><published>2007-01-21T23:52:00.000+03:30</published><updated>2007-01-21T23:55:26.650+03:30</updated><title type='text'>رییس جمهور جهانگرد!</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;اقای احمدی نژاد بعد از بازگشت ازسفرهای دور دنیا که به گفته ایشان ،  برای منزوی کردن هر چه بیشتر امریکا ، به این سفرها دست زده بود ( جالب اینجاست و جای تامل بسیار دارد که اقای احمدی نژاد معتقد هستند ، با سفر به کشورهای افریقایی و امریکای جنوبی که خود به نان شب محتاج هستند ، در صدد منزوی کردن ایالات متحده امریکاست)  با عجله خود را به مجلس شورای اسلامی ، جایی که نمایندگان ، چند روز پیش ، در صدد جمع کردن رای برای استیضاح ایشان بر امده بودند ، رساند و لایحه بودجه سال 1386 .ه .ش را تقدیم اقای حداد عادل نمود .  با توجه به اینکه تخم مرغ در بیشتر بازارهای ایران کمیاب شده است و گوجه فرنگی چون از فرنگستان وارد فرهنگ اسلامی شده است و خوردنش باید حرام گردد ، یا باید تغییر نام بدهد ، به کیلویی 3000 تومان رسیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقای احمدی نژاد بر تختی تکیه زده اند که زمانی کوروش کبیر بر ان تکیه زده بود ، در جایی حکمرانی می کند که کوروش کبیر ، در ان حکمرانی کرده است ، کوروش کبیری که در ان زمان  ،  بسیاری از سیاستمداران ان دوره رعایت حقوق بشر، برایشان امری غریب و غیر ممکن بود، اما ایشان ، نام نیکی در این زمینه از خود در دنیا به یادگار گذاشتند ، اما اقای احمدی نژاد ، دقیقا در جهت عکس عمل این مرد بزرگ ، گام بر می دارد و در جهان به بد نام کردن چهره ملت ایران کمر همت بسته است  .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقای احمدی نژاد چون از خاستگاهی ضعیف و بسیار دون به این مقام رسیده اند و مصداق این مثل است که از کوزه همان برون تراود که در اوست ، هم ملت ایران و هم دنیای متمدن خارج از ایران را به تمسخر و بازی گرفته است و چنان نطق ها و کارهای دون مایه ایی از خود بروز می دهند که بسیاری انگشت حیرت بر دهان گرفته اند و در عین حال افسوس می خورند که این ملت بیچاره ایران مگر چه گناه بزرگی مرتکب شده اند که با رییس جمهور شدن این شخص و ولی شدن اقای خامنه ایی باید تاوان پس بدهند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به مجلس بر می گردم ، ایشان در حالی که مشغول سخنرانی بودند ، نمایندگان مجلس در قسمت های پایانی سخنان ایشان که از خود و سفرهایشان و دست اورده ای سفرهایشان تمجید می کردند ، حوصله اشان سر رفته بود و هر یک به مکانی می رفتند و با یکدیگر بگو مگو می کردند و جنب و جوش عجیبی بر مجلس حاکم بود  ،  معنی جنب و جوش در مجلس سخنرانی ، یعنی اینکه سخن های سخنران تکراری هستند ، شعار است و پشیزی ارزش ندارد ، اما اقای حداد عادل ، در حالی که اقای دکتر احمدی نژاد ، به این جنب و جوشها بی اهمیت می نگریست و به حرفهایش و تمجید از خود ادامه داده بود ، حرفهای ایشان را قطع کرد و به نمایندگان گفت که بی نظمی زیاد است و از نمایندگان خواهش کرد که سر جا های خود بنشینند و به سخنان گهر بار اقای رییس جمهور گوش بدهند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقای احمدی نژاد ادامه دادند : سفر من به کشورهای امریکای جنوبی ، طرح تحریم و انزوای جمهوری اسلامی را خنثی کرد ، ایشان باز اضافه کردند : بیش از 50 ساعت در هواپیما بودیم و این سیاستمداران امریکای جنوبی وقتی که از برنامه سفر فشرده ما مطلع شدند تعجب کردند و به ما می گفتند شما که این همه زحمت می کشید ، می خواهید خود کشی کنید ؟! که من گفته ام ( یعنی اقای احمدی نژاد گفته است ) جان من فدای انقلاب و اسلام و ملت ایران . بعد ایشان باز به سفرهای داخل کشور اشاره کردند و گفتند که ایشان تا حال به 245 شهر کشور سفر کرده اند و ایشان تاکید کردند که مشکلات ملت ایران را از نزدیک لمس کرده است، چون به میان مردم رفت و امد دارد و ایشان به برخی شایعات ، از جمله در زمینه اقتصاد اشاره کردند و گفتند بعضی ها می خواهند اوضاع را متشنج کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ( معنای این سخن اقای احمدی نژاد این است که اوضاع اقتصادی ایران مشکلی ندارد و مثلا وقتی مردم  می بینند تخم مرغ فروشها ، برای سود بیشتر ، تخم مرغ احتکار کرده اند و گوجه فرنگی کیلویی 3000 تومان است و مردم در این زمستان سرد ، دسترسی به نفت و گاز ندارند ، در حالی که کشور ایران بر روی چاه های عظیم نفت بنا شده است ، همه و همه برای متشنج کردن کشور است و چنین نیست و اینها نقشه های صهیونیستی و غربی از جانب اقای احمدی نژاد و ولی فقیه تفسیر می گردد .  البته چون اقای احمدی نژاد خود را فرزند خلف ایت الله خمینی می دانند، نباید ایشان را ملامت کرد ، چون در دورانی که مردم از گرانی به ایت الله خمینی شکایت می بردند ، ایشان می فرمودند که ما برای این انقلاب نکرده ایم که هندوانه را ارزانتر بخوریم ، بلکه برای نجات اسلام انقلاب کرده اییم ، در حالی که ایت الله خمینی قبل از به قدرت رسیدن ، خانواده پهلوی و شاهنشاهان پیشین ایران را دزد می دانستند و معتقد بودند که شاهان ، ثروت ملت ایران را به یغما برده اند و قول داده بودند که لوله کشی های نفت را به داخل منازل مردم ایران ببرد و از سود حاصل از فروش نفت به ملت ایران سرانه بدهد ، لازم به ذکر است که اقای احمدی نژاد هم یکی از تبلیغات انتخاباتیش این بود که پول نفت را به سر سفره ملت ایران ببرد ، در حالیکه سفره بسیاری از اقشار ملت ایران ، این روزها از وجود نان خالی نیز بی نصیب می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمایندگان مجلس شورای اسلامی در پایان به اقای احمدی نژاد احسنت فرستادند و او را ستودند .آریان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-8511466127345910575?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/8511466127345910575/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=8511466127345910575&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8511466127345910575'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8511466127345910575'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/01/blog-post_21.html' title='رییس جمهور جهانگرد!'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-1323151936592642239</id><published>2007-01-19T22:31:00.000+03:30</published><updated>2007-01-19T22:35:07.713+03:30</updated><title type='text'>روابط ، ضوابط و منافع مادی ، مانع اجرای عدالت در سطح جهانی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;در جهان بسیاری از کشورها هستند ، که خود را مدافع حقوق بشر به حساب می اورند ، از بی عدالتی ها و نا عدالتی ها در سایر کشورها گله مند هستند، در صدد ریشه کن کردن ، ظلم و ستم هستند . در بین کشورهای جهان ، کشورهای اروپایی ، که زمانی خود قربانی بی عدالتی های بسیار بوده اند، به خصوص در قرون وسطی ، در حال حاضر بیشتر از هر کشور دیگری ، سنگ اجرای عدالت را به سینه می زنند ، اما با این وجود ، باز هم ما شاهد هستیم که با وجود اینکه مخصوصا سیاستمداران اروپایی تبلیغات وسیعی راه انداخته اند و سعی می نمایند که در مسابقه رعایت حقوق بشر از دیگران جلو بزنند ، اما دست به اعمالی می زنند و زده اند ، که دقیقا ان حقوق بشر و عدالتی که مدعی دفاع از ان هستند ، توسط خود انها زیر پا گذاشته می شود و افراد زیادی را قربانی این بی عدالتی ها کرده اند و می نمایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هدف از ورود به این بحث ، جرقه ایی بود که به هنگام خواندن خبری در مورد دستگیری تروریستهای جمهوری اسلامی ، توسط نیروهای امریکایی که در لباس دیپلمات در عراق خدمت می کردند ، بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایالات متحده امریکا که در عراق،  سربازانش گاه و بی گاه مورد هجوم تروریستهای تندرو اسلامی قرار می گیرند، بارها اعلام کرده است ، حکومت جمهوری اسلامی ایران تروریستها را یاری می دهد ، به انها تجهیزات جنگی می دهد ، انها را اموزش می دهد و ... اما گوش کسی بدهکار نیست ، هر بار یکی از سران عراق ، در کمال پر رویی به ایران می روند و از اقای خامنه ایی و اقای احمدی نژاد خواهش می کنند که انها را در راه بر قراری امنیت یاری نمایند ، انها هم می گویند ، ای به چشم ! هر بار نیز انها چند تروریست و اموزش دهنده تروریست را در لباس دیپلمات به منظور رایزنی و برقراری امنیت به عراق می فرستند ( گوشت را به گربه سپردن ) جمهوری اسلامی ایران با وجود اینکه هر بار اتهام دخالت و یاری رساندن به تروریستها را قویا رد کرده است و با این توجیه که انها خود قربانی تروریزم هستند و هیچگاه تروریستها را یاری نمی رسانند ، چشم و گوش بسیاری از سیاستمداران را بسته اند .حکومت جمهوری اسلامی که از قربانی بودن خودش ، در برابر تروریزم سخن به میان می اورد ، منظورش این تروریست های تندرو اسلامی نیست، بلکه درست بر عکس ، انها این تروریستها را ، سربازان امام زمان به حساب می اورند و کار انها را ترور به حساب نمی اورند ، بلکه کار انها را شهادت طلبی و مبارزه با کفر می نامند، منظور و تعریف جمهوری اسلامی ایران از تروریزم ،  تعریف دیگری از ترور و تروریزم است . انها مخالفان حکومت سراسر از ظلم و ستم خودشان را تروریست می دانند ، نه این تروریستهای انتحاری اسلامی . پس واضح است که اگر انها سوگند هم بخورند که ما در حال مبارزه با تروریست هستیم ، حرف بی ربطی نزده اند ، چون انها تعریفی از کلمه ترور و تروریست دارند و دنیای متمدن امروزی یک تعریف دیگر ، که فاصله این دو تعریف ، از زمین تا اسمان است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیروهای امریکایی که تا حال بارها تروریست های جمهوری اسلامی را در لباس دیپلمات دستگیر کرده اند ، اما در زیر فشار افکار عمومی و به خصوص حکومت بی تجربه و تازه تاسیس عراق که هنوز هم دوست و دشمن خود را به خوبی نمی شناسند ،ازاد کرده است . هر چه امریکاییها گفته اند ، بابا !  مدرک داریم ، سند داریم ، اینها برای یاری رساندن به تروریستها امده اند ، سر بزن گاه انها را دستگیر کرده اییم ،اما سیاستمداران تازه به دوران رسیده عراقی پا را در یک کفش کرده و با استناد به اینکه ، اینها مصونیت دیپلماتیک دارند ، باید ازاد شوند ، باعث ازاد سازی تروریستهای زیادی شده اند .  بی چاره ها ، امریکایی های بیچاره ، هر بار مجبور شده اند ، تروریستهایی که مثل روز روشن ، در رابطه با عملشان درخشیده اند را ، ازاد کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما چند روز گذشته که در مطلب قبلی نیز به ان اشاره ایی داشته ام ، نیروهای امریکایی ، پنچ تن از تروریست دیپلماتهای جمهوری اسلامی را  با سند و مدرک ، در مکانی در شهر اربیل که کوردها به این شهر هه ولیر می گویند و پایتخت کردستان است ، نیمه شب با استناد به گزارشهای دقیق و مشخص ، بدون اینکه حتی ، سران حکومت فدرال کوردستان از این عمل با خبر باشند را  دستگیر کرده اند. جمهوری اسلامی ایران ، این مکان را کنسولگری اعلام نموده است و ان اشخاص را دیپلمات نامیده است که به عقیده انها دارای مصونیت سیاسی هستند و نمی بایست توسط امریکاییها دستگیر می شدند و این عمل امریکا را عملی تحریک امیز خوانده اند . ایالات متحده امریکا این محل را کنسولگری نمی داند و حتی ادعا دارد که این مکان ، یک مکان اداری نیز نبوده است و این عده نیز دیپلمات نیستند . وزیر خارجه عراق نیز مکان مورد نظر را کنسول گری ایران ننامیده است  ، بلکه گفته است که این مکان ، دفتر ارتباطی ایران ، در منطقه کردستان عراق بوده است و وظیفه این دفتر فراهم کردن تسهیلات برای سفر کوردهای عراقی به ایران و کوردهای ایرانی به عراق بوده است .  از نظر اداری و قرادادی که این دفتر با حکومت فدرال بسته است ، تنها ارایه خدمات ، به شهروندان کورد بوده است . اما ایا براستی ،این افراد که وابسته به سپاه پاسداران قدس جمهوری اسلامی ایران بوده اند ، برای خدمت به کوردهای دو پارچه کردستان ایران و عراق ، در این مکان خدمت کرده اند ؟ به این سوال ، در طول مقاله و گام به گام جواب داده شده است .  نیروهای کورد  حاکم در منطقه می گویند که حدود ده سال است ، این دفتر در انجا فعالیت دارد و می توانسته است ، شرایط سفر را برای کوردهای دو طرف ایران و عراق ، فراهم کند و در عین حال گفته اند که این افراد ( نیروهای وابسته به سپاه قدس در هه ولیر که دستگیر شده اند ) ایرانی که در این مکان خدمت می کرده اند ، گاه و بیگاه ، حاضر به جوابگویی ، در مورد بسیاری از مسایل که البته به مسایل اشاره نکرده اند که چه مسایلی بوده ، به نیروهای کورد حاکم بر کردستان عراق  نبوده اند . امریکاییها در حال حاضر با توجه به بازجویی هایی که از این افراد به عمل اورده اند ، گفته اند که این افراد ، به اطلاعاتی بودن خود و وابسته بودن به سپاه قدس اعتراف کرده اند و باز نیروهای امریکایی ، اعلام نموده اند که این افراد با تروریستهایی که عراق را نا امن کرده اند ، در ارتباط بوده اند و نیاز های مادی و لجستیکی انها را مرتفع می نموده اند .&lt;br /&gt;اما واقعیت چیست ؟ ان مکان دارای چه نوع مصونیتی بوده است ؟  این افراد چه کسانی هستند ؟ این مکان چه کنسولگری بوده باشد و چه نبوده باشد مکانی بوده است که متعلق به جمهوری اسلامی ایران بوده است و این افراد نیز ایرانی بوده اند و وابسته به حکومت ایران ، در این موارد شکی نیست ، اما ایا انها دیپلمات بوده اند یا نه ، در این نیز شکی نیست که بوده اند ، اما در اینجا این نکته بسیار مهم را باید مد نظر گرفت ، وقتی که کلمه دیپلمات را می شنویم ، فورا افراد تحصیل کرده که از یک کشوری ، برای انجام کار های اداری و روابط تجاری و غیره به کشور میزبان می روند در مغز مجسم می شود ، اما دیپلمات های جمهوری اسلامی از این قوانین و مقرراتی که در عرف دیپلماتیک وجود دارد ، همانند بسیاری از مسایل دیگر ، با سایر کشورها و سایر معیارهای بین المللی مغایرت دارند . جمهوری اسلامی ایران مخالفان زیادی چه در داخل و چه در خارج دارد، مخالفان داخلی بسیار سهل و ساده توسط نیروهای سرکوبگر تحت امر ولایت مطلقه فقیه سرکوب می شوند ، اما سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی که در خارج از ایران سکنی گزیده اند ، کار ساده ایی برای جمهوری اسلامی نیست ، لذا وظیفه مقابله با این نوع مخالفان بر دوش دیپلمات تروریست های انهاست .  بسیاری از دیپلمات های اعزامی جمهوری اسلامی به خارج تحصیل کرده نیستند ، بلکه ذوب شده های ولایت مطلقه فقیه هستند .  در این شکی نیست که  اگر دیپلماتی ، از جانب جمهوری اسلامی به خارج از کشور فرستاده می شود ، ذوب شده ولایت مطلقه فقیه نباشد و تنها به تحصیلات دانشگاهیش بنازد ، از جانب انها دیپلمات به حساب نمی اید و هیچگاه در لباس دیپلمات جمهوری اسلامی ایران ، به خارج از کشور فرستاده نمی شود . پس در اصل وظیفه اصلی دیپلمات های جمهوری اسلامی ، شناسایی مخالفان و نفوذ در انها و در نهایت ضربه زدن به انها می باشد که در مورد این گفته های من و برای تایید انها ، شواهد بین المللی زیادی وجود دارد ،  اسناد و مدارک این دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران و حتی حکم جلب بین المللی بسیاری از انها در بسیاری از دادگاه های کشورهای اروپایی ، از جمله المان و اتریش وجود دارد که ترور دکتر عبد الرحمن قاسملو و دکتر سعید شرفکندی ، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران ، در کشورهای المان و اتریش ، نمونه های کوچکی از عملکرد دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی ایران می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تعریف کوتاهی که از فلسفه دیپلمات بودن در جمهوری اسلامی ایران بیان داشتم ، به عراق بر می گردم ، بله !  این افراد هم ، دیپلمات جمهوری اسلامی از ان نوعی که توضیح دادم ، بوده اند ، ایا این نوع دیپلماتها با توجه به تعریفی که جمهوری اسلامی از دیپلمات دارد ، باید در سطح بین المللی دارای مصونیت سیاسی باشند ؟ این دیپلمات های  دستگیر شده اخیر در هه ولیر ، از اعضای سپاه قدس هستند ،سپاد قدس یعنی چه ؟! سپاه قدس ، شاخه ایی از سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است که عملیات ترورهای برون مرزی مخالفان جمهوری اسلامی ایران را رهبری ، تدارک و سازمان دهی می کند ، مغز متفکر سپاه قدس  ، توریسین سپاه قدس ، ذوب شده ولات مطلقه فقیه ، اقای حسن عباسی می باشد، اقای حسن عباسی که یک  نظامی پرورش یافته در مدرسه  نظامی ترور جمهوری اسلامی ایران می باشد ، ایا باید دارای مصونیت دیپلماتیک و سیاسی باشد ؟ هر جنایتی در خارج از مرزهای ایران که دلش خواست انجام بدهد بعد در لباس دیپلمات ، بدون اینکه مشکلی برایش بوجود بیاید به خانه اش بر گردد ؟  ایا ایشان درامور بازرگانی و صدور ویزا برای کوردها که معتقد هستند ، اعضا این دفتر شغل اصلیشان و وظیفه اصلی انها این بوده و بعد خود نیز باز می گویند :  در پاره ایی از موارد و مسایل این افراد جوابگوی حکومت فدرال کوردستان نبوده اند ، می توانسته است ، مثمر ثمر بوده باشد ؟! ایا براستی ایشان و همکاران ایشان که همه از اعضای سپاه قدس هستند و در منطقه کوردستان ایران در پایگاه های رمضان و غیره که زیر نظر مستقیم اقای احمدی نژاد و خامنه ایی اداره می شود و در سرکوب کوردهای کردستان ایران ، این پایگاه نقش مهمی را ایفا نموده است ، می توانند برای کوردها مثمر ثمر باشند و به انها خدمت ارایه داده باشند؟! ایا مسولان حکومت فدرال کوردستان ، به خصوص شخص اقای مسعود بارزانی رییس حکومت فدرال کردستان ، اوارگی های پدرشان و در بدری های خودشان رااز یاد برده اند ؟! ایا انها هیچگاه به این نیاندیشیده اند که با همکاری امریکا در سرنگون کردن حکومت صدام توانستند تا حدودی نظم و ارامش را در کوردستان تحت حاکمیت خودشان مستقر نمایند ، پس با این وجود ، چرا به این عمل امریکاییها  در مورد دستگیری این دشمنان قسم خورده ملت کورد اعتراض داشته اند ؟! ایا اقای مسعود بارزانی نمی دانند که فرماندهان قرار گاه رمضان سپاه پاسداران ایران ، تشنه خون مبارزان کورد ایرانی هستند ؟ چرا اقای مسعود بارزانی ، در حالی که مقر تمامی مبارزان کوردستان ایران ، در خاک حکومت فدرال کوردستان عراق مستقر شده است ، به این افراد اجازه داده است ، به این مناطق رفت و امد داشته باشند ؟  در حین دستگیری این افراد توسط امریکاییها که با سند و مدرک این افراد را دستگیر کرده اند ، چرا باید اقای مسعود بارزانی اعتراض داشته باشد؟! یا شاید اقای بارزانی از این می ترسد که نیروهای امریکایی اعترافات اصلی را از این جانیان بگیرند ! و واقعیات بسیاری روشن گردند که پای انها گیر بیافتد و روح پدر مرحومش را که در راه مبارزه برای ملت کورد دمی نیاسود را به لرزه اندازد ،  وقتی که قاضی محمد ، در کوردستان ایران در دوره رضا پهلوی ، جمهوری مهاباد را بنیاد نهاد ، انجا نقطه امید و خانه امن بارزانی بزرگ به حساب می امد ، اما حال که  قرعه بر گشته است و جمهوری مهاباد متلاشی شده است ، همین پسر بارزانی بزرگ ، پسرها و نوه های قاضی محمد را در دژی حبس کرده است و به انها گوشزد کرده است که به همین راضی باشید و اگر بر علیه حکومت ایران دست از پا خطا کنید ، خودم نفستان را می برم و باز با این وجود افعی های تشنه به خون ، کوردهای ایران  را در بیخ گوششان سکنی داده است و از دستگیری انها نیز ، گر چه هنوز گند کاری های افراد دستگیر شده بر علیه کوردهای کوردستان ایران ، به زیر سوال نرفته است ، نا خشنود است .  امریکاییها در حال حاضر باز جو یی هایشان را بر این افراد دستگیر شده ، بر نقطه ایی متمرکز نموده اند که می خواهند در یابند ، این افراد چگونه وسیله نا بودی فرزندان امریکا  را فراهم نموده اند و چه نوع نقشه های تروریستی را بر علیه مردم عراق طراحی کرده اند ، اگر امریکاییها در زیر فشار افکار عمومی و سیاستمداران تازه به دوران رسیده عراقی ، مجبور نشوند این افراد را ازاد نمایند ، می توان امیدوار بود که این جنایتکاران دستگیر شده ، اعترافات تکان دهنده دیگری را در مورد جنایت بر علیه کوردهای ایرانی ، بازگو نمایند . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بین دستگیر شده ها ، نام شخص دیگری به چشم می خورد ، به نام محمد جعفر صحرا رودی ، اقای صحرا رودی هم از تروریستهای بزدل و ترسوی برون مرزی جمهوری اسلامی است ، که در ژوییه سال 1989 در شهر وین پایتخت اتریش دکتر عبدالرحمن قاسملو ، رهبر حزب دمکرات کردستان ایران را به قتل رسانده بود و در زیر مصونیت دیپلماتیک با وجود اینکه مدارک زیادی بر علیه او موجود بود ، به ایران گریخت و این بار در بیخ گوش حزب دمکرات کردستان ایران ، در کوردستان عراق  دستگیر شد ، به حقیقت باید به اقای مسعود بارزانی تبریک گفت که در خاک پاک کردستان از مهمانانی که چشم دیدن کوردها را ندارند پذیرایی کرده است !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در اینجا لازم می دانم در مورد ترور دکتر عبد الرحمان قاسملو اندکی بنویسم ،اقای دکتر عبد الرحمن قاسملو رهبر حزب دمکرات کردستان ایران ، در زمان سر دمداری اقای هاشمی رفسنجانی به یک جلسه به همراه دو تن دیگر از دستیارانش در شهر وین پایتخت اتریش در سال 1989 از جانب یک گروه که خود را هییت ایرانی و از جانب حکومت ایران معرفی کرده بودند  ، به منظور مذاکره با ایشان برای حل مسله کورد ، دعوت به عمل می اید . اقای دکتر عبد الرحمن قاسملو که سیاستمداری دنیا دیده و دلسوز بودند ، با رویی گشاده این دعوت را می پذیرند و خوشحال از اینکه بتوانند مسله کورد در کوردستان ایران را ، از طریق مذاکره و گفتگو که ایشان همیشه به ان معتقد بودند ، حل نمایند ، به محل دعوت می روند .  اما در حالی که انها با ان دسته سر گرم گفتگو بودند ، تروریستهای مسلح نقاب پوش جمهوری اسلامی ، وارد جلسه شده و ایشان را به همراه همراهانشان به قتل می رسانند ، اما به هییت فرستاده شده ، از جانب جمهوری اسلامی اسیبی نمی رسد .  ولی اقای محمد جعفرصحرا رودی ، که طراح اصلی این ترور بوده است ، یا غیر عمد و یا به عمد و برای صحنه سازی ، از جانب مهاجمان که نیروهای تحت امر خود ایشان و اقای رفسنجانی بوده اند ، زخمی می شود . تروریستها به همراه اقای صحرا رودی به لانه جاسوسی جمهوری اسلامی ، یا به اصطلاح سفارت جمهوری اسلامی در وین فرار می کنند . در این موارد است که حکومت جمهوری اسلامی از نام سفارت  ، خانه دیپلمات و مصونیت سیاسی ، سو استفاده می کند ، با وجود اینکه شواهد و مدارک زیادی بر علیه این افراد در اطریش موجود بوده است ، اما جمهوری اسلامی مقامات اطریشی را تهدید می کند که اگر دیپلمات تروریست هایش را بازداشت نمایند و انها را صحیح و سالم به ایران بر نگردانند  ،حکومت جمهوری اسلامی نیز دیپلمات های اتریشی را بازداشت خواهد کرد .  در نتیجه مقامات اتریشی هم از ترس بازداشت دیپلمات های خود و هم از ترس اینکه رابطه اقتصادی و تجاریشان با جمهوری اسلامی ایران قطع گردد ، در نهایت احترام و با گارد ویژه ، اقای صحرا رودی و دوستان تروریست ایشان را از طریق فرودگاه وین به ایران می فرستند . این هم گوشه ایی بود از عدالت و رعایت حقوق بشر در اروپای متمدن ، بعد از اینکه اقای صحرا رودی ، صحیح و سالم به جمهوری اسلامی تحویل داده شد ، دادگاه اتریش حکم جلب بین الملل ایشان را صادر نمود ( نوش دارو بعد از مرگ سهراب ) ایشان در دستشان بود ، حکم بازداشت  هم  صادر نشد ، اما وقتی که مطمین شدند از مرز اتریش خارج شده است ، بعد حکم جلب ایشان را صادر می نمایند ، بله !  ایشان بعد از انجام دادن این ترور موفقیت امیز از دست اقای خامنه ایی که مدال جنایتکاران را تقدیم می کند ، ترفیع درجه می گیرد و فرمانده قرارگاه رمضان در کوردستان ایران شدند و بد جوری هم به خون کوردها تشنه هستند .  حال اقای مسعود بارزانی که خود را وارث بارزانی بزرگ و دلیر می نامد ، این اقا را به خاک کوردستان دعوت کرده است ، جا و مکان در اختیارش قرار داده است ، او را بیخ گوش مقر حزب دمکرات کوردستان ایران سکنی داده است و وقتی هم که دستگیر می شود اعتراض می کند ادای سیاست مدارهای مدافع حقوق بشر اروپایی را در می اورد .  اقای مسعود بارزانی ، تو می توانی لحظه ایی را مجسم نمایی که اقای صحرا رودی متحد شما ، در وین با چه قصاوت و وحشی گریی رهبر حزب دمکرات کوردستان ایران را به رگبار بسته بود ؟! ایا در ان لحظه که ایشان این عمل را انجام داده است ، این حس دفاع از حقوق بشری شما زنده بود ؟! یا از روزی که بر تخت پادشاهی کوردستان ، تکیه زده ایی ، دارای چنین احساسی شده ایی که در دفاع از یک قاتل وحشی ، دم از مصونیت سیاسی و حقوق بشر و غیره می زنی ؟!&lt;br /&gt;جالب اینجاست که دادگاه اتریش نیز گفته است ، اگر این خبر درست باشد و اقای صحرا رودی در بین بازداشت شدگان باشد ، بر استرداد او به اتریش ، برای مجازات پا فشاری خواهد نمود ، که فکر نمی کنم اقای هوشیار زریباری وزیر امور خارجه بگذارد این عمل صورت بگیرد ، چون اقای هوشیار زریباری به سفیر ایران قول داده است که انها را به زودی ازاد خواهد کرد و به ایران تحویل خواهد داد .  لازم به ذکر است که بگویم اقای هوشیار زریباری نیز کورد است و فکر کنم این اقایان و اقای بارزانی و اقای جلال طالبانی رییس جمهور عراق که او نیز کورد است و در ازاد کردن این افراد فعالیت دارد ، کاسه ایی زیر نیم کاسه دارند ، به نظر می رسد که این افراد از مسایل دیگری از جمله افشا شدن توطیه ای که انها بر علیه کوردهای ایران انجام داده باشند بیمناکند ، که بر ازادی این افراد پا فشاری دارند . البته امیدوارم که چنین نباشد ، چون اگر چنین  چیزی حقیقت داشته باشد و حقیقت داشتن این مسله هم دور از انتظار نیست به نظر من این افراد و به خصوص کوردستان امن اقای بارزانی ، وضعیت دیگری به خود می گیرد و شاید به دلیل پناه دادن ، به هیزم بیارهای جمهوری اسلامی ، به اتش ترور ، مورد خشم و غضب حکومت ایالات متحده و مردم ایالات متحده امریکا که هر روز چند نفر از فرزندانشان را در مبارزه با تروریزم در عراق از دست می دهند ، قرار خواهد گرفت  .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس در اینجاست که منافع مادی و انی و زود گذر ، نه تنها مانع از اجرای عدالت در کشورهایی مانند المان و اتریش که سر سخن و ته سخن سیاستمدارانشان ، دفاع از حقوق بشر و اجرای عدالت است، می شود ، بلکه گاهی ملیتی مانند ملیت کورد را که سالهای سال است در زیر یوغ ظلم  و ستم حکومتهای مرکزی سوریه ، ترکیه ، ایران و عراق به سر برده اند را نیز با وجود دارا بودن یک درد مشترک ، به دسته های و گروه هایی ، گاها در تضاد با هم تبدیل می نماید .&lt;br /&gt;آریان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ.ن . متاسفانه قسمت مدیریتی این وبلاگ جدید ، گاهی ترتیب نقطه گذاری یا ویرگول گذاری نوشته هایم را بر هم می زند ، لذا اگر می بینید نوشته ها کج و کوله و نا مفهوم می گردند ، یا جای نقطه ها و ویرگول ها جا بجا می گردد ، تقصیر من نیست ، بلکه سیستم مدیریتی این وبلاگ ، این اشکالات را به وجود می اورد که در فکر بر طرف کردن این مشکل هستم ،البته اگر بتوانم .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-1323151936592642239?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/1323151936592642239/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=1323151936592642239&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/1323151936592642239'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/1323151936592642239'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/01/blog-post_19.html' title='روابط ، ضوابط و منافع مادی ، مانع اجرای عدالت در سطح جهانی'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-1771830524573213417</id><published>2007-01-16T21:31:00.000+03:30</published><updated>2007-01-16T21:35:20.924+03:30</updated><title type='text'>مرگ بر امریکا گویان را چه می شود؟</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;حاکمان حکومت دینی ایران  ، امریکا را شیطان بزرگ ، مرکز فتنه ، عامل بی ثباتی دنیا و ... و هر چه صفت بد که در دنیا سراغ دارند معرفی کرده اند و می نمایند ، مخالفان خود را با زدن بر چسب جاسوس امریکا بودن، به شدیدترین وجه ممکن ، مجازات می کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این توصیفها که همه از کم و کیف ان اگاه هستیم ، حاکمان حکومت دینی ایران در افغانستان ، عراق ، لبنان ، فلسطین و بسیاری از نقاط دیگر دنیا در حال تجهیز تروریستها هستند  ، به منظور ضربه زدن به منافع ایالات متحده امریکا، اما بااین وجود ، تا حال تنها کسانی که ازاین اعمال شیطانی جمهوری اسلامی ایران ، ضربه دیده اند ، مردم بی گناه بوده اند و نه منافع ایالات متحده امریکا .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایالات متحده امریکا به رهبری جرج بوش ، از انجا که هدف غیر انسانی حاکمان دینی ایران را بر علیه بشریت به خوبی  دریافته است، لذا مبارزه ایی بی امان را بر علیه حاکمان این حکومت شروع کرده است. تا چند روز پیش ، این مبارزه به صورتی تدریجی و مرحله به مرحله بوده است ، اما از انجا که دوران ریاست جمهوری اقای بوش رو به اتمام است و کاری را که شروع کرده است  ،هنوز تمام نکرده است ، لذا در این چند روز اخیر شتاب بیشتری به کارهایش در رابطه با نابودی و از هم پاشیدن حکومت دینی ایران ، داده  است ، که از جمله می توان به حرکت ناوهای جنگی بیشتر به خلیج فارس ، تجهیز پایگاه اینجرلیک ، فرستادن نیروی نظامی بیشتر به عراق ، بلوکه کردن حسابهای سردمداران ایران ، تحریم های گوناگون و ... اشاره نمود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقای محمود احمدی نژاد که در خواب و خیال امپراطوری اسلامی شیعه ، به سر می برد ، در نطق ها و سخنرانیهایش برای مردم تحت حاکمیتش ، همچنان خود را در مقام یک قهرمان جلوه گر می نماید و در هر نطق و خطابه اش حملات تند و تو خالی زیادی را نثار امریکا و متحدانش می کند  ، اما در باطن از انجا که هم او و هم اقای خامنه ایی ولایت مطلقه فقیه دنیای اسلام ، به خوبی می دانند که انها هارت و پورتی بیشتر ندارند و در عمل نیز یارای مقابله با ایالات متحده را ندارند ، لذا دیروز ساعاتی قبل از ورود خانم رایس وزیر امور خارجه امریکا به ریاض ، پایتخت عربستان سعودی ، اقای علی  لاریجانی  نماینده خود را به ریاض فرستادند ، تا در این لحظات حساس که ایالات متحده امریکا با دستگیری دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی و با استناد به مدارکی که از این دسته کشف شده است ، رابطه انها با تروریستهایی که در صدد ضربه زدن به نیروهای امریکایی در عراق هستند ، به خوبی اشکار شده است و بهانه خوبتری به امریکا داده است ، بتواند پیام حسن نیت جمهوری اسلامی ، را به ایالات متحده امریکا برساند و هر یک از اقای احمدی نژاد و خامنه ایی نامه های جداگانه ایی را برای پادشاه عربستان ارسال داشته اند ، تا ایشان برای بهبود روابط بین ایالات متحده امریکا و سران حکومت دینی ایران ، نقش میانجی را بازی نماید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این در حالی است که امریکا شیطان بزرگ و پادشاه عربستان ، از جانب اقای خامنه ایی ، نوکر امریکا معرفی شده است ، اما در کمال نا باوری ، قاصد نامه بر انها ، یعنی اقای لاریجانی حامل پیام حسن نیت جمهوری اسلامی ایران برای امریکای جهانخوار بوده است .&lt;br /&gt; پس ان همه مرگ بر امریکا کجارفت ؟ ان امپراطوری مقتدر شیعه کجا رفت ؟ ان شهادت طلبان جان بر کف کجایند ؟ اخرین مراحل تکمیل بمب هسته ایی که با فتیله و شمع و روغن ، اقای احمدی نژاد در صدد تکمیل ان است ، چه شد؟ چرا به این جهانخواری که معتقد هستید رو به نابودی است ، اینگونه ذلیلانه ، پیام حسن نیت برایش می فرستید ؟ مگر اقای خامنه ایی، شما تضمین حکومتت را از خدا نگرفته ایی ؟ پس از چه باک داری ؟! مگر اقای احمدی نژاد، شما هاله ایی از نور مقدس دور و برتان را احاطه نکرده است ؟ پس از چه بیمناکید ؟ مگر روسیه و کمونیستهای ونزولا و اقای چاورز که معجزه های شما به او هم سرایت کرده و همیشه نامش از صندوق انتخابات ، بدون رقیب بیرون می اید ، حامی شما نیستند ؟ مگر نمی خواهید به همراه تروریستهای لبنان و فلستین ، جهان را پر از عدل و داد بدون سایه شیطان بزرگ نمایید ؟! پس چرا به گریه و زاری افتاده اید و از شیطان و طاغوت برای دوام حکومتتان کمک می خواهید؟!  آریان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-1771830524573213417?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/1771830524573213417/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=1771830524573213417&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/1771830524573213417'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/1771830524573213417'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/01/blog-post_16.html' title='مرگ بر امریکا گویان را چه می شود؟'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-4127362297975431458</id><published>2007-01-12T15:43:00.000+03:30</published><updated>2007-01-12T15:48:31.679+03:30</updated><title type='text'>پایگاه اینجرلیک و جنب و جوشهای امریکا ، بر علیه حکومت دینی ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;ایالات متحده امریکا ، یک پایگاه نظامی مدرن و پیشرفته در کشور ترکیه ، در نزدیکی شهر آدانا دارد . این پایگاه یک پایگاه تقریبا می توان گفت ، چند منظوره است ، تدافعی ،تهاجمی ، عملیاتی ، بر علیه کشورها ، یا گروه هایی که خطری برای منافع ایالات متحده امریکا به حساب ایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از اینکه ، حکومت در ظاهر لایک ، اما در باطن اسلامی رجب طییب اردوغان به قدرت برسد ، ایالات متحده روابط بسیار نزدیک و گرمی ، با دولتمردان ترکیه داشت . با وجود اینکه کشور ترکیه تلاش دارد ، به عضویت اتحادیه اروپا در اید ، کشور  فقیری می باشد که دارای منابع زیرزمینی در امد زا ، در سطح بالایی نمی باشد و در اصل می توان یک نتیجه گیری کلی نمود  که قبل از روی کار امدن حکومت اسلامگرای اقای اردوغان ، ایالات متحده امریکا بابابزرگ ترکیه به حساب می امد و تا حدود چشمگیری به انها کمک رسانی می کرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به سردی گراییدن روابط دو کشور، با وجود اینکه هنوز هم روابط دیپلماتیک ،  در بین انها وجود دارد ، ازانجا اغاز گشت که ایالات متحده برای حمله به عراق ، روی ترکیه ، حساب بازکرده بود ، اما دولت اسلامگرای ترکیه ، علنا اعلام نمود ، که به امریکااجازه نخواهد داد ، از خاک و امکانات ترکیه و ارتش ترکیه ، به منظور حمله به عراق استفاده کند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از این تصمیم دولت ترکیه که بعدها ، ترکها پشیمان شدند ، چون انها به منابع نفتی عراق چشم امید داشته ودارند ، ایالات متحده پایگاه اینجرلیک را ، به حالت نیمه متروکه ، در اورد و تمامی هواپیماهای جنگی خود را ، از انجا خارج نمود، همین عامل و عوامل دیگری از جمله پایمال کردن حق کوردها از جانب حکومت ترکیه و بوی اسلام سیاسی برخاستن ، از دولت اردوغان ، باعث شد ، پروژه پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا که در مراحل نهایی بود ، به مراحل بسیار پایین تری نزول نماید و به نظر من تا این اقای اسلامگرا بر روی کار باشد و بر این نوع سیاستهای دو گانه و ریاکارانه ادامه بدهد ، ترکهای بیچاره از نعمت خواب دیدن به عضویت درامدن در اتحادیه اروپا نیز محروم می گردند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما ایالات متحده بعد از اعلام استراتژی جدید ، در مورد حل معضڵ عراق ، توسط اقای بوش و بعد از سخنرانی ایشان که بیشتر تکیه کلامهایش ، بر روی حکومت های دمشق و تهران متمرکز شده  بود و با لحن بسیار تندتری نسبت به گذشته و با عزمی راسختر سخن می گفت ، هدف مبارزه اش در عراق را ، تا نابودی تروریستهای اسلامی و حامیان انها اعلام داشت . به گزارش خبر گزاریها ، جنب و جوشهایی در پایگاه متروکه اینجرلیک ، به چشم می خورد ، همچنین خبر گزاریها اعلام نمودند که ایالات متحده امریکا تعداد زیادی هواپیمای جنگی را ، به این پایگاه باز گردانده است و خلبانان این پایگاه در حال تمرینات جنگی هستند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هواپیماها ، زیردریاییها ، ناوهای جنگی و کماندوهای ایالات متحده امریکا ، بدون جهت و بی دلیل ، به جنب و جوش نمی افتند . امروزصبح ( 2006/01/11 ) نیز کماندوهای امریکایی ، در شهر اربیل که پایتخت کوردها است و کوردها به ان هه ولیر می گویند، به کنسولگری جمهوری اسلامی ، حمله کرده و چند کارمند انجا را ، دستگیر کرده که در بین دستگیر شدگان ، نام اقای حسن عباسی ، تیوریسین ترور سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ، به چشم می خورد ، تمامی اسناد و مدارک و کامپیوترها و اطلاعات موجود ، در این محل  ، نیز به دست نیروهای امریکایی افتاده است ، لازم به ذکر است که اداره حکومت فدرال کردستان ، در دست نیروهای مبارز کورد می باشد که انها از طرح و هدف این حمله اظهار بی اطلاعی کرده اند و حتی هنگامی که نیروهای امریکایی می خواستند ، دستگیر شدگان را ، از طریق فرودگاه بین المللی هه ولیر ، به مکان نا معلومی انتقال دهند ، نیروهای مبارز کورد مانع این کار شده بودند ، اما با دریافت دستور از مقامات بالا ، دستگیر شدگان ، به مکان نا معلومی منتقل شدند . پنتاگون تا حال ، نظر شفافی را بیان ننموده است و تنها گفته اند که انها افرادی را دستگیر کرده اند که در صدد سازمان دهی و حمله به نیروهای امریکا بوده اند و با حمله کنندگان ، به نیروهای امریکایی در ارتباطی تنگاتنگ بوده اند ، البته منظور،  دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی بوده است ، ولی به نام و هویت دستگیر شدگان ، اشاره ایی نشده است . حتی در پیامی ، پنتاگون اعلام نموده است که نه به کنسول ایران ، بلکه به هیچ یک از  مراکز اداریی ، حمله نکرده است ، بلکه این حمله بر علیه افرادی بوده است که تحت تعقیب نیروهای امنیتی امریکا بوده اند و دستگیر شده اند، خلاصه فعلا ابهاماتی موجود است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; حمله به کنسولگری ایران ، جنب و جوش پایگاه اینجرلیک ، جنب و جوش نیروهای امریکا در خلیج فارس ، بعد از سخنرانی تند اقای جرج بوش ، برعلیه جمهوری اسلامی و تروریستان ، مثلث قرمزخطرناکی، برای موجودیت جمهوری اسلامی ، اقای ولایت مطلقه فقیه ، اقای دکتر محمود احمدی نژاد که به بن لادن شیعه لقبش می دهم ، طرح های حمایت از تروریزم بین المللی، به حساب خواهد امد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کسانی که خود را در بین افراد بی گناه منفجر می کنند ، به نام دفاع از اسلام ، دفاع از فقرا ، ایجاد حکومت عدل الهی دروغین،کسانی که خود را در بین انسانهای بیگناه مخفی می کنند ، انسانهای بیگناه را سنگر خود قرار می دهند و هدف خود را جهاد و مبارزه در راه خدا بیان می دارند ، به نظر من ، ترسو ترین انسانهای روی کره خاکی هستند ، چون اگر هدف این افراد ، به حقیقت مبارزه است ، می توانند در یک سنگر رو در رو و مشخص ، در مقابل ان نیرو و یا گروه و یا کشوری که با ان سر جنگ و دعوا دارند ، قرار بگیرند ، نه اینکه خود رادر بین زن و بچه مردم قایم نمایند ، بی گناهان رابربایند ، خود رادر بین بی گناهان منفجر نمایند ، این مبارزه نیست ، این شهادت طلبی نیست ، این دلاوری نیست ، این افراد ، جنگجویان اسلام واقعی نیستند ، جنگجویان اسلام واقعی ، سنگر و دژ خود را ، بر علیه دشمنانشان  می ارایند و زن و بچه های بی گناه را ، در پشت سر خود جای می دهند ، نه سپر خود ،  سربازان و دلاوران اسلام واقعی ، طبق گفته های قرانی که خود ، بر اساس اعتقاد به ان می جنگند ، نه تنها بی گناهان مملکت خود را ، به قتل نمی رسانند ، بلکه اگر در جنگی ظفر یافتند ، پیروز شدند ، افراد بی گناه قبیله دشمن خود را نیز با دیده احترام می نگرند . پس به راستی و به حقیقت ، برای مبارزه با این نوع طرز تفکرات بنیاد گرایانه ، حقه بازی ها ، جرم و جنایت ها ، جوانان بیچاره را شستشوی مغزی دادن ها و به انها با دروغ و حقه بازی ، وعده بهشت دادن ها ، را پایانی لازم است .  دست اسلام گراهای تند رو ، حتی برای بسیاری از رهروانشان نیز رو شده است . دنیای متمدن امروزی نمی تواند ، تفکرات عصر حجری را تحمل کند .در نهایت با فعالیتهای ایالات متحده امریکا و به خصوص شخص جرج بوش ، بر علیه مبارزه با تروریزم بین المللی ، می توان امیدوار بود که دست بن لادن ها ، احمدی نژاد ها ، خامنه ایی ها ، نصر الله ها ، بشار اسد ها ، حماس ها ، طالبان ها ، بر علیه بشریت ، قطع خواهد شد .آریان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-4127362297975431458?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/4127362297975431458/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=4127362297975431458&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4127362297975431458'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/4127362297975431458'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/01/blog-post_12.html' title='پایگاه اینجرلیک و جنب و جوشهای امریکا ، بر علیه حکومت دینی ایران'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-3840173750300607065</id><published>2007-01-09T22:09:00.000+03:30</published><updated>2007-01-09T22:14:11.072+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;یک توضیح&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;بعد از اینکه &lt;a href="http://seyase.mihanblog.com/Post-121.aspx"&gt;( این)&lt;/a&gt; مطلب را نوشتم ، چند نظر علنی که در قسمت نظرات موجود است و چند نظر غیر علنی که نویسندگان این نظرات مایل نبوده اند که نظراتشان را در معرض دید عموم  بگذارند ، دریافت کردم، که لازم دیدم توضیحاتی را در اینجا بنویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطالبی را که در این صفحات به نگارش در می اورم نظرات شخصی من است ، دیکته شده یا سفارش شده از جانب هیج شخص و گروه و یا قدرت و ابر قدرتی نیست ، بنا به اصل ازادی بیان که به ان معتقد هستم ولی با این وجود هیجگاه از دایره ادب و نزاکت نیز سعی می نمایم که خارج نشوم ، به خود حق داده و می دهم نظراتم را بنویسم و هیچگاه نیز پا فشاری و اصرار نمی نمایم که نظراتم صد در صد درست هستند ، شاید بسیاری از نظرات و نوشته های من غلط باشند ، اما من خودم این نظرات و نوشته های خودم را درست می دانم و اگر کسی پیدا می شود و یکی از نظرات یا نوشته های من را قبول ندارد ، یا به ان اعتراض دارد ، باید بگویم که او از دید خود و بر اساس درک و اموزه ها و بینش خود ، به این کار دست می زند ، اما هر کس هر نظری که داشته باشد ، تا انجایی که از دایره ادب خارج نگردد و از روی تند خویی و خشونت نباشد ، من به  نظر ان شخص احترام می گذارم ، ولو اینکه ان نظر را قبول نداشته باشم و در عین حال باز به خود حق می دهم که از نظر خود دفاع نمایم و کاستی ها ، یا اشکالات نظر طرف مقابلم را بر بشمارم ، بدون اینکه با کسی سر جنگ و دعوا و خون ریزی داشته باشیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال اصل قضیه ، یکی از پیامهای خصوصی که در مورد این مطلب قبلی که در مورد ایت الله بروجردی نوشته بودم ، را که دریافت کرده ام ، به این صورت است که شخص پیام گذار ، گفته اند با توجه به اینکه این نوشته من و چند نوشته دیگر از جانب من را خوانده است ، به این نتیجه رسیده است که من پدر کشتگی عجیبی با دین اسلام ، دینداران و مروجان دین اسلام دارم ، ایشان از من خواسته اند که در مورد این پدر کشتگی و دشمنی که در من ، در مقابل دین اسلام بوجود امده است ، توضیح بدهم ، که من امیدوارم این دوست پیام گذار که در کمال خلوص و ادب این مطلب را بیان داشته اند و من در اینجا ایشان را به دلیل نوشته زیبایشان ، ستایش می کنم  ، بتوانند ، توضیح من را بخوانند که در زیر به نگارش می گذارم ، بعد از این دوست یک دوست دیگری که به نام  ( یک روحانی) یک نظر اشکار و دو نظر خصوصی نوشته اند ، در یکی از نظرات خصوصی ایشان خواسته اند، در مورد سرنوشت ایت الله بروجردی به ایشان خبر بدهم و اینکه تحقیق کنم ، بدانم که چه بر سر ایشان امده است ، در پاسخ به این دوست باید بگویم ، که من هیچ خبری از سرنوشت اقای بروجردی ندارم ، اما با وجود اینکه خبر نگار نیستم و دستی نیز در درون حکومت ندارم، ولی با توجه به شناختی که از عملکردهای جمهوری اسلامی دارم و باز با توجه به اینکه  می دانم که اقایان در راس حکومت برای ماندن بر قدرت ، از هیچ جرم و جنایتی مضایقه نمی کنند ، حتی بر علیه کسانی که از سنخ خود باشند ، ولی بو بدهند که برای ماندن بر قدرت حاکمان ایران ، خطر درست می کنند . باید گفت ایشان اگر در این مدت بازداشت، از گفته و نظرات خود پشیمان نشده باشند و توبه نامه جمهوری اسلامی و التزام به ولایت مطلقه فقیه را امضا ننموده باشند، در وضعیت بسیار بدی بسر می برند و در نهایت ، امکان مرگ ایشان نیز بسیار سهل و ساده ممکن است ، اما اگر ایشان از نظرات خود بر گشته باشند و تعهد داده باشند ، که از این پس اقدامی علیه کارهای انها انجام ندهد و اینقدر به اسلام سیاسی گیر ندهد، ایشان به زودی در کمال صحت و سلامت ازاد خواهند شد و اگر تعهد این را نیز داده باشند که با انها در جهت استمرار حکومتشان همکاری نماید ، هیچ که ازاد می شود ، بلکه امکان سفرهای داخلی و خارجی و حضور در محافل بین المللی نیز برایشان فراهم می شود و خلاصه نانشان در روغن می افتد ، همچنانکه مبارزان زیادی داشته و داریم و تند روی های بسیار بر علیه جمهوری اسلامی و حتی شخص ولی فقیه انجام دادند ، اما حال در کمال صحت و سلامتی و ازادی بر خوردارند . البته باید این نکته را اضافه نمایم که من غیب گو و غیب دان نیستم، بلکه این نظرات با توجه به عملکرد جمهوری اسلامی و با توجه به شناختی که من از این عملکردهای جمهوری اسلامی دارم  ، بیان شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما توضیحی برای ان دوست دیگر ، دوست عزیز ، من هیچ پدر کشتگی و هیچ دشمنی با دین اسلام ، دینداران و مروجان دین اسلام ندارم ،تا جایی که قوانین دین اسلام ، عملکرد دینداران ، عملکرد مروجان دین ، بر خلاف منطق ، استدلال ،بشریت ، ازادی ، برابری و خلاصه تمامی هنجارهای خوب و پذیرفته شده نباشد .&lt;br /&gt; اسلام سیاسی یا اسلام حکومتی را تحت هیچ شرایطی و با هیچ دلیل و برهانی قبول ندارم و پدر کشتگی من با اسلام سیاسی ، یا اسلام حکومتی است، نه تنها با اسلام سیاسی بلکه با هر دین سیاسی و حکومتی مخالف هستم ، جون من معتقد هستم که وقتی که دین و سیاست با هم ترکیب شوند ، فساد و دیکتاتوری متولد می شود ، همچنانکه می بینیم نه تنها در ایران ، بلکه در بسیاری از کشورها که دین و سیاست با هم ترکیب گشته اند ، فساد در تمام زمینه ها بیداد می کند و یکعده ایی به زور و با استناد به یک موجود نا پیدا و ناشناخته، حکومت و عملکردهای بد خود را توجیه می کنند .&lt;br /&gt;به نظر من اگر دین خود را وارد محدوده سیاست ننماید ، از قدر و منزلت بیشتری بر خوردار می گردد و من هیچگاه مخالف دینداران واقعی نیستم ، اتفاقا خیلی از این نوع افراد خوشم می اید و روش زندگی این نوع افراد را تا جایی که دینداری خود را به رخ دیگران نکشند و یا از ان سو استفاده ننمایند ، قبول دارم . من کسانی را که به حقیقت به دنبال یک معبود و یک خالق هستی می گردند ، قبول دارم ، کسانی که اعمال خوب و تفکرات خوب را با استناد به مطالب دینی به جامعه تزریق می کنند، لایق احترام هستند ، من نسبت به این نوع افراد ادای احترام دارم . در نهایت می خواهم بگویم نه تنها با دین اسلام به عنوان راه و روش زندگی برای افراد جامعه ،مخالف نیستم ، بلکه نسبت به دینداران واقعی از هر دین و مذهب و ایینی که باشند ادای احترام دارم ، اما با دین سیاسی یا حکومت دینی مخالف هستم .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;آریان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-3840173750300607065?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/3840173750300607065/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=3840173750300607065&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3840173750300607065'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3840173750300607065'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/01/blog-post_09.html' title=''/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-630005778318645586</id><published>2007-01-08T20:03:00.000+03:30</published><updated>2007-01-08T20:05:16.499+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;گفته های گونه گون&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;با هزار بدبختی خود را راضی نمودم ، تا در پست قبلی تمجیدی از عملکردهای جمهوری اسلامی به عمل اورم ، البته اگر نام ان را تمجید گذاشت ، خیلی سعی کردم به حقیقت تمجید نمایم ، من هم دوست دارم ، مانند هر وطن دوستی که به واقعیت دوست دارد از کشورش از حکومت خوب کشورش تمجید نماید ، تمجید نمایم ، اما به راستی نمی شود ، تا با هزار بدبختی می گردی ، یک نقطه مثبت و خوب از عملکردهای حکومت و حکومت داران دینی حاکم بر ایران ، پیدا می کنی ، بدیهای بی شمار این اقایان ، مانند مارهای چند صد سر ، از این گوشه و ان گوشه سر بر می اورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از عملکردهای سیاسی چه در عرصه بین المللی و چه در عرصه داخلی این اقایان به واقعیت نمی توان نقطه امید و مثبتی یافت ، در سطح بین المللی از هر چه جریان شار لاتان و بد نام است طرفداری و حمایت می کنند ، که همانا می توان به حزب الله لبنان و مبارزان حماس فلسطین اشاره کرد و جالب اینجاست که به هر دو جناح ادمکش تروریست داخل عراق ، یعنی شیعی های تندرو و سنی های تندرو جداگانه و مخفیانه کمک می رسانند ، شیعی ها را بسیج نموده اند ، مسلح کرده اند ، که سنی ها و کورد ها را به قتل برسانند و در طرف مقابل سنی ها را یاری رسانده و ترغیب می نمایند که شیعی ها را به قتل برسانند ، این چند جمله اخیر ، با توجه به اسناد و مدارکی است که امریکاییها در چند روز گذشته ، از چند تروریست جمهوری اسلامی ، که تحت نام دیپلمات وارد عراق شده بودند ، به دست امده است ، ولی سوال عجیب برای من این است که با این وجود ، به چه حقی ارتش امریکا این افراد را ازاد نموده است ؟! شاید مصونیت دیپلوماتیک در سطح بین المللی بسیار بالا باشد ، که حتی با وجود اینکه ثابت شود ، افرادی مرتکب قتل شده اند ، یا در صدد خرابکاری بر علیه بشریت هستند ، همینکه پاس دیپلماتیک خود را نشان بدهند ، از هر مجازاتی معاف می شوند ، به راستی نمی دانم ، یا شاید کاسه ایی زیر نیم کاسه باشد ، یا اینکه خبری که امریکاییها انعکاس دادند دروغ است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقایان حاکم بر حکومت دینی ایران از اینکه روسیه هم به قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی رای مثبت داده است ، ناخرسند هستند و معتقد هستند که روسیه با این عملش انها را در نصفه راه تنها گذاشته است و حتی از ان به از پشت خنجر زدن یاد می کنند ، من با وجود اینکه مثل اقایان حاکم بر ایران خود را سیاستمدار نمی دانم ولی انها خود را عقل کل و ولی ملت ایران می دانند ، اما با این تفاصیل هیچ نقطه ایی را از تاریخ روسیه با ایران چه از زمان کمونیستیش و چه حالش که البته فرقی نیز با دوران کمونیستیش ندارد و بلکه بدتر هم هست را سراغ ندارم که روسیه در حق مردم ایران به اندازه نوک سوزنی خوبی کرده باشد ، این اقایان تصور کرده اند که روسیه از منافع خود دست می کشد و تنها و تنها وظیفه اش این است که در هر شرایطی در کنار دینداران و طرفداران اسلام ناب محمدی  بماند؟! روسیه فعلی و روسیه قبلی ، هیچگاه چشم دیدن دینداران اسلامی را نداشته و ندارد و در حال حاضر نیز شورشیان دینی مملکتش را به فجیعترین وجه ممکن از صحنه به در کرده و بدر می نماید ، روسیه در حال حاضر نیز ، که از جریانات اسلامی خارج از مرزهای خودش اشکارا و پنهانی حمایت می کند ، دو هدف عمده را دنبال می نماید ، هدف اول اینکه روسیه در عین حالی که متحد ایالات متحده امریکا می باشد ، اما در خفا ارزو دارد که سر به تن هیچ امریکایی نباشد و بدین منظور از جریانات اسلامی ، پنهانی حمایت می کند ، چون در حال حاضر ، تند رو های اسلامی دشمن سرسخت ایالات متحده امریکا و منافعش در سطح بین المللی به حساب می ایند ، هدف دوم روسیه فروش سلاح هایش می باشد ، اگر به دقت نگاه کنیم و تجزیه و تحلیل کنیم ، در دست هر تروریست ، حداقل یک کلاشینکف ساخت روسیه را می توان یافت ، به غیر از اینکه سلاح های مخرب دیگر را نیز گاهی بدون مارک و مشخصاتش در اختیارشان می گذارد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالی که اقای احمدی نژاد در گذشته اشاره فرمودند که ایران ظرفیت گنجایش صد و بیست میلیون نفر را دارد و امکانات برای این تعداد موجود است ، اما با فرارسیدن فصل سرما به خصوص در نواحی غرب کشور ، که بیشتر ساکنین انجا را کوردها تشکیل می دهند ، در سرمای زیر سی درجه مردم این نوحی از نعمت گاز و نفت برای گرم نگه داشتن خانه هایشان ، محروم مانده اند ، مردم به جان امده به صورتی مسالمت امیز و مدنی ، بیان نموده اند که لازم نیست هزینه های گزاف چند صد میلیون دلاری را در تاسیسات هسته ایی و یا به جیب عرب های فلسطینی و لبنانی که با این پولها مردم بی گناه را به قتل می رسانند ، سرازیر نمایید ، به جای این کارها سوخت ، که جزو مایحتاج اولیه و ضروری ما است را در اختیارمان بگذارید ، که این عمل و این شکوه و گلایه ها از جانب حاکمان دینی ایران ، توطیه های غرب و صهیونیست ، اقدام علیه امنیت ملی و ... نام گرفته است و با این افراد که حق خود را مطالبه نموده اند ، مهرورزی اسلامی شده است و حسابی گوشمالی شده اند و برای اینکه جرم دستگیر شده ها را سنگین تر نمایند ، برادران بسیجی و جان بر کف ولایت فقیه ، شیشه های چند بانک و اداره دولتی را خرد کرده و این عمل را به گردن دستگیر شدگان و تجمع کنندگان انداخته اند و انها را اجیر شدگان غرب و کشورهای غربی لقب داده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این خانم شیرین عبادی اخوند زاده عزیز ، که با نوشتن مدینه فاضله در نوشته هایش و گاها از زاویه مهرورزی های اسلامی ، صلح بین المللی را تجزیه و تحلیل می کند و جایزه صلح را ربود ، اما در موارد نقض حقوق بشر ، در کشورش چیزی نمی نویسد و نمی گوید ، ولی با این وجود ، خوب نانش در روغن افتاده است ، هفته و ماه نیست که چند سفر خارجی به محفل های مهم بین المللی انجام ندهد و جالب اینجاست که به هر جا پا می گذارد و دهان باز می کند از عدالت اسلامی و مدینه فاضله اسلامی و صلح بین المللی که به اعتقاد ایشان با تکیه به ارمانهای اسلامی میسر است ، اصرار و پا فشاری عجیبی دارد و جالب اینجاست که مقام زن را در دین اسلام بسیار با ارزش و با اهمیت بر می شمرد ، در حالی که خود حتی در زیر یوغ حکومت دینی از نعمت دست دادن ، به منظور احوالپرسی ، با یک مرد و یا رو سرییش را باز کردن محروم است ، اما همینکه پایش به خارج از ایران می رسد ، ارایش کرده و بدون حجاب با این و ان عکس های فانتزی و یادگاری می گیرد و دو گانه گویی ها و متضاد سخن گفتن هایش را از یاد می برد ، اما با این تفاسیر امیدوارم ، همان یک ذره اندکی نیز که از حقوق بشر دم می زند ، باعث به باد دادن سرش نشود و موفق باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اقای گنجی هم ، ان همه شمع برایش روشن کردند و قهرمان ساختند و شاخ و برگش دادند و اراستندش و در کمال ناباوری ، با وجود اینکه گفته بود خامنه ایی باید برود ، عفو خورد و جالب اینکه صاحب پاسپورت شد ، به کشورهای متفاوت و محفلهای گوناگون رفت ، نطقهای زیادی ایراد فرمودند ، من خیلی ها را سراغ دارم که نه تنها نگفته اند خامنه ایی باید برود ، بلکه نگفته اند جمهوری اسلامی نیز بد است ، بلکه تنها مورد سو ظن قرار گرفته اند که شاید عملی مانند انقلاب مخملی و نرم و غیره انجام بدهد ، در حالیکه این کاره ها هم نبوده است ، محو و نابود شده است و اب از اب هم تکان نخورده است ، به هر حال اقای گنجی به واقعیت سختی بسیار کشیدند ، گرچه خاموشند ، اما حق دارند ، چون حکومت مهر ورز اقای احمدی نژاد با کسی شوخی ندارد &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;آریان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-630005778318645586?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/630005778318645586/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=630005778318645586&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/630005778318645586'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/630005778318645586'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2007/01/blog-post_08.html' title=''/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-3029363248068135499</id><published>2006-12-30T22:09:00.000+03:30</published><updated>2006-12-30T22:18:50.561+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:100%;color:#000099;"&gt;یک عملکرد مثبت از جانب حکومت جمهوری اسلامی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;از انجایی که من حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی غیر مردمی ، حکومتی مدافع ترور و تروریزم بین المللی، حکومتی که در صدد گسترش بنیاد گرایی اسلامی شیعه ، در درون مرزهای ایران و خارج از مرزهای ایران ، حکومتی ، دشمن ملیتهای مختلف ایرانی، از جمله : کورد، لر ،بلوچ ،عرب غیر شیعه ،اذری و حتی فارس ،حکومتی ،ناقض حقوق بشر ، حکومتی ، مخالف ازادی بیان و ابراز عقیده و ... و ... می دانم ، لذا بیشتر مقالات و تفسیرهایی را که نشات گرفته ، از تفکرات خودم می باشد ، بدون وابستگی به هیچ جریان و گروهی ، در اندیشیدن ، در رد عملکرد های این حکومت ، در سطح داخلی و بین المللی ، بوده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در اخبار امروز خواندم ، که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حکومت که در اصل دستگاه سرکوب عقاید و نظرات مخالف و یا منتقد حکومت دینی می باشد و من ان را به مانند دستگاه تفتیش عقاید مصیحیت ، در قرون وسطی می بینم ، که چه جرم و جنایتهای عظیمی را بر علیه روشنفکران و اندیشمندان ان زمان انجام داده است، عمل بسیار خوب و بیانیه خوبی را منتشر نموده است ، به این مضمون : که از این پس چاپ و انتشار تصاویر ایمه اهل دین را ممنوع اعلام نموده است و هدف از این عمل را جلوگیری از خرافه پرستی اعلام نموده اند و تصریح کرده اند که ، با متخلفین یعنی کسانی که از این پس به چاپ و انتشار این تصاویر بپردازند ، برخورد قانونی صورت خواهد گرفت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من همچان که در ابتدای این نوشته اعلام نمودم ، با وجود اینکه حکومت جمهوری اسلامی را با توجه به دلایل بالا و دلایل متعدد دیگری قبول ندارم ، اما این بیانیه و تصویب چنین بیانیه ایی را از جانب چنین حکومتی می ستایم و این عمل را عمل مثبت و خوبی ارزیابی می کنم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خرافات و اشاعه خرافات از جمله افت های خانمان بر اندازی است ، که طرز تفکر و بینش بسیاری را تحت الشعاع قرار داده است و رواج و گسترش این معضل بسیاری را به ورطه نابودی کشانده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من افراد بسیاری را سراغ دارم ، با وجود اینکه تحصیلات دانشگاهی دارند و در سطحی بسیار عالی به کسب علم پرداخته اند ، اما دارای تفکرات خرافی هستند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اینکه به عمق فاجعه خرافه و بدنبال خرافه بودن پی ببریم ، من در اینجا به یک نمونه بسیار کوچک ، اما بسیار خطرناک اشاره می نمایم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افرادی که در حال حاضر بسیار ملموس هستند و ما هر روز شاهد عملکرد این افراد بر علیه خود و بشریت هستند ، را در دور و بر خود می بینینم که در اصل ریشه عمل این افراد و موتور محرکه این افراد را خرافات تشکیل می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منظور من افرادی هستند که به عملیات انتحاری ترور دست می زنند ، شاید بسیاری از عزیزانی که به وبلاگ من مراجعه می نمایند و گاهی من را به نامهایی مانند : وابسته به صهیونیست ، اسلام ستیز ، وابسته به غرب ، جیره خوار غرب و بسیاری القاب غیر واقعی دیگر متهم می کنند ، در بیان این مطلب نیز ، بر چسب های دیگری را بر پیشانی من بچسبانند ، اما من عقیده دارم که قبل از اینکه این افراد داغ کنند و طرف مقابلشان را بی دلیل و بر اساس پیش فرضها و داوریهای نابجا ، ترور شخصیتی نمایند ، حداقل به خود جرات بدهند و به عمق این بینش و تفکر وارد شوند و در نهایت بدون پیش فرض و پیش داوری ، به داوری و قضاوت بپردازند ، به هر حال ، می خواستم بگویم که این افرادی که هم خود و هم دیگران را از بین می برند ، اسیر خرافات هستند ، خرافات قدرت تعقل را از این افراد گرفته است ، شاید بعضی عقیده داشته باشند که انجام دادن چنین اعمالی ، اعتقاد و دین داری بسیار قوی این افراد است و ان را نوعی مبارزه بدانند ، اما من باید بگویم ، کسی که دارای اعتقاد قوی می باشد و معتقد است که دینش یا مذهبش یا فکرش یا ملیتش یا راهش بهترین است ، برای اثبات این نوع ادعاها و به کرسی نشاندن حقانیت یک دین ، یا یک عقیده ، تنها راه چاره ، خود کشی یا دیگران را کشتن نیست ، برای اثبات یک نظر و یک بینش و یک مرام واقعی ، فشار اوردن و با زور ، تحمیل کردن نتیجه خوبی نمی دهد .&lt;br /&gt;بسیاری عقیده دارند که دین اسلام بهترین و برترین و اخرین دینی است که همه مردمان دنیا باید به ان بگروند تا رستگار شوند و اگر کسی مخالفت ورزد ، یا به ان نگرود ، به عقیده این افراد باید شمشیر عدل و داد اسلامی بر گردنش فرود اید . اگر دین اسلام بهترین و اخرین دین اسمانی است ، به نظر من لازم نیست ، ان را با زور شمشیر و سر نیزه و ترور ، به دیگران تحمیل کرد ، چون انجام فشار برای تحمیل کردن این دین ، در اصل نه تنها خوب بودن دین را به اثبات نمی رساند ، بلکه بر عکس حق بودن و کامل بودن ان را نیز به زیر سوال می برد و به جای اینکه نتیجه مثبت گرفته شود ، نتیجه منفی گرفته می شود .&lt;br /&gt;در ورود به این بحث ، هدف من زیر سوال بردن دین اسلام و یا حق ، یا باطل جلوه دادن ان نیست ، چون برای ورود ، به اثبات حقانیت ، یا غیر حقانیت دین اسلام و یا هر دین دیگری ، لازم به بحث و جدل و نوشتن خروارها نوشته و مقاله است ، بلکه هدف من به اثبات رساندن این اصل است که خرافه پرستی و انجام اعمالی که به نظر بعضی افراد برای به اثبات رساندن این دین ، از ان استفاده می کنند ، از جمله : فشار ، ترور ، ادم کشی ، راه درستی نیست و دقیقا نتیجه عکس می دهد .&lt;br /&gt;ما هر روز شاهد هستیم ، در کشور عراق ، ایران ، سوریه ، لبنان، فلسطین ، افغانستان ، سودان و ... افراد زیادی در زیر نام دین و توسط کسانی که خود را ماموران خدا می دانند ، سلاخی می شوند ، صدام حسین که چند ساعت قبل از نوشتن این مقاله ، به دار اویخته شد ، در زیر نام اسلام و در حالی که حتی تا پای چوبه دار، یک جلد قرآن را با خود حمل می کرد ، هم خود را مامور خدا بر کره زمین می دانست و ان جرم و جنایت هایی را که بر علیه بشریت انجام داده را انجام امر خدا نامیده است و ما شاهد هستیم که چه جنایت های هولناکی را بر علیه بشریت انجام داد ، ایا چنین شخصی ، که دارای تحصیلات عالیه نیز بود ، دچار توهم و خرافه پرستی نبود ؟!&lt;br /&gt;بسیاری افراد سود جو هستند ، برای اینکه سلطه خود را بر روی مردم ادامه دهند و از مردم سواری بگیرند ، از فرمولها و روشهایی ، برای بر انگیخته نمودن احساسات افراد استفاده می کنند ، که اگر به دقت انها را ریشه یابی نماییم به ریشه خرافات می رسیم .&lt;br /&gt;حال ، جمهوری اسلامی در این زمینه یک گام مثبت بر داشته است و با این عمل تا حدود چشم گیری از گسترش و تداوم خرافات جلوگیری می نماید و اگر این عمل را در جنبه های دیگر نیز گسرش می داد وبا انها مبارزه می کرد ، از جمله اثبات عدم اتصال مقام رهبری ، یعنی ایت الله خامنه ایی ، با بارگاه اللهی ، تفهیم به اقای احمدی نژاد در این مورد که : شما در ان هنگامی که در مقر سازمان ملل سخنرانی می کردی و احساس کرده ایی که هاله ایی از نور الهی ، تو را احاطه کرده است ، این نور الهی و غیبی نبوده است ، بلکه پروژکتورهای قوی روبرویت بوده است که تو این طور احساس کرده ایی و یا اینکه تفیم این مطلب به حامیان و بانیان دولت جمهوری اسلامی که شما که فکر می کنید ، مشروعیت حکومتتان را از خدا گرفته ایید ، در اشتباه هستید و در اصل مشروعیت حکومت را باید از خلق الله گرفت ، نه از خود الله ، چون این خلق الله هستند که باید ازادانه تصمیم بگیرند که چه افراد و یا گروههایی ، لیاقت این رادارند که بر انها حکومت نمایند ، بسیار کار پسندیده و خوبی می شد .&lt;br /&gt;آریان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-3029363248068135499?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/3029363248068135499/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=3029363248068135499&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3029363248068135499'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/3029363248068135499'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2006/12/blog-post_30.html' title=''/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-8803019592110425189</id><published>2006-12-22T18:59:00.000+03:30</published><updated>2006-12-22T19:02:35.951+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قطعنامه پشت سر قطعنامه بر علیه جمهوری اسلامی ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومت جمهوری اسلامی ایران ، که خورشید موجودیت خود را رو به غروب می بیند ، هر روز بحرانی جدید و مشکلی جدید هم برای ملت ایران و هم برای مردم سایر کشورها می افریند.&lt;br /&gt;فشار و ایجاد  رعب و وحشت و به زور حکومت کردن بر مردم ایران ، امر جدید و تازه ایی برای حکومت ایران نیست .این حکومت از بدو تاسیس دارای چنین عملکردی بوده است ، با این تفاوت که در برهه هایی از زمان ، عملکردها و فشار اوردن ها موجه و خوب جلوه داده شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اینکه به حقیقت ، به نتیجه برسیم ، که خود ما ملت ایران در ایجاد چنین حکومتی نقش بسزایی داشته اییم و از همه مهمتر خود ما ، این اختیاراتی را که از کنترل خارج شده اند را به این حکومت و رهبران این حکومت داده اییم ، لازم می دانم اندکی به گذشته بر گردم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی که ما مردم ایران ، از ظلم حکومت شاهنشاهی به ستوه امده بودیم ، با دستان خالی ، اما با اراده ایی اهنین و عزمی راسخ و محکم ، حکومت تا دندان مسلح پهلوی و مقتدر خاور میانه را سرنگون نمودیم ، ازانجا که ملت ایران ، ملتی است دارای فرهنگ و تمدنی بسیار درخشان و قابل تامل و از انجا که این ملت هیچگاه جنگ خواه و خون ریز نبوده است و از همه مهمتر ، احترام گذاشتن به شخصیت های دینی و بزرگان ملت ، در رگ و پوست و خون این ملت ریشه دوانده است ، زمام امور را به پیر دنیا دیده و رنج کشیده ایی سپردند ، که همانا اقای خمینی باشند ، ملت ایران ازانجا که ایت الله خمینی ، پیری هجران دیده بود، پیری سرد و گرم چشیده بود، پیری دیندار بود و...و... احساس کردند ، که منجی و نجات دهنده ملت ایران و کشور ایران ، ایشان می باشند . البته لازم به ذکر است ، که گفته های اقای خمینی و نطقهای ایشان و رهنمودهای ایشان و همچنین تبلیغات طرفداران ایشان ، در ایجاد این حس اعتماد به ایشان بی تاثیر نبوده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام خمینی با هزاران وعده و وعید وارد کشور شدند ، کار به جایی رسید ، که مردم چهره ایشان را در ماه می دیدند ، ظاهر ارام و بی پیرایه و ساده ایشان یکی دیگر از عوامل جلب حس اعتماد ملت ایران به ایشان بود . ایشان ابتدا اعلام کردند ، که در کارهای حکومتی دخالت نخواهند کرد و حکومت را به افراد تحصیل کرده و با تجربه ، که در امر حکومت داری خبره و کار امد باشند ، خواهد سپرد ، ایشان تصمیم داشتند و بزرگترین ارزویشان این بود ، که به شهر قم رفته و در انجا اطراق نماید و مانند یک طلبه به تحصیل و تدریس بپردازد . نظر بسیار خوب و به جایی بود ، با زبان حال بارها بیان نمود ، که از حکومت داری چیزی سرش نمی شود ، حکومت داری بلد نیست ، هدفش این نیست که در راس حکومت باشد و....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما به یک باره همه چیز وارونه شد ،ملت ایران که خود را اماده کرده بود ، تا اینکه بعد از یک عمر بدبختی و بیچارگی در زیر سلطه پادشاهان ، دمی بیاساید و روی خوش و مزه شیرین ازادی را بچشد ، ناگاه خمینی را در مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح، انتخاب کننده دولت، ولی فقیه و در نهایت خدای ایران زمین و جهان اسلام دیدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعالیت احزاب فراوانی که در بحبوحه انقلاب ، به فعالیت و ایجاد تشکل پرداخته بودند ، محدود شد ، کم شد، از صافی گذشتند ، چند حزبی باقی ماندند ، انها هم بعد از مدتی برچیده شدند، ملاک شد ،  تعهد به نظام ، پایبندی به اصول نظام، کسانی که انتقاد داشتند و یا مخالف بودند ، از دم تیغ گذشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مخالفان و منتقدان نام محارب و مفسد فی الارض گرفتند، کسانی که ازادی می خواستند ، می خواستند حرف دلشان را بزنند، جاسوس شیطان بزرگ و وابسته به صهیونیست و ..... نام گرفتند ، یا حذف فیزیکی شدند و یا سرب داغ در دهانها و دلهایشان ریخته شد، ملیت های گوناگون ایران ، از جمله : آذری، کورد، بلوچ، لر،عرب و..... که حق روای خود و سهیم شدن در امکانات کشوری و لشکری و اقتصادی را می خواستند ، وابسته به روس و امریکا ، نام گرفتند و با برچسب تجزیه طلبی ، به شدیترین وجه ممکن سرکوب شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شدت سرکوب ملیت های ایرانی و موجه جلوه دادن این سرکوب ها ، به اندازه ایی قوی و حساب شده بود ، که بسیاری از کسانی که خود را انقلابی و روشنفکر می دانستند ، در این سرکوب ها با افتخار شرکت می کردند و دانسته و نا دانسته به محکم تر کردن ریشه حکومت کمک نمودند. شدیدترین نوع سرکوب ملیت های ایرانی ، مختص به ملت کورد بود ، ملت کورد ، که در به ثمر رساندن انقلاب نقش داشتند ، خون داده بودند ، از حکومت مرکزی ، که اقای خمینی ، خدای آن گشته بود ، درخواست نمودند که انها نیز نقشی در حکومت مرکزی ایفا نمایند و از همه مهمتر اینکه برای اینکه حکومت مرکزی زیر فشار نباشد ، نمایندگان ملت کورد به اقای خمینی پیشنهاد کردند که اداره امور کردستان را به خود ملت کورد که تحت نظارت حکومت مرکزی باشد ، واگذار نمایند، دادن این پیشنهاد همان و صدور حکم جهاد بر علیه ملت کورد از جانب اقای خمینی همان،این درخواست و پیشنهاد نمایندگان ملت کورد ، که به نفع حکومت مرکزی بود و تمرکز حکومت را نیز به صورتی عادلانه تقسیم می نمود و در نهایت همان ارمان والای دموکراسی ملت ایران ، را نیز تحقق می بخشید ، از جانب اقای خمینی و دارو دسته چماق بدستش، کفر، الحاد و تجزیه طلبی نام گرفت . انها که می خواستند ایران را به جانب دیکتاتوری بکشانند ، نمی توانستند بپذیرند،اگاهان ملت کورد را که در ان زمان می خواستند ، ایران را و حکومت اینده ایران را ، به جانب دموکراسی و دمکرات بودن بکشانند، در میانشان باشند و این تبلیغات ازادی خواهانه را به گوش سایر ملیت های دیگر ایران برسانند و در اینجا بود ، که رگ غیرت سایر ملیت های ایرانی را جنباندند و بدون اینکه اصل قضیه را برای ملت ایران بازگو نمایند ، تنها به این چند جمله بسنده کردند ، که ملت کورد در صدد تجزیه کردن خاک ایران می باشد و ما باید همه با هم از این امر جلوگیری نماییم و باید به انها حمله کنیم و روشنفکرانشان را از دم تیغ بگذرانیم و بدین ترتیب بود ، که بعد از صدور حکم جهاد اقای خمینی ، بر علیه ملت کورد ، اقای بنی صدر نیز ، که در ان زمان در راس حکومت قرار داشت و خود رااز روشنفکران مدرن  ،به حساب می اوردند ، به سربازانش امر نمود ، که تا کوردستان را ازاد ننمایند( از چه چیز ازاد نمایند ، من هنوز هم نمی دانم ، شاید منظور این بوده است ، که کوردستان را از اگاهی و علمی که مردم کسب کرده بودند ، ازاد نمایند .) حق ندارند ، پوتین هایشان را از پایشان در اورند. (اقای بنی صدری ، که بعدها همین دار و دسته ایی که ایشان امر انها را اجرا می کرد و دستور قتل و عام ملت کورد را صادر کرد ، کارش به جایی رسید که اربابانش به او هم رحم نکردند و از ایران بیرونش کردند ، خدمت به مار کردن عاقبتش همین است . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از انجا که حالا نیز بسیاری از مردم ایران نمی دانند ، که حمله به کوردستان ، چرا صورت گرفت و شاید بسیاری هنوز هم با وجود اینکه خمینی و دار و دسته اش را قبول ندارند ، اما بر این باور هستند ، که ملت کورد قصد تجزیه ایران را داشت و یا اینکه در اینده این قصد را دارد ، لذا مجبور شدم ، در این مورد توضیح بیشتری بدهم و لازم می دانم که این نکته بسیار مهم را نیز اضافه نمایم ، که در ان برهه ایی که خمینی ، چنین فرمانی را صادر کرد ، ملت کورد چنین قصدی نداشت ، بلکه ملت کورد سالهاست ، که خودش قربانی تجزیه شدن ، گردیده است  ، ولی این قسمت از تاریخ ملت کورد و چگونگی تجزیه شدنش را ، حکومت های وقت و فعلی کشورهای ایران، ترکیه، عراق و سوریه ، تا انجایی که امکان داشته است ، را از میان کتب تاریخی، حذف، کم رنگ و یا پاک نموده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بحث را به درازا کشاندم ، اما گریزی نبود ، چون بسیاری از تاریکیها هستند ، که لازم است روشن گردند و اما ادامه بحث ، بله، این حکومت از بدو تاسیس به جانب دیکتاتوری و ظلم به ملت ایران حرکت کرده است ، اما اوایل چنان که در بحث مفصل بالا به مواردی اشاره کردم ، تمرکز سرکوب بیشتر بر روی سایر ملیت ها بوده است ، نه اینکه فارسها اسیب ندیده باشند ، اما به نسبت اوایل ، اسیب پذیری انها کمتر بوده است و حالا که ملیت های مختلف ایران ، بسیار خوب سرکوب گشته اند و ماشین قلع و قمع حکومت ، در شهر های مختلف ، با تطمیع کردن ، چماق داران زیادی را به دور خود جمع کرده است ، از ان گوشه و کنارها ، خیالش به کلی جمع و راحت است و در این اواخر فشارش را و تمرکز فشارش را ، بر ملیت فارس بیشتر نموده است، به همین دلیل است که این بار ملیت فارس آه و فغانشان در امده و می نالند ، چون همچنانکه عرض کردم ، تا دیروز بود، لزوم داشت ، ملیت های غیر فارس سرکوب شوند و لذا لازم بود ، که برای این سرکوب و با سر دادن شعارهایی که به رگ غیرت می زدند ، بسیاری از ملیت فارس را مجبور کردند ، با خود همداستان و هم مرام نمایند ، تا در پیشبرد هدفشان موفق باشند و حال که تا حدودی موفق گشته اند ، نوبت این ملیت ایرانی نیز فرارسیده است و همچنان که شاهد هستیم ، شدت این سرکوب به بهانه های واهی روز به روز بیشتر و بیشتر می گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس چنانکه تا حدودی اشاره کردم ، سرکوب و فشار بر ملت از بدو تاسیس این حکومت وجود داشته است و وجود دارد . اما چه شده است که جدیدا، این کشورهای اروپایی و امریکایی و به کل بسیاری از کشورهای غربی ، تازه از خواب بیدار شده اند و هر روز قطعنامه ایی بر علیه جمهوری اسلامی ، در مورد نقض حقوق بشر ، جلوگیری ازاعدام و غیره صادر می نمایند . واقعیت امر این است ، که این کشورها در پی منافع خودشان هستند ، انها از اول هم می دانستند ، که در ایران چه رخ می دهد ، ملیت ها چگونه سرکوب می شوند، حکومت چگونه به مردم ایران ظلم می کند ، چگونه جوانان ملت ایران ، دسته دسته و گروه گروه به جوخه های مرگ سپرده می شوند و غیره ، اما در ان زمانها ، حکومت ایران  لقمه بسیار چربی ، برای انها بود ، انها باج خود را می گرفتند و به این مسایل کار نداشتند ، اما از روزی که برایشان روشن شده است ، که این لقمه چرب ، مار خوش خط و خالی بیش نیست ، بنای مخالفت خود را با حاکمان ایران بنا نهاده اند و به خصوص از روزی که جمهوری اسلامی ، به صورتی علنی کمک های مالی ، که از دارایی ها و اموال ملت ایران است ، را به گروه های تروریستی ، مانند حماس و حزب الله لبنان واگذار می نماید و با وجود اختلاف ایدولوژیک بسیار با روسها ، اما جمهوری اسلامی سفره روسها را ، که مخالفان خود را با پلوتونیوم و سم و سرب و غیره از بین می برد ، بسیار رنگین تر کرده است و به منظور دست یابی به بمب اتمی که کلیدش در دست روسهاست ، بیش از حد انتظار از دارایی های ملت ایران را به جیب روسها سرازیر کرده است و در حقیقت این عوامل و عوامل دیگری باعث شده است ، که به منظور جمع اوری بهانه های موجه ، برای ملت ایران دلسوزی می نمایند ، در غیر این صورت ، چرا در گذشته این قطعنامه ها صادر نمی شد؟! جمهوری اسلامی در حال حاضر، نسبت به اوایل پنج در صد هم حکم سنگ سار را به اجرا در نمی اورد ، چرا در ان زمانها قطعنامه بر علیه سنگ سار صادر نمی شد ، اما حالا قطعنامه صادر می شود؟! چرا در زمانی که زندانیان سیاسی ، پنج دقیقه ایی ، توسط یک اخوند بی سواد ، محاکمه می شدند و بعد گله ایی ، به اعدام محکوم می شدند و تیر باران می شدند ، هیچ کدام از کشورهای غربی قطعنامه صادر نمی کردند، اما برای ازادی کسانی مانند اکبر گنجی ، که رهرو و ادامه دهنده راه خمینی است و افرادی نظیر او امروز ،  قطعنامه صادر می کنند ؟! چرا وقتی که دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر شرفکندی ، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران در خاک همین کشورهای مدافع ازادی و دمکراسی و حقوق بشر ، توسط جوخه های ترور جمهوری اسلامی ایران ، به قتل رسیدند ، با وجود اشکار شدن قاتلان و عاملان و امران ترور ، انها را ازاد کردند و در نهایت احترام ، به جمهوری اسلامی تحویل دادند و پرونده ها را مختومه اعلام کردند ، قطعنامه ایی صادر نشد ؟! اما حال برای جزیی ترین امور ، بر علیه جمهوری اسلامی قطعنامه صادر می کنند . البته من مخالف این کار اینها و قطعنامه صادر کردنهایشان نیستم و اتفاقا کار خوبی می کنند ، بلکه هدف من این است ، که می خواهم ثابت نمایم ، اینها به خاطر ملت ایران و یا ملیت های موجود در ایران قطعنامه صادر نمی نمایند ، بلکه تنها و تنها به خاطر منافع خودشان است . چون اینها خیلی چیزها را دیدند و شنیدند در مورد ظلم و ستم حکومت به ملت ایران ، که ما از ربع انها نیز خبر نداشتیم و نداریم ، اما در ان زمانها سکوت کردند ، چون منافعشان در ساکت ماندن بود و از کنار ان همه جرم و جنایت حکومت جمهوری اسلامی ، بر علیه ملت و ملیت&lt;/span&gt; های موجود در ایران ، به سادگی گذشتند.&lt;br /&gt;آریان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-8803019592110425189?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/8803019592110425189/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=8803019592110425189&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8803019592110425189'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/8803019592110425189'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2006/12/blog-post_22.html' title=''/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-2580258384426404319</id><published>2006-12-08T20:49:00.000+03:30</published><updated>2006-12-08T20:51:04.077+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مذاکره با رژیمهای تهران و سوریه از جانب جرج بوش و تونی بلر منتفی شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیروز که مطلب زیر را می نگاشتم اقای جرج بوش و اقای تونی بلر دو رهبر ایالات متحده امریکا و بریتانیا در حال رایزنی و گفتگو در مورد معضل عراق بودند و از انجا که هر دو رهبر در زیر فشارهای شدید ملت  کشورهای تحت حاکمیت خود قرار داشتند و گروه تحقیق نیز ، یکی از راههای برون رفت از معضل عراق را مذاکره با رژیم های سوریه و ایران عنوان کرده بود و اقای بوش نیز تصریح نموده بود ، که راهکارهای پیشنهادی را به دقت مطالعه خواهد کرد و در صورت لزوم انها را به مرحله اجرا خواهد گذاشت ، من اینچنین برداشت کردم ، که این دو رهبر تحت فشار ، عاقبت مجبور به باج دهی به این دو رژیم خواهند شد ، اما خوشبختانه تا این لحظه که من این مطلب می نگارم ، هیچ کدام از انها راضی به این مذاکره نشده اند و بر مواضع خود ، که همانا مبارزه با تروریزم و حامیان تروریزم بین المللی ، که همانا رژیم های تهران و سوریه هستند ، اصرار و پا فشاری دارند و تا این لحظه حاضر به باج دادن به این رژیم ها نشده اند ، لذا لازم دیدم که این مطلب را بنویسم و برای تایید گفته های خود لینک خبری را نیز از سایت ایران پرس نیوز قرار می دهم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لینک خبر (&lt;a href="http://www.iranpressnews.com/source/018353.htm"&gt;اینجا را کلیک کنید&lt;/a&gt; )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آریان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; پی نوشت : کپی خبر از سایت ایران پرس نیوز دات کام &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رییس جمهور امریکا با فاشیستهای اسلامی مذاکره نمی کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرزیدنت جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا روز گذشته پس از دیدار و گفتگو با تونی&lt;br /&gt;بلر، نخست وزیر انگلستان در کاخ سفید واشنگتن، طی سخنانی پیشنهاد مذاکره با&lt;br /&gt; رژیمهای تهران و دمشق را رد کرد. یکی از روزنامه های چاپ واشنگتن نوشت رئیس&lt;br /&gt;جمهور آمریکا با فاشیستهای اسلامی گفتگو نمی کند.&lt;br /&gt;پرزیدنت بوش که بهمراه تونی بلر در یک کنفرانس مشترک مطبوعاتی شرکت کرده&lt;br /&gt;بود، از جمله اظهار داشت که با سخنان نخست وزیر انگلستان موافق است که آنچه در&lt;br /&gt; عراق رخ می دهد، تصادفی یا ناشی از اشتباه نیست، بلکه نتیجه همپیمانی عامدانه&lt;br /&gt;افراطیون داخلی و خارجی و حمایت رژیم تهران از نیروهای شبه نظامی شیعه در این&lt;br /&gt;کشور است.&lt;br /&gt;رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به این سئوال که آیا شما حاضرید با رژیمهای تهران و&lt;br /&gt; دمشق طبق توصیه گروه بیکر- هامیلتون وارد گفتگوی مستقیم شوید؟ گفت هر کشوری&lt;br /&gt;که بخواهد وارد این مذاکره شود، باید با مسئولیتهای خود آشنا باشد. از جمله اینکه نباید&lt;br /&gt;از تروریسم پشتیبانی کند و باید به برقراری ثبات و دموکراسی در عراق کمک کند. اگر&lt;br /&gt; رژیمهای تهران و دمشق به چنین اهدافی متعهد نیستند، بهتر است به خود زحمت ندهند&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;پرزیدنت بوش افزود رژیم تهران به شرایط آمریکا برای مذاکره واقف است و باید ابتدا&lt;br /&gt;فعالیتهای هسته ای خود را به نحوی که قابل تائید باشد، متوقف سازد.&lt;br /&gt;تونی بلر، نخست وزیر انگلستان نیز در همین رابطه گفت مسئله، عدم تمایل برای&lt;br /&gt;مذاکره با رژیمهای تهران و دمشق نیست. مسئله این است که موضوع مذاکره روشن&lt;br /&gt;باشد. موضوعاتی چون حمایت از دولت عراق، عدم حمایت از فرقه گراها و عدم حمایت&lt;br /&gt;مالی و تسلیحاتی از تروریستها.&lt;br /&gt;تونی بلر گفت مشکل ما در عراق و از جمله در جنوب این کشور این است که بطور&lt;br /&gt;مثال رژیم تهران به چنین اعمالی دست می زند. یعنی تروریستها را حمایت، مسلح و&lt;br /&gt; تامین مالی می کند. بنابراین باید روشن باشد که همه طرفهايی که خواهان مذاکره&lt;br /&gt;هستند، با مسئولیتهای خود آشنا باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رد پیشنهاد مذاکره با رژیمهای تهران و دمشق از سوی رئیس جمهور آمریکا، بازتاب&lt;br /&gt;گسترده ای در رسانه های خبری جهان داشته است.&lt;br /&gt;فرستاده تلویزیون 2 فرانسه طی گزارشی از واشنگتن از جمله گفت رئیس جمهور&lt;br /&gt;آمریکا تاکید کرد که نمی خواهد با رژیمهای تهران و دمشق گفتگو کند. زیرا بخوبی می&lt;br /&gt; داند که باید امتیازهايی به آنها بدهد: برای رژیم تهران در زمینه هسته ای و برای رژیم&lt;br /&gt; دمشق در زمینه دادگاه بین المللی جهت محاکمه قاتلان رفیق حریری. از این رو رئیس&lt;br /&gt; جمهور آمریکا اصلا مجبور نیست توصیه های گزارش گروه بیکر – هامیلتون را&lt;br /&gt; بپذیرد.&lt;br /&gt;همزمان خبرگزاری فرانسه گزارش داد خانم زیپی لیونی، وزیر امور خارجه اسرائیل&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای گفتگو در همین زمینه هم اکنون در واشنگتن بسر می برد. اسرائیل نیز مانند اکثر&lt;br /&gt; کشورهای منطقه، گزارش گروه ارزیابی وضعیت عراق را رد کرده است.&lt;br /&gt;گفتگو با رژیم تهران يعنى تسلیم شدن به فاشیستهای اسلامی&lt;br /&gt;روزنامه واشنگتن تایمز پیشنهاد گفتگو با رژیم تهران برای حل مسایل عراق را تسلیم شدن به فاشیسم اسلامی دانست.&lt;br /&gt;این روزنامه نوشت پرزیدنت بوش چه بصورت خصوصی و چه علنی اعلام كرده است&lt;br /&gt; كه قصد ندارد در برابر فاشیسم اسلامی و دیگر دشمنان ما در عراق تسلیم شود. وی&lt;br /&gt; بارها اعلام كرده است كه با دو رژیمی كه مسبب کشتار و خونریزی در عراق هستند، یعنی رژیمهای تهران و دمشق به گفتگو نخواهد نشست.&lt;br /&gt;این روزنامه نوشت ما اگر عراق را ترک کنیم، جایی برای پنهان شدن از دست فاشیستهای اسلامی وجود نخواهد داشت.&lt;br /&gt;روزنامه نیویورک تایمز نیز در همین رابطه اظهارات ژنرال آنتونی زینی از فرماندهان&lt;br /&gt;سابق ارتش آمریكا در خاورمیانه و یکی از مخالفان سرسخت جنگ عراق را درج کرده است.&lt;br /&gt;نیویورک تایمز نوشت هیچ کارشناس نظامی بیش از آنتونی زینی، تفنگدار بازنشسته و&lt;br /&gt; از افسران ارشد ارتش آمریكا در مخالفت با جنگ عراق، بی محابا و صریح نبوده&lt;br /&gt;است. اما این روزها همین ژنرال زینی پیام دیگری دارد. پیام این است كه ترک زودرس&lt;br /&gt;عراق، این کشور را تبدیل به پناهگاهی برای گروههای تروریستی خواهد کرد و باعث&lt;br /&gt; تشدید جنگ فرقه ای در عراق و تقویت نفوذ رژیم تهران در سراسر خاورمیانه خواهد&lt;br /&gt; شد و تمام منطقه را به آشوب خواهد کشاند.&lt;br /&gt;نیویورک تایمز به نقل از ژنرال زینی نوشت این منطقه ویتنام یا سومالی یا هر كجای&lt;br /&gt; دیگر نیست كه بشود از آن فرار كرد. اگر عراق را ترک كنیم، در مدت زمان كوتاهی&lt;br /&gt; دو باره مجبور خواهیم بود برگردیم و با مشكلات آن روبرو شویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ژنرال زینی گفت ما در بدترین مكان ممكن مرتکب اشتباه شدیم. ما پیش از جنگ عراق&lt;br /&gt;با حکومتی در ایران مواجه بودیم كه مهار شده بود، اما اكنون نفوذ آن در سراسر عراق،&lt;br /&gt;سوریه، لبنان و مناطق فلسطینی نشین گسترش یافته است. این شدنی نیست كه ما به&lt;br /&gt;دلایل امنیتی در منطقه حضور داشته باشیم و با بزرگترین مشكل امنیتی كه خود بانی آن&lt;br /&gt; هستیم، برخورد نكنیم. من برای خروج از این بحران راه دیگری نمی بینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران پرس نیوز دات کام&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-2580258384426404319?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/2580258384426404319/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=2580258384426404319&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2580258384426404319'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2580258384426404319'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2006/12/blog-post_08.html' title=''/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-6232834394069512044</id><published>2006-12-07T23:24:00.000+03:30</published><updated>2006-12-07T23:27:45.137+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;سران حکومتهای سوریه و ایران به اهداف خود در عراق نزدیک شده اند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بشار اسد از جمله افرادی است که با مهارت و شگردی منحصر به فرد از افراط گرایی اسلامی منطقه حمایت نموده است و در داخل کشور تحت حاکمیت خود نیز ، چنان فضای بسته ایی را فراهم نموده است که مخالفی را یارای نفس کشیدن نیست ، کیش و مذهبی که بشار اسد بر ان است ، اسلام سنی می باشد ، در این نوع کیش که در مقابل تشییع قرار دارد ، پیروان و رهروان این مذهب نه تنها از مذهب تشییع دل خوشی ندارند و از انها و مذهبشان بدشان می اید ، بلکه تعداد زیادی از اصول و فروع دین تشییع را نیز قبول ندارند، از جمله می توان به جهاد ، صیغه نمودن زن و موارد دیگری اشاره نمود ، اختلاف تا جایی است که حتی سنی ها وضو ، غسل ،نماز و... شیعه ها را باطل و اشتباه می دانند . شیعه ها نیز دقیقا در برابر سنی ها نظرات بسیار خصمانه ایی دارند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;توضیحات بالا در مورد دو فرقه بزرگ موجود در دین اسلام بود ، این دو فرقه نیز در داخل خود فرقه های دیگری دارند که همه ضد و نقیض هم هستند و وارد شدن به این مباحث از حوصله این بحث خارج است و من نیز نمی خواهم یکی را نقض یا دیگری را بقبولانم ، بلکه هدف من از ورود به این مباحث موضوعی است ، که قبل از ورود به ان لازم دیدم ، به صورتی کلی اشاره ایی به این تفاوتها داشته باشم و اما ادامه بحث ، بشار اسد خواهان تشکیل یک دولت اسلام سنی گرایی عالمگیر می باشد ، احمدی نژاد و خامنه ایی و دارو دسته چماق بدستشان ، خواهان تشکیل یک دولت شییعی عالمگیر می باشند ، اسماعیل هنیه نخست وزیر حماس فلسطینی سنی ، شیخ نصرالله رهبر حزب الله لبنان شیعه، صدرهای عراق شیعه، طالبان در افغانستان و القاعده به رهبری اسامه بن لادن سنی ،این دسته ها و گروه ها و دولت ها همه دارای اختلافات عمیق و غیر قابل ارتباطی با هم هستند ، اما در یک نقطه همه انها یک هدف مشخص را دنبال می کنند و در این نقطه است که همه اینها به هم می پیوندند و ان هم مبارزه با امنیت جهانی و حقوق بشر می باشد .&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;امنیت جهانی و صلح بین المللی به زیان حکومت ها و گروه هایی است که سعی دارند ، از احساسات مردم سو استفاده کنند ، امنیت و صلح باعث می شود که انسانها نیک بیاندیشند ، نیک بگویند و نیک رفتار نمایند و زمانی که این اصل بر کل دنیا حکمفرما گردد افراد و گروه هایی که منتظر سیلاب هستند ، تا از اب گل الود ماهی بگیرند، هیچگاه به مقصود خود نخواهند رسید ، چون انها موجودیتشان از بین می رود ، قبل از اینکه لحظه شماری نمایند و منتظر سیلاب باشند منقرض شده اند. بدین دلایل است که هیچگاه حکومت های مستبد ، گروه های وابسته به انها اجازه نخواهند داد که امنیت بر قرار گردد .&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;دسته هایی در عراق که از جانب حکومت سوریه و ایران به شدت حمایت می گردند ، شب و روز در حال بمب گذاری و انفجار و ادم کشی هستند تا به حال صدها هزار نفر انسان بی گناه جانشان را از دست داده اند روز نیست ، در خبر گزاری ها نشنویم ، از کشته و مجروح شدن انسانهای بی گناه ، اگاه نگردیم .  تمام این جنایات در زیر نام اسلام است و مبارزه با سربازان کفر، که همانا سربازان امریکایی و متحدانشان می باشد ، صورت می گیرد ، اما در عمل فقط و فقط افراد بی گناه قربانی این حملات هستند . سربازان امریکایی و نیروهای متحدشان ، تا دندان مسلح هستند و انقدر ورزیده و رزمی هستند که از عهده چند عرب پا برهنه فریب خورده برای تصاحب حوری های بهشت بر ایند ، پس این بزدلان نمی توانند خود را به نیروهای امریکایی و متحدانشان برسانند و خود را در بین انها منفجر سازند ، از طرف دیگر عجله دارند که به بهشت بروند و چند حوری دست اول را تصاحب نموده و چند قدحی شراب بهشتی بنوشند ، در نتیجه برای رسیدن به این مقصود شهوانی و حیوانیشان ( تصاحب حوری بهشتی و شراب بهشتی نوشیدن ) مردم بی گناه باید تاوان انها را بدهند و انها قربانی شوند . در عراق جان انسانها از جان حیوانات بسیار بی ارزشتر شده است ، در هیچ جای دنیا ما نمی شنویم که مثلا هر روز صد سگ یا گربه کشته شوند ، اما در عراق هر روز صدها نفر علنی و غیر علنی قربانی می شوند ، سر بریدن انسان در زیر نام اسلام از سر بریدن یک گنجشک اسانتر گشته است .&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;خامنه ایی ، احمدی نژاد ، بشار اسد ، شیخ حسن نصرالله و... همه تقصیرها را به گردن امریکا انداخته اند و عقیده دارند که اگر امریکا از منطقه خارج شود ، این مشکلات حل می شوند ، این اقایان و گروه هایی که عقیده دارند ، اگر سربازان امریکایی و نیروهای متحدین که به دمکراتیزه کردن منطقه که به ضرر این اقایان است کمک می کنند ، از منطقه خارج شوند ، این ادم کشی ها و آشوب ها و بلواها ، فرو کش خواهد کرد ، راست می گویند ، چون این ادم کشیها و بحران را همین اقای خامنه ایی و بشار اسد و دار و دسته این اقایان درست کرده اند و از ان حمایت می کنند ، چون حضور امریکا و کشورهای غربی دوام و بقای انها را تهدید می کند ، خورشید حکومت این اقایان با حضور موفق امریکا و سایر متحدین در اسیا و خاورمیانه به غروب می رود، در فردایی که نیروهای غربی از منطقه بیرون رفتند ، انها نیز حکومت نو دمکرات عراق را به زیر سیطره مقتدی صدر و یا جیره خوار دیگری که وابسته به بیت های رهبری انها باشد می کشانند ( همچنانکه در حال نابود کردن حکومت نو پای دمکرات لبنان هستند ) مخالفان را یک شبه از دم تیغ می گذرانند ، حکومت فدرال ، موفق و پیشرفته کردستان را به خاک و خون می کشند و چنان فضای رعب و وحشتی در عراق فراهم می نمایند که مورچه مخالف را نیز سلاخی می کنند ، انوقت با قیافه ایی حق به جانب رو به دنیا می گویند : نگفتیم تمام بدبختی و بحران از جانب امریکا و متحدانش بود ! بفرمایید ببیند ، کسی بمب گذاری نمی کند . ( چون بمب گذارها دستور بگیران انها هستند و وقتی که به هدف خود برسند ، دیگر لازم به بمب گذاری نیست ، بلکه این بار قتل عام ها ، مخفیانه صورت میگیرد، مانند قتل و عام هایی که در ایران و سوریه صورت می گیرد و اب از اب هم تکان نمی خورد.)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;یک گروه امریکایی در حال تحقیقی چند ماهه بوده اند ، تا اینکه ببینند ، چکار کنند ، تا اینکه امریکا بتواند صلح و امنیت را در عراق بر قرار کند ، نتیجه بررسی ها و پیشنهادهای این هییت چند روز پیش منتشر شده است ، من نمی خواهم به بند بند این تحقیق و بررسی و پیشنهادها اشاره نمایم ، اما به صورت کلی می توانم بگویم که این گروه تحقیق پیشنهاد کرده اند ، برای حل بحران عراق ، امریکا باید مستقیما با سران کشورهای سوریه و ایران مذاکره نماید، یعنی دقیقا همان هدفی را که سران این دو کشور در نا امن کردن عراق به دنبال ان بودند ، تحقق یافته است ، سران این کشورها خطر نابودی و موجودیت حکومت هایشان را تنها از جانب امریکا می دیدند و می بینند ، پس این یک امر طبیعی است که از هر طریق ممکن ضربه هایی را به منافع امریکا باید وارد نمایند ، تا اینکه امریکا را به زانو در اورده و برای دوام و بقای حکومتشان از امریکا باج بگیرند .&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در حال حاضر جرج بوش و تونی بلر که تحت فشار افکار عمومی کشورهایشان نیز قرار گرفته اند ، در حال مذاکره می باشند ، گرچه مذاکره با چنین رژیم هایی خواست قلبی هیچ کدام از این دو رهبر نمی باشد ، اما به احتمال زیاد در زیر فشار منگنه  افکار عمومی مجبور به این کار خواهند شد . اگر چنین امری به واقعیت بگراید ، نه تنها باید فاتحه مردم سوریه و عراق و ایران را خواند ، بلکه به حقیقت باید به حال مردم خاور میانه گریست که اینده بسیار سخت و تلخی در انتظارشان خواهد بود .&lt;br /&gt;آریان &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-6232834394069512044?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/6232834394069512044/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=6232834394069512044&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/6232834394069512044'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/6232834394069512044'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2006/12/blog-post.html' title=''/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6314799158690801677.post-2488217991190908848</id><published>2006-11-20T23:52:00.000+03:30</published><updated>2006-11-21T00:09:37.683+03:30</updated><title type='text'>مشکل غربی ها در مورد کنترل جمعیت از دید دکتر احمدی نژاد</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اقای دکتر محمود احمدی نژاد که دارای طرز تفکرات منحصر به فرد و نشات گرفته از مکتب اسلام ناب محمدی می باشد ، روز یکشنبه بعد از اینکه در مجلس شورای اسلامی موفق شد ، استیضاح وزیر کشاورزیش را با خیر و خوشی به پایان برساند و از نمایندگان برای این وزیر محترم و زحمت کش رای اعتماد بگیرد ، یک سری نطق ایراد فرمودند ، که از جمله نطق های ایشان در مورد کنترل جمعیت بود .&lt;br /&gt;ایشان فرمودند: اینکه می گویند دو بچه کافی است ، من با این امر مخالفم ، با وجود امکاناتی که در کشور ایران وجود ، این کشور ظرفیت گنجایش 120میلیون نفر را داراست.&lt;br /&gt;ایشان باز اضافه نمودند: این غربی ها خود دچار مشکل هستند و چون جمعیتشان رشد منفی دارد ، دوست ندارند جمعیت کشورهای دیگر اضافه گردد و انها از این می ترسند که جمعیت ما زیاد شود و بر انها غلبه نماییم ، به همین خاطر مشکلشان را به دیگر کشورها صادر می کنند .&lt;br /&gt;اقای احمدی نژاد بر اساس جملات بالا که عین گفته های ایشان بود، معتقد هستند که کنترل جمعیت را غربی ها به کشور ایران صادر کرده اند وباز به نظر ایشان ، چنانکه از این گفته ها استنباط می شود ، این هم یک دسیسه دیگر غربی ها بر علیه جمهوری اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;اقای احمدی نژاد معتقد هستند که اگر جمعیت ایران به 120 میلیون نفر افزایش یابد بر غربی ها می توان چیره شد .&lt;br /&gt;نکته بسیار جالبی که در بین اکثر فرمایشات اقای دکتر احمدی نژاد برای من وجود داشته و دارد ،این خوی جنگ طلبی و جنگجو بودن ایشان است ، ایشان به هر جریان و عملی مشکوک هستند و ان را دسیسه غربی ها می دانند و با نیروی قهر امیز و بازدارنده جنگ و خونروزی خواهان حل و رفع ان می گردند .&lt;br /&gt;ایشان بدون در نظر گرفتن اینکه دو برابر کردن جمعیت یک کشور برابر است با افزایش امکانات ، اما ایشان تنها و تنها به خاطر اینکه نیروهای جنگی تحت فرمانش را افزایش دهد ، در فکر افزایش جمعیت هستند ، به بیانی روشنتر اقای احمدی نژاد کشور ایران را به مثابه پادگانی نظامی می بیند که هر چه نیروی جنگجوی بیشتری داشته باشد شانس موفقیتش بیشتر است.&lt;br /&gt;جمعیت ایران در حال حاضر نیمی از جمعیت مورد نظر اقای احمدی را تشکیل می دهد ، اما بیشتر از نیمی از این جمعیت در زیر خط فقر زندگی می کنند ، حال اگر جمعیت با همین وضع به دو برابر افزایش یابد ،ایا وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم بهتر خواهد شد ؟!&lt;br /&gt;در اینکه ایران کشور ثروتمندی است و گنچایش جمعیت نه تنها 120 میلیون بلکه بیشتر را نیز دارد شکی نیست ، اما ثروت و منابعی که در کشور ایران وجود دارد ، متعلق به مردم ایران نیست ، در خدمت و در جهت تامین اسایش ملت ایران نیست ، بلکه بخش عمده ایی از این ثروت در قبضه یک سری افراد راس حکومتی است ، که برای مستحکم کردن پایه های حکومتشان ، در خارج از مرزهای ایران ، به مصرف می رسانند ، که از جمله می توان به کمک های کلان همین چند روز اخیر به حزب الله لبنان و سازمان تروریستی حماس در فلسطین اشاره کرد ، که این قطره اندکی از یک دریا می باشد .&lt;br /&gt;آریان&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6314799158690801677-2488217991190908848?l=nalehshekeneh.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/feeds/2488217991190908848/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6314799158690801677&amp;postID=2488217991190908848&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2488217991190908848'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6314799158690801677/posts/default/2488217991190908848'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://nalehshekeneh.blogspot.com/2006/11/blog-post.html' title='مشکل غربی ها در مورد کنترل جمعیت از دید دکتر احمدی نژاد'/><author><name>arian</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry></feed>
